سعدی : قطعات
شماره ۱۲ - چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
چنین که هست نماند قرار دولت و ملک
سعدی : قطعات
شماره ۱۲۲ - نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
نه آدمیست که در خرمی و مجموعی
سعدی : قطعات
شماره ۱۵۳ - ای که دانش به مردم آموزی
ای که دانش به مردم آموزی
سعدی : قطعات
شماره ۱۶۸ - سگی شکایت ایام بر کسی می‌کرد
سگی شکایت ایام بر کسی می‌کرد
سعدی : قطعات
شماره ۵۸ - تو خود جفا نکنی بی‌گناه بر بنده
تو خود جفا نکنی بی‌گناه بر بنده
محمد بن منور : منقولات
شماره ۱۳۳ - شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی الارواح خاطبهم بلاواسطة واسمعهم کلامه کفاحا وقال خل
شیخ گفت: لما خلق اللّه تعالی الارواح خاطبهم بلاواسطة واسمعهم کلامه کفاحا وقال خلقتکم لتسارونی و اسارکم فان لم تفعلوا فتنا جونی و انا جیکم فان لم تفعلوا فکلّمونی و حدثونّی فان لم تفعلوا فاسمعوا منی ثم قرأ الشیخ: وَاِذا سَمِعُوا ما اُنْزِلَ اِلی الرَّسُولِ تَری اَعْینَهم تَفیضُ مِنَ الدَمْعِ مِمّا عَرَفوا مِنَ الحقّ ثم قال ان کلام اللّه صفة قدیمة مختصة بذاته لیس بحرف ولاصوت و هو مسموع فی ذاته فاذا اسمع عبده من غیر واسطة حرف و لاصوت یسمی مکالمة و مخاطبة و اذا اعتبره علیه بان یخلق فی المحل ما یدل علیه من العبارات و الحروف او غیر ذلک من الدلة فیسمی مناجاة و من شرط هذا القسم الاخیران یتعقبه علم ضروری بان هذا من کلام اللّه فما ورد من الفاظ المسارة و المناجاة و المخاطبة فمحمول علی هذه المعانی و اما الوحی والایجاد فاذا الکلام فی النفس بواسطة رسول من رسله.
خاقانی : قطعات
شماره ۲۲۳ - باز به میدان ما فوج بلا بسته صف
باز به میدان ما فوج بلا بسته صف
مولوی : غزلیات
غزل ۱۳۵ - ساقیا گردان کن آخر، آن شراب صاف را
ساقیا گَردان کُن آخِر، آن شرابِ صاف را
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۶۰ - وصف ضعیف دلی و سستی صوفی سایه پرورد مجاهده ناکرده درد و داغ عشق ناچشیده به سجده و دست‌بوس عام و به حرمت نظر کردن و بانگشت نمودن ایشان کی امروز در زمانه صوفی اوست غره شده و بوهم بیمار شده هم‌چون آن معلم کی کودکان گفتند کی رنجوری و با این وهم کی من مجاهدم مرا درین ره پهلوان می‌دانند با غازیان به غزا رفته کی به ظاهر نیز هنر بنمایم در جهاد اکبر مستثناام جهاد اصغر خود پیش من چه محل دارد خیال شیر دیده و دلیریها کرده و مست این دلیری شده و روی به بیشه نهاده به قصد شیر و شیر به زبان حال گفته کی کلا سوف تعلمون ثم کلا سوف تعلمون
رفت یک صوفی به لشکر در غَزا
مولوی : دفتر چهارم
بخش ۷۵ - قصهٔ آنک کسی به کسی مشورت می‌کرد گفتش مشورت با دیگری کن کی من عدوی توم
مَشورت می‌کرد شخصی با کسی
کسایی مروزی : دیوان اشعار
مخلوق پرستی و توبه از می
ای آنکه تو را پیشه پرستیدن مخلوق
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۳۱۹ - بس که گشتم مضطرب از لطف بی‌اندازه‌اش
بس که گشتم مضطرب از لطف بی‌اندازه‌اش
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۶۵۴ - در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثر
در طلسم درد از ما می‌توان بردن اثر
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۷ - پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن
پس از کشتن گذاری بر مزارم می‌توان کردن
ایرج میرزا : قطعه ها
حق استاد
گفت استاد مبر درس از یاد
عطار نیشابوری : باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر
شماره ۶۸ - آن شد که دلم را غمِ جانانی بود
آن شد که دلم را غمِ جانانی بود
نهج البلاغه : حکمت ها
عبادتهاى بى فایده
وَ قَالَ عليه‌السلام كَمْ مِنْ صَائِمٍ لَيْسَ لَهُ مِنْ صِيَامِهِ إِلاَّ اَلْجُوعُ وَ اَلظَّمَأُ
لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۶۱ - به شاهد لغت ناژ، به معنی درختی مانند سرو
ایا ز بیم زبانم نَژَند گشته و هاژ
خیام : رباعیات
رباعی ۶۲ - افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد
فیاض لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۲۶ - در منقبت امام موسی کاظم(ع)
ز تاب شعشه آفتاب در سرطان