صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۸۱۳ - خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
خوشا چشمی که با آن طاق ابرو آشنا گردد
جهان ملک خاتون : رباعیات
شماره ۳۲۱ - ای نام تو بر زبان جانم جاری
ای نام تو بر زبان جانم جاری
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۶ - عالم آب است جام می زدست ما شکست
عالم آب است جام می زدست ما شکست
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۳۰۸ - سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست
سرمهٔ گردون به چشمم گرد راهی بیش نیست
بلند اقبال : بخش دوم - داستان گل و بلبل
بخش ۹ - احوال پرسی گل از بلبل
به بلبل بیفتاد چون چشم گل
ایرانشان : کوش‌نامه
بخش ۳۵۰ - راندن پیر، کوش را، و پشیمان شدن کوش
ز گفتار او کوش شد تنگدل
فردوسی : داستان رستم و شغاد
بخش ۶ - فرامرز چون سوک رستم بداشت
فرامرز چون سوک رستم بداشت
آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۸۶ - جانم، از جانان حکایت میکند
جانم، از جانان حکایت میکند
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۵۲ - عزم آن دارم که امشب نیم مست
عزم آن دارم که امشب نیم مست
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۱۷۲
بحقیقت عشق عاشق را از او بستاند و قوای او را در او نیست گرداند چنانکه در عشقه این برهان ظاهر شده است اگر عاشق را از سوزش عشق خبر باشد اگرچه آتش عشقش در جگر باشد او پخته نبود خام بود تا ازسوزش آتش الم نیابد واز قطع مناشیر چرخ نه چنانکه در بعضی از اخبار آمده است اَوحیَ اللّهُ بَعْضٍ اَنْبیائِهِ انَّما اتَّخِذٌ لِخُلَّتی مَنْ لایَفترَّعَنْ ذِکْری وَلایَکُونُ لَهُ غَیْری وَلَا یُؤثِرُ عَلی شَیْئا مِنْ خَلْقی وَاِنْ اُحْرِقَ بالنّار لَمْ یَجِدْلمُرِّ الْحَدیدِ اَلَمافی سِرِّهِ پادشاه عالم بر بعضی از انبیا وحی فرستاد و فرمود که حضرت میگفت ما آن را بتشریف خلت مشرف کنیم که مردوار از ذکر ما فتوری نبود و در طاعت ما قصوری نبود و بر ما کسی را برنگزیند و در سکر شراب محبت ما بمثابتی بود که اگر او را در دریای آتش اندازند مر آن را بنزدیک دل وی وقعی نبود و اگر چشمش را به اره‌های قهر پاره پاره کنند از آن خبر نیابد و ادراک الم آن نکند اول فرمودلایَفْتَرُّ عَنْ ذِکری عجب ذکر من ناسی را بود اما آنکه در مشاهدۀ جمال محبوب بود مستغرق جمال او، او در استغراق از صفات خود فانی بود پس نشانۀ ذکر او بود و مذکور در سرادق جلال ذاکر خود:
صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۵۵ - یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۶۲۰ - تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند
تنها نه چرخ بی سر و پا رقص می کند
نظام قاری : فردیات
شماره ۶۲ - مکش بر صوف کهنه از اتو نقش
مکش بر صوف کهنه از اتو نقش
فریدون مشیری : ابر و کوچه
درخت
درختی خشک را مانم به صحرا
صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۶۳ - زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
اهلی شیرازی : قصاید
شمارهٔ ۵۴ - در مدح شیخ نجم الدین مسعود گوید
الله الله مگر اینواقعه خواب است و خیال
صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۸۱ - خلد تسخیر دل اهل محبت نکند
خلد تسخیر دل اهل محبت نکند
جلال عضد : مفردات
شماره ۱۶ - بر رخ حور نظر غایتِ کوته نظری ست
بر رخ حور نظر غایتِ کوته نظری ست
اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۷۰ - جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
جنون کو تا نثار دل کنم آشفته رایی را
سنایی غزنوی : قصاید
قصیده ۱۵۰ - ای سنایی قدح دمادم کن
ای سنایی قدح دمادم کن