وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۲۰۷ - درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
درون دل به غیر از یار و فکر یار کی گنجد
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۷۱ - شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
شکاریی که دلم گشته است نخجیرش
کوهی : غزلیات
شماره ۱۸۲ - خسبیده چند مانی در جامه خواب غافل
خسبیده چند مانی در جامه خواب غافل
اقبال لاهوری : زبور عجم
فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
فرشته گرچه برون از طلسم افلاک است
فرخی یزدی : غزلیات
شماره ۹۴ - هر آنکه سخت به من لاف آشنائی زد
هر آنکه سخت به من لاف آشنائی زد
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۷۸ - آمد بهار و نوبت صحرا شد
آمد بهار و نوبت صحرا شد
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۲۱۹ - مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۶ - برفت یار من و یادگار ماند مرا
بِرَفت یارِ من و یادگار مانْد مرا
عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه
آن خلیفة الهی، آن دعامة نامتناهی، آن سلطان العارفین، آن حجةالخلایق اجمعین، آن پخته جهان ناکامی، شیخ بایزید بسطامی رحمةالله علیه، اکبر مشایخ و اعظم اولیا بود، و حجت خدای بود، و خلیفه بحق بود، و قطب عالم بود، و مرجع اوتاد، و ریاضات و کرامات و حالات و کلمات او را اندازه نبود و در اسرار و حقایق نظری نافذ، و جدی بلیغ داشت، و دایم در مقام قرب و هیبت بود. و غرقه انس و محبت بود پیوسته تن در مجاهده و دل در مشاهده داشت، و روایات او در احادیث عالی بود، و پیش از او کسی را در معانی طریقت چندان استنباط نبود که او را گفتند که در این شیوه همه او بود که علم به صحرا زد و کمال او پوشیده نیست، تا به حدی که جنید گفت: بایزید در میان ما چون جبرائیل است در میان ملائکه.
حافظ : غزلیات
غزل ۲۷۹ - خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش
خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۷۳ - مرد روشندل، ز نقص خویشتن شرمنده است
مرد روشندل، ز نقص خویشتن شرمنده است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۲۳ - خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
کمان قضا
موشکی را بمهر، مادر گفت
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۶۵ - لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۰۱۵ - تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن
تندخویان می زنند آتش به جان خویشتن
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۷ - آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
آنچه هرگز محرم گوشت نشد داد من است
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۶۹ - نوبهارست این به احیای گلستان آمده؟
نوبهارست این به احیای گلستان آمده؟
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۲ - تتبع خواجه
صبح رندان صبوحی در میخانه زدند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۷۷ - چمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش را
چمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش را
سنایی غزنوی : الباب العاشر فی سبب تصنیف الکتاب و بیان کتابة هذا الکتاب رعایة لذوی الالباب
در وصف بی‌طمعی و خویشتن‌داری خود گوید
من نه مرد زن و زر و جاهم