حزین لاهیجی : تذکرة العاشقین
بخش ۳ - نعت سرور انبیا فخر بنی آدم محمّد مصطفی(ص)
این ابر تری که خامه انگیخت
سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۱۳۵ - ای مقدم تو قبله چشم تر من است
ای مقدم تو قبله چشم تر من است
غبار همدانی : غزلیات
شماره ۸۸ - خیال توبه کردم دی ز مستی
خیال توبه کردم دی ز مستی
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۲۸۱ - ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
ما را همین زبانی ست آن نیز در دعایش
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۵۹۵ - با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
با جان چو شد سرشته غم عشق چون رود
صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۳۱ - سر دار محبت سر فرازی برنمی‌دارد
سر دار محبت سر فرازی برنمی‌دارد
امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۲۰۵ - تتبع مخدوم
یا رب چه بلائیست که آن شوخ قدح نوش
نجم‌الدین رازی : باب سیم
فصل پانزدهم
قال الله تعالی «و اذوا اعدنا موسی اربعین لیله».
اوحدالدین کرمانی : الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
شماره ۱۴ - ای دل تو به نور حق مجازی نرسی
ای دل تو به نور حق مجازی نرسی
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۶۵۲ - نوبهارست و صبا عنبر بیز
نوبهارست و صبا عنبر بیز
امام خمینی : رباعیات
یاران نظری
یاران، نظری که نیک اندیش شوم
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۸۴۰ - کاکل آن پسر ز پیشانی
کاکل آن پسر ز پیشانی
رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۹۷ - مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی
رشیدالدین میبدی : ۹۱- سورة الشمس- مکیة
النوبة الثانیة
این سوره دویست و چهل حرفست، پنجاه کلمه و پانزده آیه، جمله به مکه فرو آمد و درین سوره هیچ ناسخ و منسوخ نیست. و فی الخبر عن ابى بن کعب قال: قال رسول اللَّه (ص): من قرأ سورة «و الشّمس» فکانّما تصدّق بکلّ شی‏ء طلعت علیه الشّمس و القمر.
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۸۳ - چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟
چند ازان آرام بخش جان جدا باشد کسی؟
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۶۷ - رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت
رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۳۶۷ - دل سرمست من آن نیست که باهوش آید
دل سرمست من آن نیست که باهوش آید
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۳ - شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ما
شد شیشه خانه باغ دل از جان سخت ما
یغمای جندقی : بخش سوم
شماره ۴۰ - از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان
از عهدیکه فراشان قضا و قدر، به آفتابه زرین مهر، و لاجوردی طشت سپهر، دست پروردگان خوان موانست را از نعمای جان پرور مواصلت شسته اند، و مشاهده نگار دفترخانه ازلی اجزای یومیه متنعمان سماط صحبت را مصلحت در خون جگر و پاره دل که قوت غالب میهمانان سفره حرمان است جسته، رشحات سرشک حیرتم آفتابه مثال از لوله مژگان ریزان است، و از طشت کوبیدن های سینه تنگم آشنا و بیگانه گریزان.
خاقانی : قطعات
شماره ۲۶۰ - من که خاقانیم به هیچ بدی
من که خاقانیم به هیچ بدی