ادیب الممالک : اضافات
شمارهٔ ۲۵
طهماسب خداوند راستین سعدی : غزلیات
غزل ۲۵۶
نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود اقبال لاهوری : پیام مشرق
نه هر کس از محبت مایه دار است
نه هر کس از محبت مایه دار است وفایی شوشتری : رباعیات
شمارهٔ ۱۴
کس کو که توان علی به عینین بیند اقبال لاهوری : اسرار خودی
حکایت الماس و زغال
از حقیقت باز بگشایم دری واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۴۶۷
از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۴
مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی سهراب سپهری : آوار آفتاب
پرچین راز
بیراهه ها رفتی، برده گام ، رهگذر راهی از من تا بی انجام ، مسافر میان سنگینی پلک و جوی سحر ! مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۷
ای که به هنگام درد، راحت جانی مرا ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شمارهٔ ۴۵ - در شمار اعداد از یک تا کاترلیون
از یکی تا ده بگو آن، دو، تروا، کاتر، سنگ ناصرخسرو : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴
ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب، سعدی : غزلیات
غزل ۴۱۸
گر دست دهد هزار جانم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۲۰
ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۱۰ - پادشاه رعیت نواز
پادشهی بود رعیتنواز انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۱
صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۱۸۲
در وقت بهار جز لب جوی مجوی حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۶۵۹
زبان تیز دارم همچو الماس رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى قارون از قوم موسى بود فَبَغى عَلَیْهِمْ و در کیش افزونى جست بر ایشان وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ و دادیم او را از گنجها ما إِنَّ مَفاتِحَهُ چندان که کلیدهاى آن لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ مىبیکسوى بیرون برد از گران بارى گروهى مردمان با نیروى را إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ او را گفت گرویدگان قوم او لا تَفْرَحْ شاد مباش، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ (۷۶) که اللَّه شادمانان باین جهان دوست ندارد. مهدی اخوان ثالث : دوزخ اما سرد
مردُم! ای مردُم
مردم! ای مردم شاه نعمتالله ولی : مفردات
شمارهٔ ۳۲
آنها که نام خویش کریمی نهادهاند
شمارهٔ ۲۵
طهماسب خداوند راستین سعدی : غزلیات
غزل ۲۵۶
نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود اقبال لاهوری : پیام مشرق
نه هر کس از محبت مایه دار است
نه هر کس از محبت مایه دار است وفایی شوشتری : رباعیات
شمارهٔ ۱۴
کس کو که توان علی به عینین بیند اقبال لاهوری : اسرار خودی
حکایت الماس و زغال
از حقیقت باز بگشایم دری واعظ قزوینی : غزلیات
شمارهٔ ۴۶۷
از نهفتن، راز را رسوای عالم کرده ام رفیق اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۹۴
مرا محروم از آن آستان کردی نکو کردی سهراب سپهری : آوار آفتاب
پرچین راز
بیراهه ها رفتی، برده گام ، رهگذر راهی از من تا بی انجام ، مسافر میان سنگینی پلک و جوی سحر ! مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۰۷
ای که به هنگام درد، راحت جانی مرا ادیب الممالک : فرهنگ پارسی
شمارهٔ ۴۵ - در شمار اعداد از یک تا کاترلیون
از یکی تا ده بگو آن، دو، تروا، کاتر، سنگ ناصرخسرو : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴
ای باز کرده چشم و دل خفته را ز خواب، سعدی : غزلیات
غزل ۴۱۸
گر دست دهد هزار جانم خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۹۲۰
ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۱۰ - پادشاه رعیت نواز
پادشهی بود رعیتنواز انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۸۱
صبر کن ای تن که آن بیداد هجران بگذرد مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۱۸۲
در وقت بهار جز لب جوی مجوی حکیم نزاری : غزلیات
شمارهٔ ۶۵۹
زبان تیز دارم همچو الماس رشیدالدین میبدی : ۲۸- سورة القصص- مکیة
۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ قارُونَ کانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى قارون از قوم موسى بود فَبَغى عَلَیْهِمْ و در کیش افزونى جست بر ایشان وَ آتَیْناهُ مِنَ الْکُنُوزِ و دادیم او را از گنجها ما إِنَّ مَفاتِحَهُ چندان که کلیدهاى آن لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ مىبیکسوى بیرون برد از گران بارى گروهى مردمان با نیروى را إِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ او را گفت گرویدگان قوم او لا تَفْرَحْ شاد مباش، إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ (۷۶) که اللَّه شادمانان باین جهان دوست ندارد. مهدی اخوان ثالث : دوزخ اما سرد
مردُم! ای مردُم
مردم! ای مردم شاه نعمتالله ولی : مفردات
شمارهٔ ۳۲
آنها که نام خویش کریمی نهادهاند