حیدر شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۳۳ - جواب
ای آنکه ندانی که وفاداری با ما چیست
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۰۸ - رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۲۹۹ - مرهم زخم مرا شور محبت دارد
مرهم زخم مرا شور محبت دارد
ابراهیم شاهدی دده مغلوی : غزلیات
شماره ۲۸ - دلم را جز غمت سودی نماندست
دلم را جز غمت سودی نماندست
سیف فرغانی : غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
غزل ۷۷ - ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم
ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم
مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۴۳ - مدحی دیگر از آن پادشاه
ای آذر تو بافته از غالیه چادر
مجد همگر : قصاید
شماره ۵۰ - چشم تر کن به فراق من مسکین ای ماه
چشم تر کن به فراق من مسکین ای ماه
وحشی بافقی : غزلیات
غزل ۴۸ - ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
ترک من تیغ به کف ، بر زده دامن برخاست
فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
در بیشه زار یادها
شب بود و ابر تیره و هنگامه باد
رشیدالدین میبدی : ۸۹- سورة الفجر- مکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ بسم اللَّه کلمة منیعة لیس یسموا الى فهمها کلّ خاطر، فخاطر غیر عاطر عن علم حقیقته متقاصر، کلمة عزیزة من ذکرها عزّ لسانه و من صحبها اهتزّ جنانه. قدر بِسْمِ اللَّهِ کسى داند که دلى صافى دارد، و در دل یادگار الهى دارد، ساحت سینه از لوث غفلت پاک دارد، نظر اللَّه پیش چشم خویش دارد، خلوت «وَ هُوَ مَعَکُمْ» نقش نگین یقین خود گرداند، عین بیدارى و هشیارى شود، تا چون نام او گوید، طنطنه حروف بسمعها میرسد و غلغله عشق بجانها مى‏بود. قوله تعالى: وَ الْفَجْرِ جلیل و جبّار خداوند کردگار، سوگند یاد میکند بمصنوعات و افعال خود، و او را جلّ جلاله رسد، و از خداوندى وى سزد که اگر خواهد سوگند بذات خود یاد کند چنان که: فَوَ رَبِّکَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ. و اگر خواهد بصفات خود یاد کند، کقوله: ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ. و اگر خواهد بافعال خود یاد کند، کقوله: وَ الْفَجْرِ وَ لَیالٍ عَشْرٍ این را تفسیرهاست از اقوال مفسّران میگوید: ببام محرّم که اوّل سالست، ببام ذى الحجّه که ماه حجّ و زیارتست، ببام روز آدینه که حجّ درویشانست، ببام همه‏ روز در همه سال که وقت مناجات دوستانست و ساعت خلوت عارفانست ببام دل دوستان که محلّ نظر خداوند جهانست، بروشنایى صبح معرفت که آسایش مؤمنانست و و راحت ایشان از آنست.
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۶۹ - این تویی کت هوس باغ و سر بستان است
این تویی کت هوس باغ و سر بستان است
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۷۰۸ - ای باطل اگر ز حق گریزی چه کنی؟
ای باطل اگر ز حق گریزی چه کنی؟
غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۶۸ - فصل (نیت آمیخته از ثواب خالی نباشد)
بدان که چون نیت آمیخته شد، اگر ریا یا غرضی دیگر غالب تر بود از نیت عبادت، این سبب عقوبت بود، و اگر با وی برابر بود نه سبب عقوبت بود نه سبب ثواب و اگر ضعیف تر بود عمل از ثواب خالی نباشد و هرچند که اخبار اشارت بدان می کند که چون شرکت آید گویند برو مزد از آن کس طلب کن که برای وی کردی، ولکن ظاهر نزدیک ما آن است که بدین آن می خواهد که چون هردو قصد برابر بود مزد نبود، چون طلب کند گویند از آن کس طلب کن.
کمال‌الدین اسماعیل : قصاید
شمارهٔ ۱۰ - و قال ایضاً یمدحه
ای بزرگی که آستانۀ تو
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۵ - کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۵۷ - من و آن گوشه وحدت، که ز بینایی دل
من و آن گوشه وحدت، که ز بینایی دل
طبیب اصفهانی : رباعیات
شماره ۲۵ - گفتی که تنی که عشق فرسودت کو
گفتی که تنی که عشق فرسودت کو
قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۶۴ - هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی
هله! ای یار گرانمایه،سبک روح جهانی
سوزنی سمرقندی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱ - مرا عشقت بنامیزد بدان سان پرورید ای جان
چو زآب روی تو ریش چو آتش بردمید ای جان
امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۲۱ - خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم
خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم