امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۹۳ - دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
دلبرم بی وفاست، چتوان کرد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۰ - عشق آب حیات و خضر فرح فالست
عشق آب حیات و خضر فرح فالست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۴۱ - امروز به نظاره آن سرو خرامان
امروز به نظاره آن سرو خرامان صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۸۰ - گر چه این فن خلاف آیین است
گر چه این فن خلاف آیین است قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۳۳ - از چاک دلم خنده غمآلود برآید
از چاک دلم خنده غمآلود برآید ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٣۴ - شکرها میکنم در این ایام
شکرها میکنم در این ایام نهج البلاغه : خطبه ها
بیان انحرافات خوارج
و من كلام له عليهالسلام و فيه يبين بعض أحكام الدين خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
در دست های خالی ...
تو چهره ات شگفت ترین ست ، اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۱۶۷ - آن درد، که با پای تو کرد آن چستی
آن درد، که با پای تو کرد آن چستی ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۹ - هدیهٔ سوری معتز
روز شنبه شانزدهم شعبان امیر، رضی اللّه عنه، بشکار پره رفت. و پیش بیک هفته کسان رفته بودند فراز آوردن حشر را از بهر نخجیر راندن، و رانده بودند و بسیار نخجیر آمده؛ و شکاری سخت نیکو برفت. و امیر بباغ محمودی بازآمد دو روز مانده از شعبان، و صاحب دیوان خراسان بوالفضل سوری معتزّ از نشابور در رسید و پیش آمد بخدمت و هزار دینار نشابوری نثار کرد و عقدی گوهر سخت گرانمایه پیش امیر نهاد. و امیر از باغ محمودی بکوشک کهن پدر بازآمد بشهر روز شنبه. اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۸ - خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین
خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۳۱۴ - قصیده
فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۵ - به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - چند از دست تو سوزد جان من
چند از دست تو سوزد جان من لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۳۹ - به شاهد لغت بادریسه، بمعنی آن مهره که زنان بر دوک زنند بوقت رشتن
گر . . . ت از نخست چنان بادریسه بود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۹۷ - دلم که لاف زدی از کمال دانایی
دلم که لاف زدی از کمال دانایی طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۷۸ - در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۷۲ - سوز تو جگر کباب میگرداند
سوز تو جگر کباب میگرداند جامی : دفتر دوم
بخش ۵ - اشارت به قصه امتحان ملائکه مر ابراهیم خلیل را صلوات الرحمن علیه و در باختن آنچه داشت از مواشی و نعم و اموال در محبت حق سبحانه و تعالی
چون خلیل الله آن امام کرام وحدت کرمانشاهی : رباعیات
رباعی ۸ - گر طالب مطلوب به هر آیینی
گر طالب مطلوب به هر آیینی
شماره ۹۹۳ - دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
دلبرم بی وفاست، چتوان کرد اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۷۰ - عشق آب حیات و خضر فرح فالست
عشق آب حیات و خضر فرح فالست امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۴۱ - امروز به نظاره آن سرو خرامان
امروز به نظاره آن سرو خرامان صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۸۰ - گر چه این فن خلاف آیین است
گر چه این فن خلاف آیین است قدسی مشهدی : مطالع و متفرقات
شماره ۳۳ - از چاک دلم خنده غمآلود برآید
از چاک دلم خنده غمآلود برآید ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۴٣۴ - شکرها میکنم در این ایام
شکرها میکنم در این ایام نهج البلاغه : خطبه ها
بیان انحرافات خوارج
و من كلام له عليهالسلام و فيه يبين بعض أحكام الدين خسرو گلسرخی : خسرو گلسرخی
در دست های خالی ...
تو چهره ات شگفت ترین ست ، اوحدی مراغهای : رباعیات
رباعی ۱۶۷ - آن درد، که با پای تو کرد آن چستی
آن درد، که با پای تو کرد آن چستی ابوالفضل بیهقی : مجلد هشتم
بخش ۹ - هدیهٔ سوری معتز
روز شنبه شانزدهم شعبان امیر، رضی اللّه عنه، بشکار پره رفت. و پیش بیک هفته کسان رفته بودند فراز آوردن حشر را از بهر نخجیر راندن، و رانده بودند و بسیار نخجیر آمده؛ و شکاری سخت نیکو برفت. و امیر بباغ محمودی بازآمد دو روز مانده از شعبان، و صاحب دیوان خراسان بوالفضل سوری معتزّ از نشابور در رسید و پیش آمد بخدمت و هزار دینار نشابوری نثار کرد و عقدی گوهر سخت گرانمایه پیش امیر نهاد. و امیر از باغ محمودی بکوشک کهن پدر بازآمد بشهر روز شنبه. اهلی شیرازی : رباعیات
شماره ۵۲۸ - خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین
خوش وقت بهار و بانگ مرغان حزین مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۳۱۴ - قصیده
فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۱۹۵ - به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد
به وجود پاکت شه من ز بدان گزندی نرسد رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۶ - چند از دست تو سوزد جان من
چند از دست تو سوزد جان من لبیبی : ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی
شمارهٔ ۳۹ - به شاهد لغت بادریسه، بمعنی آن مهره که زنان بر دوک زنند بوقت رشتن
گر . . . ت از نخست چنان بادریسه بود امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۸۹۷ - دلم که لاف زدی از کمال دانایی
دلم که لاف زدی از کمال دانایی طغرل احراری : غزلیات
شماره ۱۷۸ - در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز
در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز سلمان ساوجی : رباعیات
رباعی ۷۲ - سوز تو جگر کباب میگرداند
سوز تو جگر کباب میگرداند جامی : دفتر دوم
بخش ۵ - اشارت به قصه امتحان ملائکه مر ابراهیم خلیل را صلوات الرحمن علیه و در باختن آنچه داشت از مواشی و نعم و اموال در محبت حق سبحانه و تعالی
چون خلیل الله آن امام کرام وحدت کرمانشاهی : رباعیات
رباعی ۸ - گر طالب مطلوب به هر آیینی
گر طالب مطلوب به هر آیینی