قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۰۸ - دامان مرا اشک، پر انجم دارد
دامان مرا اشک، پر انجم دارد ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۸ - بر تیغ بلاهای تو تا پاک شوم
بر تیغ بلاهای تو تا پاک شوم ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی
بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی نظام قاری : قصاید
شمارهٔ ۱۱ - و من نتایج افکاره
جامه چون درتوله است از قنطره مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۴۷ - اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
اگر به عقل و کِفایَت پِیِ جُنون باشم مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۸۷ - ای ساکن جان من، آخر به کجا رفتی؟
ای ساکِنِ جانِ من، آخِر به کجا رفتی؟ جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۳ - پیش رسیدن عزیز یوسف را بر بیرون آن خانه و پنهان داشتن آنچه میان وی و زلیخا گذشته بود و افشای زلیخا آن را
چنین زد خانه نقش این فسانه رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۱۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هذا» الآیة... یوسف گفت ببرید پیراهن من بر یعقوب که درد یعقوب از دیدن پیرهن خون آلوده گرگ ندریده بود، تا مرهم هم از پیرهن من بود، چون آن پیراهن از مصر بیرون آوردند باد صبا را فرمان دادند که بوى پیرهن بمشام یعقوب رسان تا پیش از آنک پیک یوسف بشارت برد از پیک حق تعالى بشارت پذیرد و کمال لطف و منّت حق بر خود بشناسد، این بر ذوق عارفان همان نفحه الهى است که متوارى وار گرد عالم مىگردد بدر سینههاى مؤمنان و موحدان تا کجا سینهاى صافى بیند و سرى خالى و آنجا منزل کند. قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۵۲ - در راه طلب، فتادگی میباید
در راه طلب، فتادگی میباید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۹۵ - بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم
بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۷۸ - دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۲۳ - بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم
بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۲ - گر سوخته آتش بی دود شوی
گر سوخته آتش بی دود شوی فضولی : قصاید
شماره ۸ - روی الم باز سوی کربلاست
روی الم باز سوی کربلاست سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۱۳ - طوطیی با زاغ در قفس کردند و از قُبحِ مشاهدهٔ او مُجاهده میبرد
طوطیی با زاغ در قفس کردند و از قُبحِ مشاهدهٔ او مُجاهده میبرد و میگفت: این چه طَلعتِ مَکروه است و هَیْأتِ مَمقوت و مَنظرِ ملعون و شمایلِ ناموزون؟ یا غُرابَالْبَیْنِ، یا لَیْتَ بَیْنی و بَیْنَکَ بُعْدَ المَشْرِقَیْنِ. واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۱۸ - کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۱۴ - پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی
پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۶۲ - کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه
کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود
عاشقانرا خدای صبر دهاد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۹۷ - به پیری آنچنان گردیده ام از ناتوانیها
به پیری آنچنان گردیده ام از ناتوانیها
شماره ۲۰۸ - دامان مرا اشک، پر انجم دارد
دامان مرا اشک، پر انجم دارد ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۷۸ - بر تیغ بلاهای تو تا پاک شوم
بر تیغ بلاهای تو تا پاک شوم ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۱۰۱ - بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی
بی آنکه ز من بتو بدی گفت کسی نظام قاری : قصاید
شمارهٔ ۱۱ - و من نتایج افکاره
جامه چون درتوله است از قنطره مولوی : غزلیات
غزل ۱۷۴۷ - اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
اگر به عقل و کِفایَت پِیِ جُنون باشم مولوی : غزلیات
غزل ۲۵۸۷ - ای ساکن جان من، آخر به کجا رفتی؟
ای ساکِنِ جانِ من، آخِر به کجا رفتی؟ جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۵۳ - پیش رسیدن عزیز یوسف را بر بیرون آن خانه و پنهان داشتن آنچه میان وی و زلیخا گذشته بود و افشای زلیخا آن را
چنین زد خانه نقش این فسانه رشیدالدین میبدی : ۱۲- سورة یوسف- مکیة
۱۱ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: «اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هذا» الآیة... یوسف گفت ببرید پیراهن من بر یعقوب که درد یعقوب از دیدن پیرهن خون آلوده گرگ ندریده بود، تا مرهم هم از پیرهن من بود، چون آن پیراهن از مصر بیرون آوردند باد صبا را فرمان دادند که بوى پیرهن بمشام یعقوب رسان تا پیش از آنک پیک یوسف بشارت برد از پیک حق تعالى بشارت پذیرد و کمال لطف و منّت حق بر خود بشناسد، این بر ذوق عارفان همان نفحه الهى است که متوارى وار گرد عالم مىگردد بدر سینههاى مؤمنان و موحدان تا کجا سینهاى صافى بیند و سرى خالى و آنجا منزل کند. قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۵۲ - در راه طلب، فتادگی میباید
در راه طلب، فتادگی میباید واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۴۹۵ - بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم
بی رهنما، براه طلب پا گذاشتیم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۷۸ - دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت
دل کار خود به دامن پاک دعا گذاشت سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۴۲۳ - بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم
بیابان گردم و از کشور آرام بیرونم قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۶۴۲ - گر سوخته آتش بی دود شوی
گر سوخته آتش بی دود شوی فضولی : قصاید
شماره ۸ - روی الم باز سوی کربلاست
روی الم باز سوی کربلاست سعدی : باب پنجم در عشق و جوانی
حکایت ۱۳ - طوطیی با زاغ در قفس کردند و از قُبحِ مشاهدهٔ او مُجاهده میبرد
طوطیی با زاغ در قفس کردند و از قُبحِ مشاهدهٔ او مُجاهده میبرد و میگفت: این چه طَلعتِ مَکروه است و هَیْأتِ مَمقوت و مَنظرِ ملعون و شمایلِ ناموزون؟ یا غُرابَالْبَیْنِ، یا لَیْتَ بَیْنی و بَیْنَکَ بُعْدَ المَشْرِقَیْنِ. واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۱۸ - کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟
کو بخت حرف پیش تو ای نازنین زدن؟ واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۶۱۴ - پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی
پیری رسید و نور نظر گشت رفتنی واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۵۶۲ - کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه
کشد از گرم رویی، نیک و بد را در بر آیینه فرخی سیستانی : قصاید
شمارهٔ ۲۵ - در مدح خواجه ابوبکر حصیری ندیم سلطان محمود
عاشقانرا خدای صبر دهاد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۹۷ - به پیری آنچنان گردیده ام از ناتوانیها
به پیری آنچنان گردیده ام از ناتوانیها