ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۲۰ - گماشتن خواجه احمد دبیران را
دیگر روز بدرگاه آمد و با خلعت نبود که بر عادت روزگار گذشته قبایی ساخته کرد و دستاری نیشابوری یا قاینی، که این مهتر را، رضی اللّه عنه، با این جامهها دیدندی بروزگار. و از ثقات او شنیدم چون بو ابراهیم قاینی کدخدایش و دیگران، که بیست و سی قبا بود او را یک رنگ که یک سال میپوشیدی و مردمان چنان دانستندی که یک قباست و گفتندی: سبحان اللّه! این قبا از حال بنگردد؟ اینت منکر و بجد مردی!- و مردیها و جدهای او را اندازه نبود، و بیارم پس از این بجای خویش- و چون سال سپری شدی، بیست و سی قبای دیگر راست کرده، بجامه خانه دادندی. قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند
هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۲ - مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب
مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۵۶ - خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت خدا شناسى و اطاعت
وَ قَالَ عليهالسلام عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لاَ تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ مولوی : غزلیات
غزل ۴۰۶ - چند گویی که چه چارهست و مرا درمان چیست؟
چند گویی که چه چارهست و مرا دَرمان چیست؟ صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۵۶۰ - چه ز اندیشهٔ تجرید به خود میلرزی ؟
چه ز اندیشهٔ تجرید به خود میلرزی ؟ ادیب الممالک : در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر
شمارهٔ ۲۶ - راز تیموری
یک آشوب عظیمی اندرین گیتی بدست آید جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۵۱ - شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است رهی معیری : رباعیها
بی خبری
مستان خرابات ز خود بی خبرند نهج البلاغه : حکمت ها
مبارزه با نفس
وَ قَالَ عليهالسلام أَفْضَلُ اَلْأَعْمَالِ مَا أَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۸۸ - ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد
ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - گفتم که چوشب روی بکس ننمائی
گفتم که چوشب روی بکس ننمائی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۴۱ - کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - از سیلی غم چند کنی چهره بنفش
از سیلی غم چند کنی چهره بنفش اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۶۷ - باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۷۲ - پاسخ دادن کید هندی،فرامرز را(و) دین یزدان پذیرفتن او
چنین گفت کید ای جهاندار گرد حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثالثة - فی الغزو
حکایت کرد مرا دوستی که دل در متابعت او بود و جان در مشایعت او، که وقتی از اوقات که شب جوانی مظلم و غاسق بود و درخت. اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۵۴ - تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی کوهی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - صبا که شام و سحر مشکبار می آید
صبا که شام و سحر مشکبار می آید
بخش ۲۰ - گماشتن خواجه احمد دبیران را
دیگر روز بدرگاه آمد و با خلعت نبود که بر عادت روزگار گذشته قبایی ساخته کرد و دستاری نیشابوری یا قاینی، که این مهتر را، رضی اللّه عنه، با این جامهها دیدندی بروزگار. و از ثقات او شنیدم چون بو ابراهیم قاینی کدخدایش و دیگران، که بیست و سی قبا بود او را یک رنگ که یک سال میپوشیدی و مردمان چنان دانستندی که یک قباست و گفتندی: سبحان اللّه! این قبا از حال بنگردد؟ اینت منکر و بجد مردی!- و مردیها و جدهای او را اندازه نبود، و بیارم پس از این بجای خویش- و چون سال سپری شدی، بیست و سی قبای دیگر راست کرده، بجامه خانه دادندی. قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۱۷ - هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند
هرکجا زندهدلان شست دعا بگشایند کمال خجندی : غزلیات
شماره ۶۲ - مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب
مطلع انوار حسن است آن رخ چون آفتاب جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۵۶ - خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن
خضر نتوانست نرد عشق آسان باختن نهج البلاغه : حکمت ها
ضرورت خدا شناسى و اطاعت
وَ قَالَ عليهالسلام عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لاَ تُعْذَرُونَ بِجَهَالَتِهِ مولوی : غزلیات
غزل ۴۰۶ - چند گویی که چه چارهست و مرا درمان چیست؟
چند گویی که چه چارهست و مرا دَرمان چیست؟ صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۵۶۰ - چه ز اندیشهٔ تجرید به خود میلرزی ؟
چه ز اندیشهٔ تجرید به خود میلرزی ؟ ادیب الممالک : در تقریظ شاهنامه و مثنویات و قطعات دیگر
شمارهٔ ۲۶ - راز تیموری
یک آشوب عظیمی اندرین گیتی بدست آید جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۲۵۱ - شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است
شد شباب و جسم غم فرسوده با ما مانده است رهی معیری : رباعیها
بی خبری
مستان خرابات ز خود بی خبرند نهج البلاغه : حکمت ها
مبارزه با نفس
وَ قَالَ عليهالسلام أَفْضَلُ اَلْأَعْمَالِ مَا أَكْرَهْتَ نَفْسَكَ عَلَيْهِ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۸۸ - ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد
ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد سید حسن غزنوی : رباعیات
شماره ۱۷۱ - گفتم که چوشب روی بکس ننمائی
گفتم که چوشب روی بکس ننمائی اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۴۱ - کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند
کی شود سرو من آگه ز دل افکاری چند مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۲۷ - از سیلی غم چند کنی چهره بنفش
از سیلی غم چند کنی چهره بنفش اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۴۶۷ - باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد
باز شمعم خانه روشن، کوری اغیار کرد سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۷۲ - پاسخ دادن کید هندی،فرامرز را(و) دین یزدان پذیرفتن او
چنین گفت کید ای جهاندار گرد حمیدالدین بلخی : مقامات حمیدی
المقامة الثالثة - فی الغزو
حکایت کرد مرا دوستی که دل در متابعت او بود و جان در مشایعت او، که وقتی از اوقات که شب جوانی مظلم و غاسق بود و درخت. اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۵۴ - تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی
تو مرا اگر نبخشی من و کنج نامرادی کوهی : غزلیات
شماره ۱۰۷ - صبا که شام و سحر مشکبار می آید
صبا که شام و سحر مشکبار می آید