کمالالدین اسماعیل : ترکیبات
شمارهٔ ۲ - و قال ایضا یمدحه
تا همی بر گل نگارم خطّ مشکین آورد شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۲۱ - شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۵۹ - مژهواری ز خواب ناز جستی
مژهواری ز خواب ناز جستی فضولی : رباعیات
شماره ۷۵ - عمریست که از بنفشه و سنبل باغ
عمریست که از بنفشه و سنبل باغ قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۲۶ - ملکان را ز آسمان کبود
ملکان را ز آسمان کبود حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۸۳ - عاقلهی عقل چیست مظلمهی مرد و زن
عاقلهی عقل چیست مظلمهی مرد و زن الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۷ - درذکر گفتگوی جناب حر ریاحی با عمر سعد و بیرون آمد از لشگر مخالف
همان حر که سالاری آزاه بود انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۸۰ - در اشتیاق
به خدایی که از مشیت او عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۸۴ - خبردار شدن زال رز از آمدن ارهنگ دیو گوید
از آن رو چه ارهنگ پولادوند سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۹۷ - ایا شمع جمع و چراغ ملوک
ایا شمع جمع و چراغ ملوک صامت بروجردی : کتاب القطعات و النصایح
شمارهٔ ۱۱ - حکایت شخص مسافر
بود مسافر یکی اندر به راه سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۶۳ - شبهای فراقت را، آخر سحری باشد
شبهای فراقت را، آخر سحری باشد رشیدالدین میبدی : ۱۴- سورة ابراهیم- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «قالَتْ رُسُلُهُمْ» رسولان ایشان گفتند، «أَ فِی اللَّهِ شَکٌّ» در اللَّه نیز گمانى است؟، «فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» کردگار و آفریدگار آسمان و زمین، «یَدْعُوکُمْ» مىخواند شما را، «لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ» تا بیامرزد شما را گناهان شما، «وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى» و با پس دارد شما را تا هنگامى نام زد کرده، «قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا» گفتند که نیستید شما مگر مردمانى همچون ما، «تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونا» مىخواهید که برگردانید ما را، «عَمَّا کانَ یَعْبُدُ آباؤُنا» از پرستش آنچ پدران ما پرستیدند، «فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِینٍ (۱۰)» بیارید بما حجتى روشن. سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۴ - در نعت پیامبر (ص)
ز رحمت انبیا را آفریده سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۱ - رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو
رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۴ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۱ - ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - دوش از لبت ربوده ام ای مهربان شکر
دوش از لبت ربوده ام ای مهربان شکر ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۱ - هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه
هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
شمارهٔ ۲ - و قال ایضا یمدحه
تا همی بر گل نگارم خطّ مشکین آورد شیخ بهایی : غزلیات
غزل ۲۱ - شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۶۵۹ - مژهواری ز خواب ناز جستی
مژهواری ز خواب ناز جستی فضولی : رباعیات
شماره ۷۵ - عمریست که از بنفشه و سنبل باغ
عمریست که از بنفشه و سنبل باغ قطران تبریزی : مقطعات
شماره ۲۶ - ملکان را ز آسمان کبود
ملکان را ز آسمان کبود حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۹۸۳ - عاقلهی عقل چیست مظلمهی مرد و زن
عاقلهی عقل چیست مظلمهی مرد و زن الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۷ - درذکر گفتگوی جناب حر ریاحی با عمر سعد و بیرون آمد از لشگر مخالف
همان حر که سالاری آزاه بود انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۸۰ - در اشتیاق
به خدایی که از مشیت او عثمان مختاری : شهریارنامه
بخش ۸۴ - خبردار شدن زال رز از آمدن ارهنگ دیو گوید
از آن رو چه ارهنگ پولادوند سلمان ساوجی : قطعات
قطعه ۹۷ - ایا شمع جمع و چراغ ملوک
ایا شمع جمع و چراغ ملوک صامت بروجردی : کتاب القطعات و النصایح
شمارهٔ ۱۱ - حکایت شخص مسافر
بود مسافر یکی اندر به راه سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۶۳ - شبهای فراقت را، آخر سحری باشد
شبهای فراقت را، آخر سحری باشد رشیدالدین میبدی : ۱۴- سورة ابراهیم- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «قالَتْ رُسُلُهُمْ» رسولان ایشان گفتند، «أَ فِی اللَّهِ شَکٌّ» در اللَّه نیز گمانى است؟، «فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» کردگار و آفریدگار آسمان و زمین، «یَدْعُوکُمْ» مىخواند شما را، «لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ» تا بیامرزد شما را گناهان شما، «وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى» و با پس دارد شما را تا هنگامى نام زد کرده، «قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا» گفتند که نیستید شما مگر مردمانى همچون ما، «تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونا» مىخواهید که برگردانید ما را، «عَمَّا کانَ یَعْبُدُ آباؤُنا» از پرستش آنچ پدران ما پرستیدند، «فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِینٍ (۱۰)» بیارید بما حجتى روشن. سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۴ - در نعت پیامبر (ص)
ز رحمت انبیا را آفریده سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۵۱ - رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو
رفتم ز درت دل به غمت کرده گرو اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۴ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۶۱ - ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو همام تبریزی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - دوش از لبت ربوده ام ای مهربان شکر
دوش از لبت ربوده ام ای مهربان شکر ابن یمین فَرومَدی : رباعیات
شماره ۶۰۱ - هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه
هر کو نظر افکند بر آن روی چو ماه حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۱۴۲ - ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند
ابنای زمان دُرد و صفا را ندهند