صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۸ - خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را
خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۵۲ - ای دل چه کنم چو یار برگشت
ای دل چه کنم چو یار برگشت مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰ - ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
ای بیخبر از مغز شده غره بپوست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۵۱ - حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست
حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهال
تا توانی به گرد عامه مگرد عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۴۳ - مهتاب به نور دامن شب بشکافت
مهتاب به نور دامن شب بشکافت اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۳۱ - بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه
بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام
گفت داوودش خمش کن رو بهل عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۸ - هر انجمنی، در انجمن ماندهاند
هر انجمنی، در انجمن ماندهاند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۷۰ - سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
سبکروان ترا نقش پا نمی باشد عطار نیشابوری : پندنامه
در مناجات
پادشاها جرم ما را در گذار مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۹ - در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر ازرقی هروی : قصاید
شماره ۳ - ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب
ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۷ - این خشک گیا که زرد چون روی منست
این خشک گیا که زرد چون روی منست سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
حکایت در حلم و بردباری نوشیروان
حاجبی بُرد جام نوشروان مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۳۶ - به گرد تو چو نگردم، به گرد خود گردم
به گرد تو چو نگردم، به گرد خود گردم ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۷۴
یگانه باش که واپریکان (آبرومند) باشی. رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۷ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدىً وَ نُورٌ هم مدح است و هم تشریف و هم تعظیم. مدح بسزا، و تعظیم نیکو، و تشریف تمام. مدح جلال الوهیّت، تعظیم کلام احدیّت، تشریف بندگان در راه خدمت. مدح با ذات میگردد، و تعظیم با صفات، تشریف با افعال. جلال خود را خود ستود، و تعظیم صفات خود خود نهاد. دانست بعلم قدیم که نهاد بشریّت و عجز عبودیت هرگز مبادى جلال الوهیّت در نیابد، و بشناخت کمال احدیّت نرسد، و عزّت قرآن باین عجز گواهى میدهد که: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ، و مصطفى (ص) که سیّد خافقین و جمال ثقلین است چون بر بساط قربت بمقام معاینت رسید، گفت: «لا احصى ثناء علیک، انت کما اثنیت على نفسک»: سعدی : رباعیات
رباعی ۶۹ - داد طرب از عمر بده تا برود
داد طرب از عمر بده تا برود مولوی : رباعیات
رباعی ۹۴۴ - امشب که گشاده است صنم با ما راز
امشب که گشاده است صنم با ما راز
غزل ۴۳۸ - خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را
خوش آن آزاده کز مردم نهان دارد فقیری را جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۵۲ - ای دل چه کنم چو یار برگشت
ای دل چه کنم چو یار برگشت مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰ - ای بیخبر از مغز شده غره بپوست
ای بیخبر از مغز شده غره بپوست صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۵۱ - حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست
حسن ترا که ناز به اهل نیاز نیست سنایی غزنوی : الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
فی ذکرالعوام و اهل السوق والجهال
تا توانی به گرد عامه مگرد عطار نیشابوری : باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات
شماره ۴۳ - مهتاب به نور دامن شب بشکافت
مهتاب به نور دامن شب بشکافت اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۷۳۱ - بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه
بسیار دشمنست مرا و تو دوست نه مولوی : دفتر سوم
بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام
گفت داوودش خمش کن رو بهل عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۱۸ - هر انجمنی، در انجمن ماندهاند
هر انجمنی، در انجمن ماندهاند صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۸۷۰ - سبکروان ترا نقش پا نمی باشد
سبکروان ترا نقش پا نمی باشد عطار نیشابوری : پندنامه
در مناجات
پادشاها جرم ما را در گذار مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۹ - در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر
در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر ازرقی هروی : قصاید
شماره ۳ - ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب
ای از کمال حسن تو جزوی در آفتاب کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۱۱۷ - این خشک گیا که زرد چون روی منست
این خشک گیا که زرد چون روی منست سنایی غزنوی : الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان
حکایت در حلم و بردباری نوشیروان
حاجبی بُرد جام نوشروان مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۳۶ - به گرد تو چو نگردم، به گرد خود گردم
به گرد تو چو نگردم، به گرد خود گردم ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۷۴
یگانه باش که واپریکان (آبرومند) باشی. رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۷ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدىً وَ نُورٌ هم مدح است و هم تشریف و هم تعظیم. مدح بسزا، و تعظیم نیکو، و تشریف تمام. مدح جلال الوهیّت، تعظیم کلام احدیّت، تشریف بندگان در راه خدمت. مدح با ذات میگردد، و تعظیم با صفات، تشریف با افعال. جلال خود را خود ستود، و تعظیم صفات خود خود نهاد. دانست بعلم قدیم که نهاد بشریّت و عجز عبودیت هرگز مبادى جلال الوهیّت در نیابد، و بشناخت کمال احدیّت نرسد، و عزّت قرآن باین عجز گواهى میدهد که: وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ، و مصطفى (ص) که سیّد خافقین و جمال ثقلین است چون بر بساط قربت بمقام معاینت رسید، گفت: «لا احصى ثناء علیک، انت کما اثنیت على نفسک»: سعدی : رباعیات
رباعی ۶۹ - داد طرب از عمر بده تا برود
داد طرب از عمر بده تا برود مولوی : رباعیات
رباعی ۹۴۴ - امشب که گشاده است صنم با ما راز
امشب که گشاده است صنم با ما راز