انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح امام بزرگ شیخ قطب الدین ابوالمظفر العبادی
ای شادی جان آفرینش
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۱۶ - دنیای ضعیف‌کُش که از حق دور است
دنیای ضعیف‌کُش که از حق دور است
مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۵۵ - که کرد کار کرم مرد وار در عالم؟
که کرد کار کرم مرد وار در عالم؟
بلند اقبال : بخش سوم
بخش ۴۴ - حکایت
یکی روز و شب مست بود ازمدام
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۶۵ - بخور من بود دود درمنه
بخور من بود دود درمنه
سلطان باهو : غزلیات
غزل ۴۰ - از خدا خواه هر چه خواهی یار
از خدا خواه هر چه خواهی یار
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۳۸ - چون ابر بهار چشم خون بار من است
چون ابر بهار چشم خون بار من است
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۲۵ - به دوستی نوشته شد
روز دل خوش که به کوی تو خبر داشت ز کار
صوفی محمد هروی : دیوان اطعمه
بخش ۵۷ - نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
نصیحتی کنمت باده نوش و خوش می باش
وحدت کرمانشاهی : غزلیات
غزل ۱۴ - ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
ز دست عقل به رنجم بیار جام شراب
یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۱۱۸ - به حاجی محمد اسمعیل طهرانی نگاشته
سرکار حاجی را از همه چیز رستگانیم و بی همه چیز از بستگان، روز گذشته شامگه راهنمای راستین رازگشای راستان استادی شباهنگم مژده داد که پیش پوی جویندگان و پیش جوی پویندگان با همه بی نشانی از تو نامی بر زبان رانده و از در مهربانی نه اندیشه کاری با خویشتن خوانده. اختر بختم از این خوش نوید با همه مهر سوزی و تیره روزی تاب رخشندگی افزود، و مشت خاکم بدین فرخ امید با همه نیستی آب چشمه زندگی پرداخت. اگر اندیشه این بنده به خواست بار خدا بر خواست بار خدا پیشی نجست و نیروی مرگ پولاد پنجه بر بازوی آبگینه گوهر جان دستی پیشی نیافت، روز آدینه که نوبت آزادی است همراه بزرگ استاد خویش یا خود تنها سیم سیاه جان و خاک تباه تن را به فر زمین بوس فرگاه درویشانه شرم توده کیمیا و داغ سوده توتیا خواهم ساخت. چون خانه تاریک است و هنگام دریافت همایون دیدار نزدیک، دراز درائی را که جز زیان رامش و انگیز تیمار سودی نیست بر کران مانده، اگر رازی و نیازی هست هم در بزم بار دل به زبان بی زبانی راز خواهد گشود و باز خواهد نمود. مصرع: من چگویم یک رگم هشیار نیست. جاودان جان را از آن در دیری و دوری مباد، و دیده و گوش را از آن گفت شیوا و روی زیبا کری و کور.
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۲۲ - ثروت سبب وحی سماوی نشود
ثروت سبب وحی سماوی نشود
مولوی : دفتر پنجم
بخش ۶۴ - در ابتدای خلقت جسم آدم علیه‌السلام کی جبرئیل علیه‌السلام را اشارت کرد کی برو از زمین مشتی خاک برگیر و به روایتی از هر نواحی مشت مشت بر گیر
چونک صانع خواست ایجاد بشر
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۳۲۹ - پیری که ز خستگی تنش تاب خورد
پیری که ز خستگی تنش تاب خورد
ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل ۱۰۷ - مه آیینه داری است از طلعتش
مه آیینه داری است از طلعتش
فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۲۵ - هر کس که در این زمانه با فرهنگ است
هر کس که در این زمانه با فرهنگ است
فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۷۲ - تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
تا پا سر زلفت از سر دوش کشید
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۵۲۴ - «کل یوم هو فی شان » ز چه کردند بیان؟
«کل یوم هو فی شان » ز چه کردند بیان؟
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۲۰۳ - یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
سنایی غزنوی : الباب الرّابع: فی صفة العقل و احواله وافعاله و غایة عنایته و سبب وجوده
اندر جمع بین عقل و شرع
عقل چشم و پیمبری نورست