صائب تبریزی : گزیدهٔ غزلیات
غزل ۹۱ - پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش
پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۰۹ - آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد
آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد نسیمی : اشعار عربی و ملمع
شماره ۳ - رأیت وجهک من تحت شعرک لیلا
رأیت وجهک من تحت شعرک لیلا مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۸۵ - همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعاى حضرت حجت (ع)
در «مهج الدّعوات» بیان شده است: که این دعا، دعای حضرت حجّت (عج) است: عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۹ - هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
هر دم سگ نفس با دلم باز نهد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۷۱ - هر که زین دور میسر شودش کامی چند
هر که زین دور میسر شودش کامی چند فریدون مشیری : از خاموشی
بابرگ
حریق خزان بود! رشیدالدین میبدی : ۹۰- سورة البلد- المکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ نام ملکى که از کفى مرکز غبرا کرد و از دودى قبّه خضرا کرد، شواهد قدرت در خطه فطرت پیدا کرد، از پارهاى گوشت زبان گویا کرد، از پارهاى پیه چشم بینا کرد، و از پارهاى خون دل دانا کرد. عاصى را بلطف خود آشنا کرد، جانهاى دوستان از شوق خود شیدا کرد، هر چه کرد بجلال و کبریا کرد. از جمله خلایق بندهاى را جدا کرد، نام او محمد مصطفى کرد، او را کان کرم و وفا کرد، معدن صدق و صفا کرد، قاعده جود و سخا کرد، قانون خلق و حیا کرد، مایه نور و ضیا کرد، زینت دنیا و عقبى کرد و از شرف و کرامت او بقدمگاه او سوگند یاد کرد که: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ هر کرا دوستى بود پیوسته در جستن رضاى او بود، نظر خود از وى بازنگیرد، با وى رازها کند، در سفر و در حضر ذکر و مراعات وى بنگذارد، در هیچ حال حدیث و سلام از وى بازنگیرد، قدمگاه وى عزیز دارد، بجان وى سوگند خورد. خداوند کریم جبّار، عزیز و رحیم جلّ جلاله حقایق این معنى جمله آن رسول مکرّم را و سیّد محترم را ارزانى داشت، تا جهانیان را معلوم گردد که بر درگاه عزّت هیچکس را آن منزلت و مرتبت نیست که او راست. نبینى که در بسى احوال رضاى او نگه داشت؟: وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضى، در قبله رضاى او نگه داشت: فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها، شفاعت درضاى او بست: وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى. هرگز او را از نظر خود محجوب نکرد: فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنا الَّذِی یَراکَ حِینَ تَقُومُ. رازها با وى گفت: فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى. در خواب و در بیدارى، در سفر و در حضر او را نگه داشت: وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ. احوال او همه کفایت کرد: أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ. در هیچ حال وحى ازو منقطع نگردانید. در خواب بود که وحى آمد: یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ. بر مرکوب بود که وحى آمد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ. در راه غزات بود که وحى آمد که: اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ. از مکه بیرون آمده بود که وحى آمد: إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى مَعادٍ. در غار بود که او را جلوه کرد: ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ. در اندوه بود که وحى آمد: وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ. در شادى بود که وحى آمد: إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. در حضرت قاب قوسین بود که بىواسطه این خطاب میرفت که: «آمَنَ الرَّسُولُ». از عزیزى وى بود که گاه قسم بجان وى یاد میکرد که: «لعمرک» و گاه بقدمگاه و نزولگاه وى سوگند یاد مىکرد که: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ. على الجمله در قران چهار هزار جاى نام وى برد و ذکر وى کرد. بعضى بتعریض و بعضى بتصریح. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۹۸ - بس که جانها همه شد صرف تو جانان کسی
بس که جانها همه شد صرف تو جانان کسی مفاتیح الجنان : اعمال ماه های ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الآخر
اعمال روز سوم جمادى الآخر
در این روز در سال یازدهم شهادت حضرت فاطمه(صلوات الله علیها) واقع شده و شیعیان باید در این روز، به مراسم سوگواری آن حضرت قیام کنند و آن مظلومه را زیارت و بر ستمگران و غاصبان حق او نفرین کنند. یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۲۸ - خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۳۱ - فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۸۹ - اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند
اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۶۲ - بکوش تا دل آزرده ای به دست آری
بکوش تا دل آزرده ای به دست آری رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۴ - اگر بودی اثر فریاد ما را
اگر بودی اثر فریاد ما را حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۴۴ - ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۱۹ - دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
دل در گره زلف تو بستیم دگر بار نهج البلاغه : حکمت ها
ناپسندی زینت در هنگام مصیبت
وَ قِيلَ لَهُ عليهالسلام لَوْ غَيَّرْتَ شَيْبَكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ عليهالسلام اَلْخِضَابُ زِينَةٌ وَ نَحْنُ قَوْمٌ فِي مُصِيبَةٍ طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۶ - این که می ترسی ز مستی، عقل نیست
این که می ترسی ز مستی، عقل نیست
غزل ۹۱ - پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش
پیش از خزان به خاک فشاندم بهار خویش خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۳۰۹ - آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد
آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد نسیمی : اشعار عربی و ملمع
شماره ۳ - رأیت وجهک من تحت شعرک لیلا
رأیت وجهک من تحت شعرک لیلا مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۸۵ - همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر مفاتیح الجنان : بعضی آیات و دعاهاى کوتاه سودمند
دعاى حضرت حجت (ع)
در «مهج الدّعوات» بیان شده است: که این دعا، دعای حضرت حجّت (عج) است: عطار نیشابوری : باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود
شماره ۹ - هر دم سگ نفس با دلم باز نهد
هر دم سگ نفس با دلم باز نهد صفایی جندقی : غزلیات
شماره ۱۷۱ - هر که زین دور میسر شودش کامی چند
هر که زین دور میسر شودش کامی چند فریدون مشیری : از خاموشی
بابرگ
حریق خزان بود! رشیدالدین میبدی : ۹۰- سورة البلد- المکیة
النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ نام ملکى که از کفى مرکز غبرا کرد و از دودى قبّه خضرا کرد، شواهد قدرت در خطه فطرت پیدا کرد، از پارهاى گوشت زبان گویا کرد، از پارهاى پیه چشم بینا کرد، و از پارهاى خون دل دانا کرد. عاصى را بلطف خود آشنا کرد، جانهاى دوستان از شوق خود شیدا کرد، هر چه کرد بجلال و کبریا کرد. از جمله خلایق بندهاى را جدا کرد، نام او محمد مصطفى کرد، او را کان کرم و وفا کرد، معدن صدق و صفا کرد، قاعده جود و سخا کرد، قانون خلق و حیا کرد، مایه نور و ضیا کرد، زینت دنیا و عقبى کرد و از شرف و کرامت او بقدمگاه او سوگند یاد کرد که: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ هر کرا دوستى بود پیوسته در جستن رضاى او بود، نظر خود از وى بازنگیرد، با وى رازها کند، در سفر و در حضر ذکر و مراعات وى بنگذارد، در هیچ حال حدیث و سلام از وى بازنگیرد، قدمگاه وى عزیز دارد، بجان وى سوگند خورد. خداوند کریم جبّار، عزیز و رحیم جلّ جلاله حقایق این معنى جمله آن رسول مکرّم را و سیّد محترم را ارزانى داشت، تا جهانیان را معلوم گردد که بر درگاه عزّت هیچکس را آن منزلت و مرتبت نیست که او راست. نبینى که در بسى احوال رضاى او نگه داشت؟: وَ مِنْ آناءِ اللَّیْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرْضى، در قبله رضاى او نگه داشت: فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها، شفاعت درضاى او بست: وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى. هرگز او را از نظر خود محجوب نکرد: فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنا الَّذِی یَراکَ حِینَ تَقُومُ. رازها با وى گفت: فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى. در خواب و در بیدارى، در سفر و در حضر او را نگه داشت: وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ. احوال او همه کفایت کرد: أَ لَیْسَ اللَّهُ بِکافٍ عَبْدَهُ. در هیچ حال وحى ازو منقطع نگردانید. در خواب بود که وحى آمد: یا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ. بر مرکوب بود که وحى آمد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ. در راه غزات بود که وحى آمد که: اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ. از مکه بیرون آمده بود که وحى آمد: إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلى مَعادٍ. در غار بود که او را جلوه کرد: ثانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُما فِی الْغارِ. در اندوه بود که وحى آمد: وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ. در شادى بود که وحى آمد: إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. در حضرت قاب قوسین بود که بىواسطه این خطاب میرفت که: «آمَنَ الرَّسُولُ». از عزیزى وى بود که گاه قسم بجان وى یاد میکرد که: «لعمرک» و گاه بقدمگاه و نزولگاه وى سوگند یاد مىکرد که: لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ. على الجمله در قران چهار هزار جاى نام وى برد و ذکر وى کرد. بعضى بتعریض و بعضى بتصریح. هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۳۹۸ - بس که جانها همه شد صرف تو جانان کسی
بس که جانها همه شد صرف تو جانان کسی مفاتیح الجنان : اعمال ماه های ربیع الثانی، جمادی الاول، جمادی الآخر
اعمال روز سوم جمادى الآخر
در این روز در سال یازدهم شهادت حضرت فاطمه(صلوات الله علیها) واقع شده و شیعیان باید در این روز، به مراسم سوگواری آن حضرت قیام کنند و آن مظلومه را زیارت و بر ستمگران و غاصبان حق او نفرین کنند. یغمای جندقی : غزلیات
شماره ۲۸ - خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب
خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آب رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۳۱ - فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۲۸۹ - اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند
اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاند جلال عضد : غزلیّات
شماره ۲۶۲ - بکوش تا دل آزرده ای به دست آری
بکوش تا دل آزرده ای به دست آری رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۴ - اگر بودی اثر فریاد ما را
اگر بودی اثر فریاد ما را حسین خوارزمی : غزلیات، قصاید و قطعات
شماره ۴۴ - ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت فخرالدین عراقی : غزلیات
غزل ۱۱۹ - دل در گره زلف تو بستیم دگر بار
دل در گره زلف تو بستیم دگر بار نهج البلاغه : حکمت ها
ناپسندی زینت در هنگام مصیبت
وَ قِيلَ لَهُ عليهالسلام لَوْ غَيَّرْتَ شَيْبَكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ عليهالسلام اَلْخِضَابُ زِينَةٌ وَ نَحْنُ قَوْمٌ فِي مُصِيبَةٍ طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۴۳۶ - این که می ترسی ز مستی، عقل نیست
این که می ترسی ز مستی، عقل نیست