جامی : دفتر دوم
بخش ۴۲ - حکایت مجنون
عشق مجنون بدین مقام رسید
ملک‌الشعرای بهار : مسمطات
فتح تهران
مژده که آمد برون خاطر ما ز انتظار
نهج البلاغه : نامه ها
نامه اى در جواب نامه معاويه
و من كتاب له عليه‌السلام إلى معاوية جوابا عن كتاب منه إليه وَ أَمَّا طَلَبُكَ إِلَيَّ اَلشَّامَ فَإِنِّي لَمْ أَكُنْ لِأُعْطِيَكَ اَلْيَوْمَ مَا مَنَعْتُكَ أَمْسِ
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۸ - تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبود
تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبود
جامی : دفتر اول
بخش ۱۵۸ - در بیان آنکه مدح اهل بیت رسول صلی الله علیه و علی آله و سلم در حقیقت مدح مادح است به محبت و مناسبت با ایشان
مادح اهل بیت در معنی
سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۲ - یکی از ملوکِ خراسان محمودِ سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود
یکی از ملوکِ خراسان محمودِ سبکتگین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک شده مگر چشمان او که همچنان در چشم‌خانه همی‌گردید و نظر می‌کرد. سایر حکما از تأویل این فروماندند مگر درویشی که به جای آورد و گفت: هنوز نگران است که مُلکش با دگران است.
واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۰۷ - خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت
خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت
ملک‌الشعرای بهار : رباعیات
شماره ۲۷ - ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسد
ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسد
ترانه های کودکانه : بخش اول
کبوتر نامه بر
کبوتر نامه برم
سعدی : قطعات
شماره ۱۸ - گر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبست
گر اهل معرفتی هر چه بنگری خوبست
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۷۷ - موج است و حباب و آب و دریا
موج است و حباب و آب و دریا
سعدی : غزلیات
غزل ۱۶۵ - که می‌رود به شفاعت که دوست بازآرد
که می‌رود به شفاعت که دوست بازآرد
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۸۵ - قیامت است سفر کردن از دیار حبیب
قیامت است سفر کردن از دیار حبیب
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۲۴۶ - تغزل
بتا اگرچه به صورت تو زادهٔ بشری
فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۶۷۸ - دعوت عشق است اینکه بار نیابی
دعوت عشق است اینکه بار نیابی
جامی : سلامان و ابسال
بخش ۷۶ - خاتمه کتاب
جامی ای کرده بساط عمر طی
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۴۱ - عشقِ تو از در درآمد در میانِ جان نشست
عشقِ تو از در درآمد در میانِ جان نشست
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۸۰ - عشق از پی جان گرفت ما را
عشق از پی جان گرفت ما را
سعدی : رباعیات
رباعی ۴ - گر در همه شهر یک سر نیشترست
گر در همه شهر یک سر نیشترست
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۸۶ - شهید تیغ عشق آر بی گناه است
شهید تیغ عشق آر بی گناه است