قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۲۰ - فتنه در خواب قیامت خفته بود
فتنه در خواب قیامت خفته بود
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۴۵ - دل ما بصد جان طلب کار اوست
دل ما بصد جان طلب کار اوست
صغیر اصفهانی : ماده تاریخ‌ها و قطعات مناسبتی
شمارهٔ ۸۰ - تاریخ درب آستان ملایک پاسبان خامس آل‌عبا حضرت اباعبدالله علیه‌السلام
این بارگه که مدفن مظلوم نینواست
مجیرالدین بیلقانی : ملمعات
شماره ۳۰ - وجهک لی من کل وجه حسن
وجهک لی من کل وجه حسن
رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۲ - به حق نالم ز هجر دوست زارا
به حق نالم ز هجر دوست زارا
صفایی جندقی : ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی
بند ۶۶ - گفتی که خود نکرد کس آن کشته را کفن
گفتی که خود نکرد کس آن کشته را کفن
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۸۳ - کس ندارد چو تو گلبانگ اسیری، بلبل!
کس ندارد چو تو گلبانگ اسیری، بلبل!
الهامی کرمانشاهی : خیابان چهارم
بخش ۶۷ - بیرون آمدن مختار با یاران
بگفتند یاران که ای نامدار
اهلی شیرازی : سحر حلال
بخش ۱ - دیباچه
حمد بیحد و ثنای نامحدود و شکر بیعد و سپاس نامعدود سزاوار صانعیست که بیک امر کن نسخه دو کون بپرداخت و درود و تحیات نامیات سیدی را که بیک انگشت معجز نما قرص قمر دو پاره ساخت و سلام صلوات آثار صفدری را که بیک ضرب تیغ دو سر آزاده ولایت در ملک هر دو عالم انداخت و نوادر جواهر بحر دو کون نثار مقدم آل و اولاد ایشان باد.
صفی علیشاه : بحرالحقایق
بخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابع
تو را رابع سفر چبود نهایت
سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۱۷ - بجهم از بد ایام چنانک
بجهم از بد ایام چنانک
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۳۵۷ - از باده گلگون قدری هست بگویید
از باده گلگون قدری هست بگویید
امیر پازواری : دوبیتی‌ها
شماره ۷۵ - امیر گته: یک‌باری جُوون بَووئمْ
امیر گته: یک‌باری جُوون بَووئمْ
سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۸۱ - تا شربت عاشقی چشیدم ز غمت
تا شربت عاشقی چشیدم ز غمت
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۸۴ - هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست
هر کجا صاحبدلی آزاده و فرزانه ایست
مجد همگر : غزلیات
شماره ۸۵ - آن روی چون بهارت رشک نگار چینی
آن روی چون بهارت رشک نگار چینی
سنایی غزنوی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح بهرامشاه
او کیست مرا یارب او کیست مرا یارب
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۰۴ - بهارم گلستان در گلستان ضعف
بهارم گلستان در گلستان ضعف
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۲۹۵ - مرا اگر تو ندانی حبیب می داند
مرا اگر تو ندانی حبیب می داند
افسر کرمانی : غزلیات
شماره ۱۶۶ - ای صبا از ره یاری سوی یارم گذری کن
ای صبا از ره یاری سوی یارم گذری کن