حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۸۲
یار می باید که باشد چست و چالاک آمده ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شمارهٔ ۹۸
بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد میرداماد : رباعیات
شمارهٔ ۲۱۶
از صحبت خلق دیده بر دوخته ام مجد همگر : غزلیات
شمارهٔ ۹۰
باز این چه فتنه ئیست که در ما فکنده ای طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۲۶۲
کس اگر بگذرد از گفتن شعر جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۵
چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می شود پیدا صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۱۴ - قطعه
راستی آنچه تصور رود از بهر بشر نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۳
دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو ادیب الممالک : مفردات
شمارهٔ ۴۲
هزار سال رهست از تو تا مسلمانی محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۶
ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۲ - داستان گاو و مسجد
یکی از اهل ورع، گاوی را رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲
به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را طبیب اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۲۴
نه ذوق من از وصل نگاری دارم غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۶ - پیدا کردن قبول توبه
بدان که چون توبه به شرط خویش بود به ضرورت مقبول بود. چون توبه بکردی اندر قبول به شک مباش، اندر آن به شک باش تا توبه به شرط هست یا نه. و هرکه حقیقت دل آدمی بشناخت که چیست و علاقه وی با تن بشناخت که بر چه وجه است و مناسبت وی با حضرت الوهیت که چگونه است و حجاب وی از آن به چیست، اندر شک نباشد از آن که گناه سبب حجاب است و توبه سبب قبول، چه دل آدمی اندر اصل خویش گوهر پاک است از جنس گوهر فرشتگان و چون آینه ای که حضرت الهیت اندر وی بنماید چون از این عالم بیرون شود زنگار نگرفته و به هر معصیتی که می کند ظلمتی بر روی آینه می نشیند و به هر طاعتی که می کند نوری به دل می پیوندد و آن ظلمت معصیت را از دل دور می کند و آن همه آثار انوار طاعات و ظلمت معاصی بر آینه دل متعاقب همی باشد. ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل شماره ۱۰۰
ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز قطران تبریزی : ترکیبات
شمارهٔ ۶ - در مدح یمین الدین محمد
باغ و بستان را بسعی ابر کرد آباد باد رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۷
جان من گر دل به دست دلستانی داشتی نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرماید
اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست سعیدا : قصاید
شمارهٔ ۶
آن که خوانی نام او نفس بهیم واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۶۰۶
ندهم تن بجز از عریانی
شمارهٔ ۱۰۸۲
یار می باید که باشد چست و چالاک آمده ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شمارهٔ ۹۸
بنده ئی کز چو تو شاهی بوی اعزاز رسد میرداماد : رباعیات
شمارهٔ ۲۱۶
از صحبت خلق دیده بر دوخته ام مجد همگر : غزلیات
شمارهٔ ۹۰
باز این چه فتنه ئیست که در ما فکنده ای طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۲۶۲
کس اگر بگذرد از گفتن شعر جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۱۳۵
چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می شود پیدا صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۱۴ - قطعه
راستی آنچه تصور رود از بهر بشر نسیمی : غزلیات
شمارهٔ ۲۴۳
دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو ادیب الممالک : مفردات
شمارهٔ ۴۲
هزار سال رهست از تو تا مسلمانی محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۲۶
ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۲ - داستان گاو و مسجد
یکی از اهل ورع، گاوی را رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲
به سر دارم هوای سجده خاک آستانی را طبیب اصفهانی : رباعیات
شمارهٔ ۲۴
نه ذوق من از وصل نگاری دارم غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۶ - پیدا کردن قبول توبه
بدان که چون توبه به شرط خویش بود به ضرورت مقبول بود. چون توبه بکردی اندر قبول به شک مباش، اندر آن به شک باش تا توبه به شرط هست یا نه. و هرکه حقیقت دل آدمی بشناخت که چیست و علاقه وی با تن بشناخت که بر چه وجه است و مناسبت وی با حضرت الوهیت که چگونه است و حجاب وی از آن به چیست، اندر شک نباشد از آن که گناه سبب حجاب است و توبه سبب قبول، چه دل آدمی اندر اصل خویش گوهر پاک است از جنس گوهر فرشتگان و چون آینه ای که حضرت الهیت اندر وی بنماید چون از این عالم بیرون شود زنگار نگرفته و به هر معصیتی که می کند ظلمتی بر روی آینه می نشیند و به هر طاعتی که می کند نوری به دل می پیوندد و آن ظلمت معصیت را از دل دور می کند و آن همه آثار انوار طاعات و ظلمت معاصی بر آینه دل متعاقب همی باشد. ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل شماره ۱۰۰
ای شعله رخ آتش بدلم در زدهٔ باز قطران تبریزی : ترکیبات
شمارهٔ ۶ - در مدح یمین الدین محمد
باغ و بستان را بسعی ابر کرد آباد باد رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱۷
جان من گر دل به دست دلستانی داشتی نظام قاری : غزلیات
شمارهٔ ۲۴ - خواجه حافظ فرماید
اگر چه عرض هنر پیش یاربی ادبیست سعیدا : قصاید
شمارهٔ ۶
آن که خوانی نام او نفس بهیم واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۶۰۶
ندهم تن بجز از عریانی