آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۴۵۹ - آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
آن چه گردون که چنین اختر تابان دارد
انوری : مقطعات
شماره ۷۴ - تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو
تو کس خواجه‌ای و هرکه چو تو
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گوید
احکام دین چو از شرف‌الدین شرف گرفت
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۱ - جمال تست بروز آفتاب روزن ما
جمال تست بروز آفتاب روزن ما
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۸۱۷ - ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
ستاره سوخته عشق را پناهی نیست
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۴۷ - تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۴۴ - در هجا گوید
رای مجدالملک در ترتیب ملک
اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۵۵ - حکایت
یک جوانی دلربایی ماهرو
رشیدالدین میبدی : ۱۴- سورة ابراهیم- مکیة
۳ - النوبة الثانیة
قوله تعالى: «وَ أُدْخِلَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ» هذه حکایة حال المؤمنین بعد قضاء الامر، آیت پیش وصف الحال کافران و بیگانگانست و مآل و مستقرّ ایشان و این آیت حکایت حال مؤمنانست و سرانجام کار ایشان مى‏گوید پس از آنک کار شمار برگزاردند و مرگ را گشتند هر کس را سزاى خویش دهند و بمستقرّ خود فرود آرند، دشمنان را بدوزخ و دوستان را ببهشت، آن گه بهشت را صفت کرد گفت: «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ».
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۹ - در مدح هژبر سالب و شهاب الله الثاقب اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام گوید
شبی‌گفتم خرد راکای مه‌گردون دانایی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۸۸ - از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشو
از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشو
آذر بیگدلی : رباعیات
شماره ۱۰۰ - در کنج خرابه بر حصیری دو سه گز
در کنج خرابه بر حصیری دو سه گز
امام خمینی : غزلیات
خانقاهِ دل
الا یا ایها الساقی! برون بر حسرت دلها
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصر
گرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شماره ۱۲۳ - در حضرت تو صدق و نیاز آوردم
در حضرت تو صدق و نیاز آوردم
سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵۸ - در مدح تاج الامرا حسن
نوشد بجهان جهان دیگر
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۲۶ - ای جان ز جهان کجات جویم
ای جان ز جهان کجات جویم
اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۲ - عشق است که آرزوی جان همه اوست
عشق است که آرزوی جان همه اوست
اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۴۵ - بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
بی هوش تر ز خوابم و خوابم نمی برد
مولوی : دفتر اول
بخش ۶۵ - جواب گفتن شیر خرگوش را و روان شدن با او
گفت بِسْمِ اللّهْ، بیا تا او کجاست؟