فروغی بسطامی : غزلیات
غزل ۳۱۲ - پرده بگشای که من سوختهٔ روی توام
پرده بگشای که من سوختهٔ روی توام
رودکی : رباعیات
رباعی ۱۴ - آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
آمد بر من که یار، کی؟ وقت سحر
قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در ستایش وزیر بی‌نظیر حاج میرزا آقاسی
شب‌ گذشته ‌که همزاد بود با محشر
اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۹۶۸ - نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
اقبال لاهوری : ارمغان حجاز
ز شوق آموختم آن های و هوئی
ز شوق آموختم آن های و هوئی
امیر معزی : رباعیات
شماره ۴۸ - ای راحت جان ما ز دو مرجانت
ای راحت جان ما ز دو مرجانت
اوحدالدین کرمانی : الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
شمارهٔ ۲۲۲ - القضا و القدر
چون دایرهٔ وجود من بنهادند
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۱۱۶ - یار خود را به ناز می بینم
یار خود را به ناز می بینم
امیر معزی : رباعیات
شماره ۱۴۵ - ای شاه جهان دو گوشهٔ روی زمین
ای شاه جهان دو گوشهٔ روی زمین
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۲۴۹ - چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل
چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۵۴۲ - بالای تست این پیش من یا سرو بستا نیست این
بالای تست این پیش من یا سرو بستا نیست این
نشاط اصفهانی : مثنویات
شماره ۲۸ - این منم کاینسان خجل از خاک توس
این منم کاینسان خجل از خاک توس
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۶۱ - می‌کند غارت صبر و دل و دین سودایش
می‌کند غارت صبر و دل و دین سودایش
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۵۵ - گر چه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم
گر چه ما سر پیش از جوش ثمر افکنده ایم
رضاقلی خان هدایت : روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین
بخش ۴۵ - جلال الدین بلخی معروف به مولوی معنوی
و هو جلال الدین محمدبن بهاءالدین محمد سلطان محققین و برهان مدققین است. أَباً عَنْجَدّ از فضلای روزگار و علمای نامدار بوده. بهاءالدین محمد والد ماجد مولانا اقتباس طریقت از حضرت شیخ الاکبر شیخ نجم الدین کبری نموده بود. خواص و عوام آن مملکت را به وی اخلاص و ارادت بود. به حدی که کثرت مریدین مایهٔ خوف سلطان محمد خوارزمشاه گردید. بالاخره به رنجش انجامید. لهذا مولانا بهاءالدین بامتعلقین از بلخ به عزم حجاز هجرت گزید. در نیشابور شیخ عطار را ملاقات و شیخ سفارش تربیت جلال الدین محمد به وی فرموده و مثنوی اسرارنامه به او عنایت نمود و در آن وقت جناب مولوی شش ساله بوده‌اند. غرض، بعد از زیارت مکهٔ معظمه به استدعای سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی پادشاه روم در قونیهٔ روم توقف گزین شدند. بعد از چندی مولانا بهاءالدین وفات یافت و به روضهٔ رضوان شتافت. کمالات و فضایل مولوی به مرتبه‌ای رسید که هر روز چهارصد فاضل در زمرهٔ تلامذه در مدرس وی حاضر شدند. بالاخره به خدمت شیخ شمس الدین تبریزی رسید و ارادت او را گزید و این کلمات مشهور و در اغلب کتب مسطور است. کمالات آن جناب محتاج به تحریر و تقریر نیست. مثنوی ایشان معروف است. دیوانی مبسوط نیز به نام شیخ شمس الدین تبریزی تمام فرموده‌اند. وفاتش در سنهٔ ۶۷۲ و از اشعار آن جناب اختصاراً این ابیات نوشته می‌شود.
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۱۴۰ - ۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
۱۴۰غزل جا مانده اینجا از حزین دلفگار ما
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۹۱ - در بیان آنکه لذت های دنیا مستعار است در حقیقت دنیا از خود لذت ندارد، زشت است و ناخوش بواسطۀ مزه خوش میشود همچون عجوزه‌ای که خودر ا بگلگونه و اسپیداج بیالاید و بواسطۀ ان تزیین خوب نماید پس خوبی مزه است که همه زشتها بوی خوش نمایند
گاه طفلی مزه ز شیرت بود
امیر معزی : رباعیات
شماره ۹۸ - شاها چو دلت در صف تدبیر آید
شاها چو دلت در صف تدبیر آید
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۱۰۶ - سلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت
سلطان عشق، ملک دل و دین، فرو گرفت
صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۰۱ - کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست
کدام دل که نه آسیمه سر برای تو نیست