جویای تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۵۲۷
به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۶۸
ساقی انصاف خوش لقایی مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۰
آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عثمان بن حنيف انصارى در پرهیز از گرایش حاکم به سرمایه داران
<strong> و من كتاب له عليهالسلام إلى عثمان بن حنيف الأنصاري و كان عامله على البصرة و قد بلغه أنه دعي إلى وليمة قوم من أهلها فمضى إليها </strong> قوله ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۲
پی در گاوست و گاو در کهسارست حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۳۰ - در تمجید از سخنشناسی پادشاه
اما بدین مثال این بنده و بنده زاده را تشریفی هرچه بزرگتر و تربیتی هرچه تمامتر بود، و مباهات و مفاخرت هرچه وافرتر افزود، و ثواب آن روزگار همایون اعلی را مدخر گشت. و نیز اگر ملوک گذشته که نام ایشان در مقدمه این فصل آورده شده ست از این نوع توفیقی یافتند و سخنان حکما را عزیز داشت تا ذکر ایشان از آن جهت بروجه روزگار باقی ماند، امروز که زمانه در طاعت و فلک در متابعت رای و رایت خداوند عالم سلطان عادل اعظم شاهنشاه بنی آدم ولی النعیم مالک رقاب الامم، اعلی الله رایه و رایته و نصر جنده والویته، آمده ست، و عنان کامگاری و زمان جهان داری بعدل و رحمت وباس و سیاست ملکانه سپرده - و مزیت و رجحان این پادشاه دین دار در مکارم خاندان مبارک و فضایل ذات بی نظیر، بر پادشاهان عصر و ملوک دهر ماضی و باقی، ازان ظاهر تر است که بندگان را دران باطناب و اسهابی حاجت افتد که رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۳۳
معذورم دارند، که اندوه و غیشت امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴ - تتبع خواجه
علی الصباح مغان قفل دیر باز کنید صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۹۹۴
اگر کلام نه از آسمان فرود آید صفی علیشاه : قصاید
شمارهٔ ۱۲
گل چرا ماند به گلشن بعد فوت گلعذاری امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۰ - رسیدن خبر مرگ فرهاد به شیرین و زاری او
که چون فرهاد روز خود به سر برد نهج البلاغه : خطبه ها
ستايش و نيايش با خداوند
<strong> و من دعاء له عليهالسلام كان يدعو به كثيرا </strong> اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لَمْ يُصْبِحْ بِي مَيِّتاً وَ لاَ سَقِيماً وَ لاَ مَضْرُوباً عَلَى عُرُوقِي بِسُوءٍ وَ لاَ مَأْخُوذاً بِأَسْوَإِ عَمَلِي وَ لاَ مَقْطُوعاً دَابِرِي عطار نیشابوری : بخش بیست و هفتم
الحكایة و التمثیل
گفت با مجنون شبی لیلی براز سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴۴
چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین سعدی : غزلیات
غزل ۴۲۴
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم جامی : سبحةالابرار
بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیند
آن جوانمرد زنی زیبا خواست عطار نیشابوری : بیان وادی عشق
حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد
بود عالی همتی صاحب کمال سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵۶ - در مدح افتخار الدین رضا ابن شمس الدین عمر
داستان عشق فرهاد آمد و شیرین بسر کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۷۴۶
از بند سخن لبم چو بگشاد گره
شمارهٔ ۵۲۷
به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۷۶۸
ساقی انصاف خوش لقایی مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۶۵۰
آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عثمان بن حنيف انصارى در پرهیز از گرایش حاکم به سرمایه داران
<strong> و من كتاب له عليهالسلام إلى عثمان بن حنيف الأنصاري و كان عامله على البصرة و قد بلغه أنه دعي إلى وليمة قوم من أهلها فمضى إليها </strong> قوله ابوسعید ابوالخیر : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۸۲
پی در گاوست و گاو در کهسارست حافظ : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۶
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است نصرالله منشی : مقدمهٔ نصرالله منشی
بخش ۳۰ - در تمجید از سخنشناسی پادشاه
اما بدین مثال این بنده و بنده زاده را تشریفی هرچه بزرگتر و تربیتی هرچه تمامتر بود، و مباهات و مفاخرت هرچه وافرتر افزود، و ثواب آن روزگار همایون اعلی را مدخر گشت. و نیز اگر ملوک گذشته که نام ایشان در مقدمه این فصل آورده شده ست از این نوع توفیقی یافتند و سخنان حکما را عزیز داشت تا ذکر ایشان از آن جهت بروجه روزگار باقی ماند، امروز که زمانه در طاعت و فلک در متابعت رای و رایت خداوند عالم سلطان عادل اعظم شاهنشاه بنی آدم ولی النعیم مالک رقاب الامم، اعلی الله رایه و رایته و نصر جنده والویته، آمده ست، و عنان کامگاری و زمان جهان داری بعدل و رحمت وباس و سیاست ملکانه سپرده - و مزیت و رجحان این پادشاه دین دار در مکارم خاندان مبارک و فضایل ذات بی نظیر، بر پادشاهان عصر و ملوک دهر ماضی و باقی، ازان ظاهر تر است که بندگان را دران باطناب و اسهابی حاجت افتد که رودکی : ابیات پراکنده
شمارهٔ ۳۳
معذورم دارند، که اندوه و غیشت امیرعلیشیر نوایی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴ - تتبع خواجه
علی الصباح مغان قفل دیر باز کنید صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۹۹۴
اگر کلام نه از آسمان فرود آید صفی علیشاه : قصاید
شمارهٔ ۱۲
گل چرا ماند به گلشن بعد فوت گلعذاری امیرخسرو دهلوی : خسرو و شیرین
بخش ۳۰ - رسیدن خبر مرگ فرهاد به شیرین و زاری او
که چون فرهاد روز خود به سر برد نهج البلاغه : خطبه ها
ستايش و نيايش با خداوند
<strong> و من دعاء له عليهالسلام كان يدعو به كثيرا </strong> اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لَمْ يُصْبِحْ بِي مَيِّتاً وَ لاَ سَقِيماً وَ لاَ مَضْرُوباً عَلَى عُرُوقِي بِسُوءٍ وَ لاَ مَأْخُوذاً بِأَسْوَإِ عَمَلِي وَ لاَ مَقْطُوعاً دَابِرِي عطار نیشابوری : بخش بیست و هفتم
الحكایة و التمثیل
گفت با مجنون شبی لیلی براز سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۴۴
چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین سعدی : غزلیات
غزل ۴۲۴
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم جامی : سبحةالابرار
بخش ۸۳ - حکایت آن جوانمرد که چون به روی معشوق که چشم روشنش بود آبله افتاد خود را به نابینایی فرانمود تا معشوق نداند که عیب وی را می بیند
آن جوانمرد زنی زیبا خواست عطار نیشابوری : بیان وادی عشق
حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد
بود عالی همتی صاحب کمال سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵۶ - در مدح افتخار الدین رضا ابن شمس الدین عمر
داستان عشق فرهاد آمد و شیرین بسر کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شمارهٔ ۷۴۶
از بند سخن لبم چو بگشاد گره