صامت بروجردی : کتاب النصایح و التنبیه
شمارهٔ ۶ - و برای او همچنین
نه تنها سیرم از مالم که عالم هم نمیخواهم مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۱ - ای کوران را به لطف ره بین کرده
ای کوران را به لطف ره بین کرده جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۱۰۲ - وله
بگیسوان خم ابروی آن بت علوی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۳ - جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۷ - چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد
چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۱ - زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم
زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱۴ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ شدید العقاب للاعداء، غفور رحیم للاولیاء. شدید العقاب دشمنان را قهر است و سیاست، غفور رحیم دوستان را نواخت است و کرامت. در یک آیت قهر و لطف جمع کرد، تا بنده میان قهر و لطف در خوف و رجا زندگى کند، در قهر نگرد خائف شود، باز لطف بیند راجى گردد. خوف حصار ایمان است و تریاق هوا، و سلاح مؤمن. رجا مرکب خدمت است و زاد اجتهاد و عدّت عبادت، و گفتهاند که: ایمان و یقین بنده دو پر دارد یکى خوف، دیگر رجا. هرگز مرغ بیک پرکى تواند پریدن. همچنین مؤمن در خوف بى رجا یا در رجاء بىخوف راه دین نتواند بریدن. مثل ایمان راست چون مثل ترازو است، یک کفه آن خوف است، و دیگر کفه رجا، و زبانه دوستى، و این کفهها بعلم آویخته. چنان که ترازو را از کفه ناچار است، خوف و رجا از علم ناچار است، ازین جهت اعلموا در سر آیت نهاد. خوف بىعلم خوف خارجیان است، رجاء بىعلم رجاء مرجیان است. دوستى بى علم دوستى اباحتیان است. قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۷۶ - از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی
از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
ای سروری که از گل دل قامت قلم امیر معزی : قصاید
شماره ۱۲۲ - ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کند
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کند عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان محمود غزنوی
بدان گردیست آن سیمین زنخدان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۲۶ - دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲۶ - گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد
گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد سهراب سپهری : آوار آفتاب
همراه
تنها در بیچراغی شبها میرفتم الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۸۶ - رفتن ح سیدالشهدا به یاری برادر و جنگ آن دو برادر با سپاه کوفیان
برآورده برنده تیغ دوسر ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای باغ وجود را عمارت کرده
ای باغ وجود را عمارت کرده رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۹ - تا از بر چشم آن جوان رفت
تا از بر چشم آن جوان رفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۹ - زنگ غفلت ز دل من نگران می خیزد
زنگ غفلت ز دل من نگران می خیزد
شمارهٔ ۶ - و برای او همچنین
نه تنها سیرم از مالم که عالم هم نمیخواهم مولوی : رباعیات
رباعی ۱۶۱۱ - ای کوران را به لطف ره بین کرده
ای کوران را به لطف ره بین کرده جیحون یزدی : قصاید
شمارهٔ ۱۰۲ - وله
بگیسوان خم ابروی آن بت علوی بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۳ - جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت
جهان در سرمه خوابید از خیال چشم فتانت شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۶۵۷ - چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد
چون شراب صاف درمان است مارا دُرد درد ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۸۱ - زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم
زان بر دو لبت ز بوسه مرزوق نیم رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱۴ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ شدید العقاب للاعداء، غفور رحیم للاولیاء. شدید العقاب دشمنان را قهر است و سیاست، غفور رحیم دوستان را نواخت است و کرامت. در یک آیت قهر و لطف جمع کرد، تا بنده میان قهر و لطف در خوف و رجا زندگى کند، در قهر نگرد خائف شود، باز لطف بیند راجى گردد. خوف حصار ایمان است و تریاق هوا، و سلاح مؤمن. رجا مرکب خدمت است و زاد اجتهاد و عدّت عبادت، و گفتهاند که: ایمان و یقین بنده دو پر دارد یکى خوف، دیگر رجا. هرگز مرغ بیک پرکى تواند پریدن. همچنین مؤمن در خوف بى رجا یا در رجاء بىخوف راه دین نتواند بریدن. مثل ایمان راست چون مثل ترازو است، یک کفه آن خوف است، و دیگر کفه رجا، و زبانه دوستى، و این کفهها بعلم آویخته. چنان که ترازو را از کفه ناچار است، خوف و رجا از علم ناچار است، ازین جهت اعلموا در سر آیت نهاد. خوف بىعلم خوف خارجیان است، رجاء بىعلم رجاء مرجیان است. دوستى بى علم دوستى اباحتیان است. قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۷۵ - گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم
گمان مبر که ز روی تو دیده بردارم امیرشاهی سبزواری : غزلیات
شماره ۱۷۶ - از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی
از سبزه رعنا خطی بر روی گلگون میکشی انوری : مقطعات
شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
ای سروری که از گل دل قامت قلم امیر معزی : قصاید
شماره ۱۲۲ - ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کند
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کند عنصری بلخی : قصاید
شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان محمود غزنوی
بدان گردیست آن سیمین زنخدان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۴۲۶ - دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۴ - هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد
هرگز مرا به کعبه ز دیر التجا نشد ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۲۶ - گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد
گر شاه سه شش خواست سه یک زخم افتاد سهراب سپهری : آوار آفتاب
همراه
تنها در بیچراغی شبها میرفتم الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۸۶ - رفتن ح سیدالشهدا به یاری برادر و جنگ آن دو برادر با سپاه کوفیان
برآورده برنده تیغ دوسر ظهیرالدین فاریابی : رباعیات
شماره ۸۶ - ای باغ وجود را عمارت کرده
ای باغ وجود را عمارت کرده رضیالدین آرتیمانی : غزلیات
غزل ۱۹ - تا از بر چشم آن جوان رفت
تا از بر چشم آن جوان رفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۴۰۹ - زنگ غفلت ز دل من نگران می خیزد
زنگ غفلت ز دل من نگران می خیزد