قدسی مشهدی : رباعیات
شمارهٔ ۶۰۷
در وحدت ذات، گفته گوهرپاشی آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۷۲
عاشق و می پرست و شیدائیم عطار نیشابوری : بیان وادی عشق
حکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندران
در عجم افتاد خلقی از عرب سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۲ - در بیان آنکه این عالم ذرهایست از آن عالم. زیرا این محدود است و آن نامحدود. و آن عالمها همه انوار و آثار حقاند و قایم بحقاند و از انوار او زندهاند. چون از این عالم محدود بگذری آن عالم نامحدود را که در جوار حق است ببینی واللّه العالم
ذره ای نیست آسمان و زمین نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۳ - فایده در فهم است نه حفظ
و به حقیقت بباید دانست که فایده در فهم است نه در حفظ، و هرکه بی وقوف در کاری شروع نماید همچنان باشد که: صفای اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۱
عشق زد خیمه بیائید که بی خانه شویم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۷۳
من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۶
بلبلا این چمن چه بستانیست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۲ - ابوعلی سینای بلخی قُدِّس سِرُّهُ العزیز
و هُوَ علی بن عبداللّه بن حسین بن سینا. آن جناب از معارف حکمای اسلام و مقبول عقلای ذوی الافهام است. مولد و منشاء ایشان خطّهٔ بلخ بوده و غرهٔ عیش همگنان از وی به سلخ تبدّل نموده. در ده سالگی حفظ قرآن و ضبط بسیاری از علوم دینیه و فنون ادبیه حاصل کرد و در هیجده سالگی فارغ التحصیل شد و در نزد امیر نوح سامانی بود. پس از بی سامانی دولت آل سامان به خوارزم شتافت و کمال تعظیم یافت و از آنجا به ابیورد آمد و به جرجان افتاد. امیر قابوس وشمگیر او را توقیر نمود. از آنجا به ری آمد. فخر الدولهٔ دیلمی بر عزتش فزود. به همدان رفته، وزارت شمس الدوله پذیرفت. پس از رنجش در خانه پنهان شده بی آن که نسخهای در نظر باشد. جمیع طبیعیات و الهیات شفا را به تقدیم رسانید. چهار ماه در یکی از قلاع همدان محبوس بود و کتاب هدایه و رسالهٔ حی بن یقظان و کتاب قولنج را در محبس تصنیف نمود. به اصفهان رفته حکمت علائی را به نام علاء الدوله کاکویه نوشت. شیخ ابوعلی با شیخ ابوسعیدابوالخیر نیشابوری معاصربوده و یکدیگر را ملاقات نمودهاند.بعداز ملاقات از شیخ ابوسعید پرسیدند که شیخ ابوعلی را چون یافتی؟ فرمود آنچه من میبینم او میداند و از شیخ ابوعلی پرسیدند که شیخ ابوسعید را چگونه یافتی؟ گفت آنچه من میدانم او میبیند. غرض، آخرالامر شیخ در سنهٔ ۴۲۷ در همدان به مرض قولنج درگذشت. تفصیل حالات و کمالات آن جناب در تواریخ مسطور است و بعضی از حالاتش خود مشهور است. اشعار نیکو از طبع شریفش سر زده. چند رباعی از او نوشته شد: فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۸ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید
گفتم مرا سه بوسه ده ای شمسه بتان مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعاى یا عماد من لا عماد له
شیخ کفعمی در کتاب «بلدالامین» دعایی روایت کرده به روایت از حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) که هر سوخته دل و مصیبت زده و غمناک و گرفتار آن را بخواند، حق تعالی به او گشایش و فرج عطا کند؛ سراج قمری : قصاید
شمارهٔ ۱۰
چند از پی نان برپا در پیش کسان چون خوان قدسی مشهدی : مثنویها
شمارهٔ ۹ - اوصاف باغ شاهزاده
بود برجی به باغ شاهزاده جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۹۸۹
بر نور شمع رویت پروانه ی حقیرم سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۵۰۸
خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم مفاتیح الجنان : اعمال ماه ربیع الاول
اعمال روز نهم ماه ربیع الاول
روز عید بزرگ است و روز عید بقر است و برای آن شرح مفصلی است که در جای خود ذکر شده. در روایتی آمده: هرکه در این روز چیزی انفاق کند، گناهانش آمرزیده می شود؛ و گفته اند: در این روز مستحب است: خوراندن غذا به برادران مؤمن و خشنود گرداندن ایشان و توسعه دادن در نفقه بر اهل و عیال و پوشیدن جامه های نو و شکر و عبادت حق تعالی. نهج البلاغه : حکمت ها
شاخصه هاى پرهيزكارى
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اِتَّقُوا اَللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِيداً وَ جَدَّ تَشْمِيراً وَ كَمَّشَ فِي مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ وَ نَظَرَ فِي كَرَّةِ اَلْمَوْئِلِ وَ عَاقِبَةِ اَلْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّةِ اَلْمَرْجِعِ جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۹۸۸
به لطف ای دوست باری دست گیرم همام تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱
به شب ماهی میان کاروان است آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۳۳
مخمور سروریم کجائی می غم های
شمارهٔ ۶۰۷
در وحدت ذات، گفته گوهرپاشی آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۷۲
عاشق و می پرست و شیدائیم عطار نیشابوری : بیان وادی عشق
حکایت عربی که در عجم افتاد و سر گذشت او با قلندران
در عجم افتاد خلقی از عرب سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۱۵۲ - در بیان آنکه این عالم ذرهایست از آن عالم. زیرا این محدود است و آن نامحدود. و آن عالمها همه انوار و آثار حقاند و قایم بحقاند و از انوار او زندهاند. چون از این عالم محدود بگذری آن عالم نامحدود را که در جوار حق است ببینی واللّه العالم
ذره ای نیست آسمان و زمین نصرالله منشی : ابتدای کلیله و دمنه، و هو من کلام بزرجمهر البختکان
بخش ۳ - فایده در فهم است نه حفظ
و به حقیقت بباید دانست که فایده در فهم است نه در حفظ، و هرکه بی وقوف در کاری شروع نماید همچنان باشد که: صفای اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۱
عشق زد خیمه بیائید که بی خانه شویم آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۶۷۳
من و شمع دوش حرفی بمیان نهاده بودیم جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۲۵۶
بلبلا این چمن چه بستانیست رضاقلی خان هدایت : روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما
بخش ۲ - ابوعلی سینای بلخی قُدِّس سِرُّهُ العزیز
و هُوَ علی بن عبداللّه بن حسین بن سینا. آن جناب از معارف حکمای اسلام و مقبول عقلای ذوی الافهام است. مولد و منشاء ایشان خطّهٔ بلخ بوده و غرهٔ عیش همگنان از وی به سلخ تبدّل نموده. در ده سالگی حفظ قرآن و ضبط بسیاری از علوم دینیه و فنون ادبیه حاصل کرد و در هیجده سالگی فارغ التحصیل شد و در نزد امیر نوح سامانی بود. پس از بی سامانی دولت آل سامان به خوارزم شتافت و کمال تعظیم یافت و از آنجا به ابیورد آمد و به جرجان افتاد. امیر قابوس وشمگیر او را توقیر نمود. از آنجا به ری آمد. فخر الدولهٔ دیلمی بر عزتش فزود. به همدان رفته، وزارت شمس الدوله پذیرفت. پس از رنجش در خانه پنهان شده بی آن که نسخهای در نظر باشد. جمیع طبیعیات و الهیات شفا را به تقدیم رسانید. چهار ماه در یکی از قلاع همدان محبوس بود و کتاب هدایه و رسالهٔ حی بن یقظان و کتاب قولنج را در محبس تصنیف نمود. به اصفهان رفته حکمت علائی را به نام علاء الدوله کاکویه نوشت. شیخ ابوعلی با شیخ ابوسعیدابوالخیر نیشابوری معاصربوده و یکدیگر را ملاقات نمودهاند.بعداز ملاقات از شیخ ابوسعید پرسیدند که شیخ ابوعلی را چون یافتی؟ فرمود آنچه من میبینم او میداند و از شیخ ابوعلی پرسیدند که شیخ ابوسعید را چگونه یافتی؟ گفت آنچه من میدانم او میبیند. غرض، آخرالامر شیخ در سنهٔ ۴۲۷ در همدان به مرض قولنج درگذشت. تفصیل حالات و کمالات آن جناب در تواریخ مسطور است و بعضی از حالاتش خود مشهور است. اشعار نیکو از طبع شریفش سر زده. چند رباعی از او نوشته شد: فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۱۳۸ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید
گفتم مرا سه بوسه ده ای شمسه بتان مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعاى یا عماد من لا عماد له
شیخ کفعمی در کتاب «بلدالامین» دعایی روایت کرده به روایت از حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) که هر سوخته دل و مصیبت زده و غمناک و گرفتار آن را بخواند، حق تعالی به او گشایش و فرج عطا کند؛ سراج قمری : قصاید
شمارهٔ ۱۰
چند از پی نان برپا در پیش کسان چون خوان قدسی مشهدی : مثنویها
شمارهٔ ۹ - اوصاف باغ شاهزاده
بود برجی به باغ شاهزاده جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۹۸۹
بر نور شمع رویت پروانه ی حقیرم سعیدا : غزلیات
شمارهٔ ۵۰۸
خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم مفاتیح الجنان : اعمال ماه ربیع الاول
اعمال روز نهم ماه ربیع الاول
روز عید بزرگ است و روز عید بقر است و برای آن شرح مفصلی است که در جای خود ذکر شده. در روایتی آمده: هرکه در این روز چیزی انفاق کند، گناهانش آمرزیده می شود؛ و گفته اند: در این روز مستحب است: خوراندن غذا به برادران مؤمن و خشنود گرداندن ایشان و توسعه دادن در نفقه بر اهل و عیال و پوشیدن جامه های نو و شکر و عبادت حق تعالی. نهج البلاغه : حکمت ها
شاخصه هاى پرهيزكارى
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اِتَّقُوا اَللَّهَ تَقِيَّةَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِيداً وَ جَدَّ تَشْمِيراً وَ كَمَّشَ فِي مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ وَ نَظَرَ فِي كَرَّةِ اَلْمَوْئِلِ وَ عَاقِبَةِ اَلْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّةِ اَلْمَرْجِعِ جهان ملک خاتون : غزلیات
شمارهٔ ۹۸۸
به لطف ای دوست باری دست گیرم همام تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۳۱
به شب ماهی میان کاروان است آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۱۳۳
مخمور سروریم کجائی می غم های