فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۵۶ - دلی داشتم رفت از دست من
دلی داشتم رفت از دست من طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۵۲ - نگیرم چون سر زلف سیاهش؟
نگیرم چون سر زلف سیاهش؟ حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲ - و له ایضا - مثنوی
چو خورشید رخشنده رخ برفروخت مجد همگر : قطعات
شماره ۵۲ - ای به همت بر آفتابت دست
ای به همت بر آفتابت دست سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۸۲ - کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن فیاض لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - در منقبت امیرمومنان علی(ع)
ای لعل گرفته ز تکلم به گهر بر خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود
یکی دو زایند آبستنان مادر طبع طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۴۰ - پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است
پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۶ - هر دم که دلم به فکر در کار آید
هر دم که دلم به فکر در کار آید حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۰۶ - درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید
درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۳
عاشقی را در شریعت بغداد هزار تازیانه زدند از دست نشد و از پای درنیامد واصلی بدو رسید او را از آن حال پرسید گفت محبوب مرا حاضر بود و من بقوت مشاهدۀ او این تحمل کردم. یکی را از عیاران چهار دست و پای بیرون کردند او از آن بی خبر بود یکی بدو رسید او را از آن حال پرسید دید که خوش میخندد گفت آن چه طربست گفت از این طرب چه عجب است گفت محبوب من حاضرستو بعین رعایت در من ناظر مرا قوت مشاهدۀ او مغلوب کرده است و شدت ظهور او مرا از آن محجوب کرده است: خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۲۷ - شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۴۱ - قدسی تا کی آه کشم از دل، آه
قدسی تا کی آه کشم از دل، آه خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۷۴ - گرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
گرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۴۴ - چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت
چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - نوروز شد و یار به من بست گرو
نوروز شد و یار به من بست گرو رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۱۷ - فقیر دهلوی عَلَیهِ الرَّحمةِ
اسمش میر شمس الدین و چون از بنی عباس بوده به میر شمس الدین الی عباسی شهرت نموده. تحصیل مراتب علمی در خدمت علمای شاه جهان آباد کرده و در فقه و کلام و حدیث، صاحب مایه و بلندپایه، با وجود فضایل، طالب خدمت درویشان و غالب اوقات در صحبت ایشان. آخرالامر از برکت معاشرت ایشان به ترک علایق و عوایق دنیوی گفته و ظاهراًوباطناً طریق طریقت پذیرفته ملبس به لباس فقر شده سیاحت نموده و درجات عالیه حاصل فرمود ودر نظم ونثر تألیفات دارند و در عروض و قافیه رسالات پرداختهاند. دیوانش هفت هزار بیت میشود. با علی قلیخان لگزی معاصر بوده. از اشعار اوست: فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۷۸ - آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
آنان که در ادای سخن کوتهی کنند اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۰۹ - هر کاو نشود مست تو او مغبون است
هر کاو نشود مست تو او مغبون است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۰ - می پرد چشم به خال لب جانانه مرا
می پرد چشم به خال لب جانانه مرا
غزل ۷۵۶ - دلی داشتم رفت از دست من
دلی داشتم رفت از دست من طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۵۲ - نگیرم چون سر زلف سیاهش؟
نگیرم چون سر زلف سیاهش؟ حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۲ - و له ایضا - مثنوی
چو خورشید رخشنده رخ برفروخت مجد همگر : قطعات
شماره ۵۲ - ای به همت بر آفتابت دست
ای به همت بر آفتابت دست سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۸۲ - کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن فیاض لاهیجی : قصاید
شمارهٔ ۱۶ - در منقبت امیرمومنان علی(ع)
ای لعل گرفته ز تکلم به گهر بر خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۱۸۷ - در تولد دختر خود
یکی دو زایند آبستنان مادر طبع طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۲۴۰ - پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است
پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شماره ۶ - هر دم که دلم به فکر در کار آید
هر دم که دلم به فکر در کار آید حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۰۶ - درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید
درنگ ازکاروان ما سبکباران نمی آید عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۹۳
عاشقی را در شریعت بغداد هزار تازیانه زدند از دست نشد و از پای درنیامد واصلی بدو رسید او را از آن حال پرسید گفت محبوب مرا حاضر بود و من بقوت مشاهدۀ او این تحمل کردم. یکی را از عیاران چهار دست و پای بیرون کردند او از آن بی خبر بود یکی بدو رسید او را از آن حال پرسید دید که خوش میخندد گفت آن چه طربست گفت از این طرب چه عجب است گفت محبوب من حاضرستو بعین رعایت در من ناظر مرا قوت مشاهدۀ او مغلوب کرده است و شدت ظهور او مرا از آن محجوب کرده است: خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۴۲۷ - شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۴۱ - قدسی تا کی آه کشم از دل، آه
قدسی تا کی آه کشم از دل، آه خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۷۴ - گرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
گرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است مجد همگر : رباعیات
شماره ۲۴۴ - چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت
چشمت کم ما گرفت بیگانه صفت فیاض لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۳۶ - نوروز شد و یار به من بست گرو
نوروز شد و یار به من بست گرو رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۱۱۷ - فقیر دهلوی عَلَیهِ الرَّحمةِ
اسمش میر شمس الدین و چون از بنی عباس بوده به میر شمس الدین الی عباسی شهرت نموده. تحصیل مراتب علمی در خدمت علمای شاه جهان آباد کرده و در فقه و کلام و حدیث، صاحب مایه و بلندپایه، با وجود فضایل، طالب خدمت درویشان و غالب اوقات در صحبت ایشان. آخرالامر از برکت معاشرت ایشان به ترک علایق و عوایق دنیوی گفته و ظاهراًوباطناً طریق طریقت پذیرفته ملبس به لباس فقر شده سیاحت نموده و درجات عالیه حاصل فرمود ودر نظم ونثر تألیفات دارند و در عروض و قافیه رسالات پرداختهاند. دیوانش هفت هزار بیت میشود. با علی قلیخان لگزی معاصر بوده. از اشعار اوست: فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۷۸ - آنان که در ادای سخن کوتهی کنند
آنان که در ادای سخن کوتهی کنند اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۲۰۹ - هر کاو نشود مست تو او مغبون است
هر کاو نشود مست تو او مغبون است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۰ - می پرد چشم به خال لب جانانه مرا
می پرد چشم به خال لب جانانه مرا