طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۴۵ - دل به طاق ابروی او می پرستی می کند
دل به طاق ابروی او می پرستی می کند نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت كنترل زبان
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْكَلاَمُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِي وَثَاقِهِ فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آمدن شاه موبد از روم و رفتن به دز اشکفت دیوان نزد ویس
چو شاه اندر سفر پیروزگر گشت سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۴ - هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱ - در وصف کعبه و تخلص به مدح امیرالمؤمنین علی (ع)
ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - ای عشق بیا که سخت بیدردم من
ای عشق بیا که سخت بیدردم من صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۳۶ - در توصیف صفی آباد
می می چکد از آب و هوای صفی آباد کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱ - شکوه از ناتوانی اسب
خدایگانا اسبی که داده ای به کلیم صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۶ - در مدح شاه صفی
ای روی چون بهشت ترا کوثر آینه صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۴ - در تهنیت ورود شاه عباس دوم به اصفهان
چه دولت بود یارب اصفهان را در کنار آمد نوعی خبوشانی : مثنوی سوز و گداز
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
الهی خنده ام را نالگی ده مولوی : غزلیات
غزل ۳۲۱۳ - املأ قدح البقا ندیمی
اِمْلَأْ قَدَحَ الْبَقا نَدیمی شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۴۳ - بنده آخر کجا خدا گردد
بنده آخر کجا خدا گردد خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - از گردون بر نتابم این بیآبی
از گردون بر نتابم این بیآبی صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴ - دانی ز چه عید باستان میخندد
دانی ز چه عید باستان میخندد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۲۷
دیدۀ بینای عاشق در این نشأة معرفتست اگر کاملست کامل و اگر ناقص است ناقص و درد دل ازاینست که کمال و نقصان به نسبت است و در این نشأة بینائی معرفتست در نشأة آخری معرفت بینائی شود. ماکانَتِ الیومَ مَعرِفَتُهُ اِنْقَلَبَتْ غَداًرؤُیتُهُ هرگز این بینائی نبود آن بینائی نبود و من کان فی هذِهِ اَعْمی فَهُوَ فی الْاخِرةِ اَعْمی وَاَضَلُ سَبیلا. یکی از رفقای خود که در معرفت نشانی داشت در واقعه بدیدم قوت باصرۀ او چون ضعیفی از آن جا پرسیدمش گفت مِنْ قِلّةِ الْمَعرِفَةِ مِنْ قِلَّةِ المَعْرِفَةِ آه و هزار آه آن را که امروز او را به بی کیفی شناسد فرداش چون بیند و چون بشناسد. مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۸۴ - هر دل که در آن زلف چو شستت افتد
هر دل که در آن زلف چو شستت افتد سعدی : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - ای کودک لشکری که لشکر شکنی
ای کودک لشکری که لشکر شکنی سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶ - لاله رخ
تا بسته ام بدان دو رخ لاله فام دل سعدی : رباعیات
رباعی ۱۴۲ - گر کام دل از زمانه تصویر کنی
گر کام دل از زمانه تصویر کنی
شماره ۱۴۵ - دل به طاق ابروی او می پرستی می کند
دل به طاق ابروی او می پرستی می کند نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت كنترل زبان
وَ قَالَ عليهالسلام اَلْكَلاَمُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِي وَثَاقِهِ فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
آمدن شاه موبد از روم و رفتن به دز اشکفت دیوان نزد ویس
چو شاه اندر سفر پیروزگر گشت سعیدا : غزلیات
شماره ۳۴۴ - هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید
هر نفس در کوی جانان کوه غم باید برید صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱ - در وصف کعبه و تخلص به مدح امیرالمؤمنین علی (ع)
ای سواد عنبرین فامت سویدای زمین فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۰ - ای عشق بیا که سخت بیدردم من
ای عشق بیا که سخت بیدردم من صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۳۶ - در توصیف صفی آباد
می می چکد از آب و هوای صفی آباد کلیم کاشانی : قطعات
شمارهٔ ۱ - شکوه از ناتوانی اسب
خدایگانا اسبی که داده ای به کلیم صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۶ - در مدح شاه صفی
ای روی چون بهشت ترا کوثر آینه صائب تبریزی : قصاید
شمارهٔ ۱۴ - در تهنیت ورود شاه عباس دوم به اصفهان
چه دولت بود یارب اصفهان را در کنار آمد نوعی خبوشانی : مثنوی سوز و گداز
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
الهی خنده ام را نالگی ده مولوی : غزلیات
غزل ۳۲۱۳ - املأ قدح البقا ندیمی
اِمْلَأْ قَدَحَ الْبَقا نَدیمی شاه نعمتالله ولی : دوبیتیها
دوبیتی ۱۴۳ - بنده آخر کجا خدا گردد
بنده آخر کجا خدا گردد خاقانی : رباعیات
شماره ۳۳۱ - از گردون بر نتابم این بیآبی
از گردون بر نتابم این بیآبی صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۴ - دانی ز چه عید باستان میخندد
دانی ز چه عید باستان میخندد عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۲۷
دیدۀ بینای عاشق در این نشأة معرفتست اگر کاملست کامل و اگر ناقص است ناقص و درد دل ازاینست که کمال و نقصان به نسبت است و در این نشأة بینائی معرفتست در نشأة آخری معرفت بینائی شود. ماکانَتِ الیومَ مَعرِفَتُهُ اِنْقَلَبَتْ غَداًرؤُیتُهُ هرگز این بینائی نبود آن بینائی نبود و من کان فی هذِهِ اَعْمی فَهُوَ فی الْاخِرةِ اَعْمی وَاَضَلُ سَبیلا. یکی از رفقای خود که در معرفت نشانی داشت در واقعه بدیدم قوت باصرۀ او چون ضعیفی از آن جا پرسیدمش گفت مِنْ قِلّةِ الْمَعرِفَةِ مِنْ قِلَّةِ المَعْرِفَةِ آه و هزار آه آن را که امروز او را به بی کیفی شناسد فرداش چون بیند و چون بشناسد. مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۸۴ - هر دل که در آن زلف چو شستت افتد
هر دل که در آن زلف چو شستت افتد سعدی : رباعیات
رباعی ۱۴۳ - ای کودک لشکری که لشکر شکنی
ای کودک لشکری که لشکر شکنی سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶ - لاله رخ
تا بسته ام بدان دو رخ لاله فام دل سعدی : رباعیات
رباعی ۱۴۲ - گر کام دل از زمانه تصویر کنی
گر کام دل از زمانه تصویر کنی