ترانه های کودکانه : بخش اول
خط کشی عابر پیاده
وقتی میخوام برم بیرون یغمای جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۴۴
کرده در آیینه حسن رخ خود شیدایت ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۰۷
گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد نهج البلاغه : حکمت ها
توجه بن آثار اعمال
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اَلْأَقَاوِيلُ مَحْفُوظَةٌ وَ اَلسَّرَائِرُ مَبْلُوَّةٌ وَ كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۴۸
چشمم چو بر آن عارض گلگون افتاد ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل شماره ۱۳
بشکست بسنگ کین پر ما عبید زاکانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴
در ما به ناز مینگرد دلربای ما مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره
در بخارا خوی آن خواجیم اجل اقبال لاهوری : پیام مشرق
می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر مولوی : دفتر پنجم
بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود
مصطفی صبح آمد و در را گشاد عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی شمارهٔ ۲۰
عرفی سخنت گر چه معما رنگ است صامت بروجردی : کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)
شمارهٔ ۷ - و برای او
چون شد به دشت کربلا آواره زینب کلیم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۴۸
فرصتی کو که دوای دل رنجور کنیم اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
مسافر وارد میشود به شهر کابل و حاضر میشود بحضور اعلیحضرت شهید
شهر کابل خطهٔ جنت نظیر امیر پازواری : دوبیتیها
شمارهٔ ۹۷
اُونْ صورتگِرونْ که صورتهٰا کَشیینْ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۲۶
سبکروحی که چون پروانه بر گرد سخن گردد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۵
تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار فریدون مشیری : مروارید مهر
سه آفتاب ...
آیینه بود آب. جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شمارهٔ ۸۶
گفتم ز چه چون بوصل مقدور شوم ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۶۲، ۶۳، ۶۴
سخن چرب گوش، گوش چرب دار، منش فرارون (والا) دارد.
خط کشی عابر پیاده
وقتی میخوام برم بیرون یغمای جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۴۴
کرده در آیینه حسن رخ خود شیدایت ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۰۷
گر پنهان کرد عیب و گر پیدا کرد نهج البلاغه : حکمت ها
توجه بن آثار اعمال
<strong> وَ قَالَ عليهالسلام </strong> اَلْأَقَاوِيلُ مَحْفُوظَةٌ وَ اَلسَّرَائِرُ مَبْلُوَّةٌ وَ كُلُّ نَفْسٍ بِمٰا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی شمارۀ ۴۸
چشمم چو بر آن عارض گلگون افتاد ملا هادی سبزواری : غزلیات
غزل شماره ۱۳
بشکست بسنگ کین پر ما عبید زاکانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴
در ما به ناز مینگرد دلربای ما مولوی : دفتر ششم
بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره
در بخارا خوی آن خواجیم اجل اقبال لاهوری : پیام مشرق
می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر
می تراشد فکر ما هر دم خداوندی دگر مولوی : دفتر پنجم
بخش ۴ - در حجره گشادن مصطفی علیهالسلام بر مهمان و خود را پنهان کردن تا او خیال گشاینده را نبیند و خجل شود و گستاخ بیرون رود
مصطفی صبح آمد و در را گشاد عرفی شیرازی : رباعیها
رباعی شمارهٔ ۲۰
عرفی سخنت گر چه معما رنگ است صامت بروجردی : کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه)
شمارهٔ ۷ - و برای او
چون شد به دشت کربلا آواره زینب کلیم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۴۸
فرصتی کو که دوای دل رنجور کنیم اقبال لاهوری : پس چه باید کرد؟
مسافر وارد میشود به شهر کابل و حاضر میشود بحضور اعلیحضرت شهید
شهر کابل خطهٔ جنت نظیر امیر پازواری : دوبیتیها
شمارهٔ ۹۷
اُونْ صورتگِرونْ که صورتهٰا کَشیینْ صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۸۲۶
سبکروحی که چون پروانه بر گرد سخن گردد محتشم کاشانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۹۵
تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار فریدون مشیری : مروارید مهر
سه آفتاب ...
آیینه بود آب. جمالالدین عبدالرزاق : رباعیات
شمارهٔ ۸۶
گفتم ز چه چون بوصل مقدور شوم ملکالشعرای بهار : ارمغان بهار
فقرۀ ۶۲، ۶۳، ۶۴
سخن چرب گوش، گوش چرب دار، منش فرارون (والا) دارد.