صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۰۶۸ - سال‌ها در پردهٔ دل خون خود را خورده‌ام
سال‌ها در پردهٔ دل خون خود را خورده‌ام
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۲۴۸ - گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریم
گریه بر حال کسان بیشتر از خود داریم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۴۰۲ - خندهٔ بیجاست برق گریهٔ بی‌اختیار
خندهٔ بیجاست برق گریهٔ بی‌اختیار
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۰۳۸ - بال و پر همند حریفان سست عهد
بال و پر همند حریفان سست عهد
میرزا حبیب خراسانی : رباعیات
شماره ۱۳ - درمیکده جامی ار بصد جان بخشند
درمیکده جامی ار بصد جان بخشند
خاقانی : رباعیات
شماره ۵۸ - با یار سر انداختنم سود نداشت
با یار سر انداختنم سود نداشت
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۹ - عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است
عیش در زیر فلک با خاکساران مشکل است
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۷۶۷ - نیست چندان ره به ملک بیخودی از عارفان
نیست چندان ره به ملک بیخودی از عارفان
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۸۲۲ - توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
توبه کردم از می و معشوق سرمستم دگر
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۳ - بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
انوری : مقطعات
شماره ۳۴۲ - در آینه چون نگاه کردم
در آینه چون نگاه کردم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۱۴۶ - عطار گو ببند دکان را که من ز دوست
عطار گو ببند دکان را که من ز دوست
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۱۶۰ - براه پیر مغان رو، که راه سرمستیست
براه پیر مغان رو، که راه سرمستیست
فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۳۰ - رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۳۶ - به آب نیل درآمدن یوسف علیه السلام و غبار سفر از خود شستن و به قصد بارگاه پادشاه مصر در هودج نشستن
به چارم روز موعود یوسف خور
نهج البلاغه : حکمت ها
شناخت خوبى و بدى
وَ قَالَ عليه‌السلام مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ اَلنَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ اَلْجَنَّةُ
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۹۸ - افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
افروخت رخ از باده و بگداخته بودم
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۸۸ - ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ای ز ما سیر آمده بدرود باش
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۶۸ - دیوانه‌ام ولیک بغیر از دو زلف یار
دیوانه‌ام ولیک بغیر از دو زلف یار
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۷۴ - نشان زخم که جویی سوار بسیار است
نشان زخم که جویی سوار بسیار است