فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۷۸۰ - شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین عبدالقهّار عاصی : مثنویها
بیا ای دل
«بیا ای دل که راهِ خویش گیریم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۹۴ - بی صحبت تو عیش میسر نمی شود
بی صحبت تو عیش میسر نمی شود انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۵ - مطایبه
دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۷۸ - منکرات شاهراهها
آن است که ستون در شاهراه بنهند و دکان کنند چنان که راه تنگ شود و درخت کارند و قابول بیرون آرند، چنان که اگر کسی بر ستور بود در آنجا کوبد. و خروارهای بار بنهد و ستور ببندند و راه تنگ گردانند و این نشاید الا به قدر حاجت، چندانکه فرو گیرند و با خانه نقل کنند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۴۶ - اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۲ - گر جان ببرد عشق توام جان آنست
گر جان ببرد عشق توام جان آنست ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت پانزدهم - تمسخر و استهزاء کردن
و آن عبارت است از بیان کردن گفتار مردم یا کردار ایشان یا اوصاف ایشان یا خلقت ایشان، به قول یا فعل یا به ایماء و اشاره یا به کنایه، بر وجهی که سبب خنده دیگران گردد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۵۴ - غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟ ترانه های کودکانه : بخش اول
کبوتر نامه بر
کبوتر نامه برم ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۴ - اسب چهرگان
سرِ ماه پیش گروهی رسید نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش سوء استفاده عثمان از امام علیه السلام
و من كلام له عليهالسلام قاله لعبد الله بن العباس و قد جاءه برسالة من عثمان و هو محصور يسأله فيها الخروج إلى ماله بينبع ليقل هتف الناس باسمه للخلافة بعد أن كان سأله مثل ذلك من قبل عارف قزوینی : تصنیفها
شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه
افتخار همه آفاقی و منظور منی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۷۲ - آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج
آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۸۷ - از می لعل لب و نوش دهانت مستم
از می لعل لب و نوش دهانت مستم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - زاهد حقیقی و علائم او
چون حقیقت زهد و فضیلت آن را دانستی اکنون نپنداری که هر که ترک مال دنیا را نمود زاهد است، زیرا که ترک مال، و اظهار ضیق معاش، و خفت در اکل و لباس بسیار سهل است در جنب جاه و شهرت و مدح و منزلت و بسیارند از دنیاپرستان که دست از مال دنیا برداشته و به اندک قوتی اکتفا نموده و به منزل ویرانی قناعت نموده اند تا مردم آنها را زاهد شناسند و مدح کنند و به طمع لذت بالاتری از لذت پست تر گذشته اند و این اشخاص ترک دنیا را از برای دنیا کرده اند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۸ - در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۶ - با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا
با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۱۶ - ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۵ - جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
غزل ۷۸۰ - شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین
شور دریای حقایق ز آب چشم ما ببین عبدالقهّار عاصی : مثنویها
بیا ای دل
«بیا ای دل که راهِ خویش گیریم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۲۹۴ - بی صحبت تو عیش میسر نمی شود
بی صحبت تو عیش میسر نمی شود انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۵ - مطایبه
دستار خوان بود ز دو گز کم به روستا غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۷۸ - منکرات شاهراهها
آن است که ستون در شاهراه بنهند و دکان کنند چنان که راه تنگ شود و درخت کارند و قابول بیرون آرند، چنان که اگر کسی بر ستور بود در آنجا کوبد. و خروارهای بار بنهد و ستور ببندند و راه تنگ گردانند و این نشاید الا به قدر حاجت، چندانکه فرو گیرند و با خانه نقل کنند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۵۴۶ - اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم عطار نیشابوری : باب بیستم: در ذُلّ و بار كشیدن و یكرنگی گزیدن
شماره ۲ - گر جان ببرد عشق توام جان آنست
گر جان ببرد عشق توام جان آنست ملا احمد نراقی : باب چهارم
صفت پانزدهم - تمسخر و استهزاء کردن
و آن عبارت است از بیان کردن گفتار مردم یا کردار ایشان یا اوصاف ایشان یا خلقت ایشان، به قول یا فعل یا به ایماء و اشاره یا به کنایه، بر وجهی که سبب خنده دیگران گردد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۸۵۴ - غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟
غم دو دیده پر خون ما کجا داری؟ ترانه های کودکانه : بخش اول
کبوتر نامه بر
کبوتر نامه برم ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۴ - اسب چهرگان
سرِ ماه پیش گروهی رسید نهج البلاغه : خطبه ها
نكوهش سوء استفاده عثمان از امام علیه السلام
و من كلام له عليهالسلام قاله لعبد الله بن العباس و قد جاءه برسالة من عثمان و هو محصور يسأله فيها الخروج إلى ماله بينبع ليقل هتف الناس باسمه للخلافة بعد أن كان سأله مثل ذلك من قبل عارف قزوینی : تصنیفها
شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه
افتخار همه آفاقی و منظور منی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۷۲ - آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج
آن گنج خفی در دل ویرانه زند موج فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۸۷ - از می لعل لب و نوش دهانت مستم
از می لعل لب و نوش دهانت مستم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - زاهد حقیقی و علائم او
چون حقیقت زهد و فضیلت آن را دانستی اکنون نپنداری که هر که ترک مال دنیا را نمود زاهد است، زیرا که ترک مال، و اظهار ضیق معاش، و خفت در اکل و لباس بسیار سهل است در جنب جاه و شهرت و مدح و منزلت و بسیارند از دنیاپرستان که دست از مال دنیا برداشته و به اندک قوتی اکتفا نموده و به منزل ویرانی قناعت نموده اند تا مردم آنها را زاهد شناسند و مدح کنند و به طمع لذت بالاتری از لذت پست تر گذشته اند و این اشخاص ترک دنیا را از برای دنیا کرده اند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۸ - در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۶ - با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا
با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۱۶ - ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۵ - جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است