ترانه های کودکانه : بخش اول
برفای ریزه
برفای ریزه ریزه روی زمین میریزه جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۳۸ - چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد سعدی : رباعیات
رباعی ۱۳۳ - کی دانستم که بی خطا برگردی؟
کی دانستم که بی خطا برگردی؟ جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۷۷ - دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۸۰ - سؤال
دگر گفتش که ای پیر معانی حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۸ - سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را
سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۷۴ - بتان شهر که ترکانه باج می طلبند
بتان شهر که ترکانه باج می طلبند ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
شرح ملاقات آیرم رئیس شهربانی
در «اوین» داشتم گلستانی سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتن
چو شد در قصر، شاپور پری خوان خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۰۴ - کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد
کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۵ - بی یاد تو گردمی زنم بر بادست
بی یاد تو گردمی زنم بر بادست حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۱ - هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما عطار نیشابوری : باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
شماره ۱۴ - از مال همه جهان جوی داری تو
از مال همه جهان جوی داری تو عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۶ - امشب چه شود که لب ببندی ای صبح
امشب چه شود که لب ببندی ای صبح ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - عدم منافات رضا با دعا
آنچه مذکور شد از شرف مرتبه رضا منافاتی به دعا ندارد، زیرا از جانب شریعت به دعا مأموریم و خداوند عالم از ما دعا خواسته است و آن را مفتاح سعادات و کلید حاجات ساخته و باران لطف و احسان از آن متواتر، و خیرات و برکات به واسطه آن متکاثر نفس انسانی از آن روشن و منور، و آئینه دل از زنگ کدورات، مطهر و گفتن اینکه دعا منافی رضاست، از جهل ربط مسببات به اسباب، و غفلت از تربیت بعضی موجودات نسبت به بعضی دیگر است و اگر آشامیدن آب به جهت رفع تشنگی، و خوردن غذا به جهت سد گرسنگی با مرتبه رضا مخالفت داشته باشد دعا هم با رضا مخالفت خواهد داشت و» همچنین امر به معروف و نهی از منکر، و کراهت معاصی و بغض اهل معصیت با مقام رضا منافات ندارد و به قدر مقدور بر طالب سعادت دوری از ارباب معصیت و فرار از شهری که در آن معصیت شایع است لازم زیرا آنچه در فضیلت رضا و شرف آن وارد شده دخل به امور تکلیفیه ندارد چنانچه سابق بر این مذکور شد حکیم علی الإطلاق به جهت مصالح خفیه که عقل ما از آن قاصر است در این امور ما را فی الجمله اختیاری داده و زمام آن را به وجهی در قبضه اختیار ما نهاده است و رضا در اموری است که از دیار الهی وارد، و به امر پادشاهی برابر بندگان نازل می گردد. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - گر بخرامد، نسیم خلد برین است
گر بخرامد، نسیم خلد برین است واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۴۸ - چو افروزد رخش، سوزد دل و دین
چو افروزد رخش، سوزد دل و دین ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - فقر و اقسام آن
بدان که ضد غنا، فقر است و آن بر دو قسم است: اول: فقر حقیقی، و آن عبارت است از احتیاج، «کائنا ما کان» و این فقر از برای هر موجودی غیر از واجب الوجود ثابت است و مقابل آن، غنای مطلق است، که مخصوص ذات احدیت است و به این فقر و غنا در کتاب خدا اشاره شده است که «انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی». جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۴۷ - به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز
به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳ - چون گنج نهان کن غم پنهانی خویش
چون گنج نهان کن غم پنهانی خویش
برفای ریزه
برفای ریزه ریزه روی زمین میریزه جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۳۸ - چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد سعدی : رباعیات
رباعی ۱۳۳ - کی دانستم که بی خطا برگردی؟
کی دانستم که بی خطا برگردی؟ جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۴۷۷ - دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۸۰ - سؤال
دگر گفتش که ای پیر معانی حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۸ - سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را
سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را بابافغانی : غزلیات
شماره ۱۷۴ - بتان شهر که ترکانه باج می طلبند
بتان شهر که ترکانه باج می طلبند ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
شرح ملاقات آیرم رئیس شهربانی
در «اوین» داشتم گلستانی سلیمی جرونی : شیرین و فرهاد
بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتن
چو شد در قصر، شاپور پری خوان خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۰۴ - کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد
کسی کآشفتهٔ سودای آن زنجیر مو آمد جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۲۵ - بی یاد تو گردمی زنم بر بادست
بی یاد تو گردمی زنم بر بادست حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۱ - هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما
هرگز نرسد رشحهٔ کامی به لب ما عطار نیشابوری : باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ بیحوصله و معانی كه تعلّق به
شماره ۱۴ - از مال همه جهان جوی داری تو
از مال همه جهان جوی داری تو عطار نیشابوری : باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد
شماره ۲۶ - امشب چه شود که لب ببندی ای صبح
امشب چه شود که لب ببندی ای صبح ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - عدم منافات رضا با دعا
آنچه مذکور شد از شرف مرتبه رضا منافاتی به دعا ندارد، زیرا از جانب شریعت به دعا مأموریم و خداوند عالم از ما دعا خواسته است و آن را مفتاح سعادات و کلید حاجات ساخته و باران لطف و احسان از آن متواتر، و خیرات و برکات به واسطه آن متکاثر نفس انسانی از آن روشن و منور، و آئینه دل از زنگ کدورات، مطهر و گفتن اینکه دعا منافی رضاست، از جهل ربط مسببات به اسباب، و غفلت از تربیت بعضی موجودات نسبت به بعضی دیگر است و اگر آشامیدن آب به جهت رفع تشنگی، و خوردن غذا به جهت سد گرسنگی با مرتبه رضا مخالفت داشته باشد دعا هم با رضا مخالفت خواهد داشت و» همچنین امر به معروف و نهی از منکر، و کراهت معاصی و بغض اهل معصیت با مقام رضا منافات ندارد و به قدر مقدور بر طالب سعادت دوری از ارباب معصیت و فرار از شهری که در آن معصیت شایع است لازم زیرا آنچه در فضیلت رضا و شرف آن وارد شده دخل به امور تکلیفیه ندارد چنانچه سابق بر این مذکور شد حکیم علی الإطلاق به جهت مصالح خفیه که عقل ما از آن قاصر است در این امور ما را فی الجمله اختیاری داده و زمام آن را به وجهی در قبضه اختیار ما نهاده است و رضا در اموری است که از دیار الهی وارد، و به امر پادشاهی برابر بندگان نازل می گردد. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - گر بخرامد، نسیم خلد برین است
گر بخرامد، نسیم خلد برین است واعظ قزوینی : ابیات پراکنده
شماره ۲۴۸ - چو افروزد رخش، سوزد دل و دین
چو افروزد رخش، سوزد دل و دین ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - فقر و اقسام آن
بدان که ضد غنا، فقر است و آن بر دو قسم است: اول: فقر حقیقی، و آن عبارت است از احتیاج، «کائنا ما کان» و این فقر از برای هر موجودی غیر از واجب الوجود ثابت است و مقابل آن، غنای مطلق است، که مخصوص ذات احدیت است و به این فقر و غنا در کتاب خدا اشاره شده است که «انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی». جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۴۷ - به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز
به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروز صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳ - چون گنج نهان کن غم پنهانی خویش
چون گنج نهان کن غم پنهانی خویش