فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۸۷ - از می لعل لب و نوش دهانت مستم
از می لعل لب و نوش دهانت مستم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - زاهد حقیقی و علائم او
چون حقیقت زهد و فضیلت آن را دانستی اکنون نپنداری که هر که ترک مال دنیا را نمود زاهد است، زیرا که ترک مال، و اظهار ضیق معاش، و خفت در اکل و لباس بسیار سهل است در جنب جاه و شهرت و مدح و منزلت و بسیارند از دنیاپرستان که دست از مال دنیا برداشته و به اندک قوتی اکتفا نموده و به منزل ویرانی قناعت نموده اند تا مردم آنها را زاهد شناسند و مدح کنند و به طمع لذت بالاتری از لذت پست تر گذشته اند و این اشخاص ترک دنیا را از برای دنیا کرده اند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۸ - در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۶ - با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا
با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۱۶ - ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۵ - جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۶ - تا دیده خود کرد چو دستار شکوفه
تا دیده خود کرد چو دستار شکوفه میرداماد : رباعیات
شماره ۱۰۲ - از خاک عدم مرا چو ریحان روید
از خاک عدم مرا چو ریحان روید نیما یوشیج : مجموعه اشعار
در پیش کومه ام
در پیش کومه ام اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۱۱ - سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۵٨ - بدرگاه عماد دولت و دین
بدرگاه عماد دولت و دین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۸۲ - ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۳ - نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۷۰ - ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۵۵ - گفتگوی قارن با کوش درباره ی بخشایش فریدون
وزآن پس بدو گفت قارن که شاه مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱۵ - در معنی لولاک لما خلقت الافلاک
شُد چُنین شیخی گدایِ کو به کو یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۵۸ - از قول میرزا جعفر به پسر عمویش به یزد نگاشته
نامه مرسله هنگامی خوش کرب سوز و طرب ساز افتاد، سپاس صحت را چهرسای آستان نیاز آمدم، قاصد ره نورد است، شرح حالی لازم افتاد، بیستم صفر است، در دارالملک ری با سلامت سخت پی راهی می سپرم وتجدید وصول نامه مخدوم را روزی می شمرم. سبحان الله زهی شگفت که اوضاع عالم اغلب متبدل آمدف اگر همه تصریفات فلک بود و تسبیحات ملک، الا دو چیز بر احوال اول است و در تنگنای نقصان و فتور معطل، ربط من و خط تو که یک جو آیات ترقی و آثار تفاوت ندارد، حیف نیست آسوده خاطر در سواد اعظم با ظهور قابلیت و امکان اکتساب همچنان خطت چنگ کلاغ باشد و نقش چنگل زاغ. من هم این اوقات اغلب در خدمت فلان جهد اندیش مشق تحریرم، اگر دقت کنی از همین نگارش توفیر پیداست تاخیر مکن و تقصیر جایز مدار، که عنقریب اوقات فراغ سپری و جز باد حسرت هیچت در چنگ نخواهد بود. شب عید است و بستگان تو بی دربایست نوروزی همه چشم امید، به قدر ضرورت کفش و غیره خریداری و زود به نشان فرست. که این سال نو از غم های کهنه آزاد آیند. ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۵۵ - جای دادن راون سیتا را در باغ اسلوک بن
موکل بر پری زن دیوکی چند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۰ - هرجا روی ای ناله سلامی ببر ازما
هرجا روی ای ناله سلامی ببر ازما سعدی : رباعیات
رباعی ۵۰ - فردا که به نامهٔ سیه درنگری
فردا که به نامهٔ سیه درنگری
غزل ۵۸۷ - از می لعل لب و نوش دهانت مستم
از می لعل لب و نوش دهانت مستم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فایده - زاهد حقیقی و علائم او
چون حقیقت زهد و فضیلت آن را دانستی اکنون نپنداری که هر که ترک مال دنیا را نمود زاهد است، زیرا که ترک مال، و اظهار ضیق معاش، و خفت در اکل و لباس بسیار سهل است در جنب جاه و شهرت و مدح و منزلت و بسیارند از دنیاپرستان که دست از مال دنیا برداشته و به اندک قوتی اکتفا نموده و به منزل ویرانی قناعت نموده اند تا مردم آنها را زاهد شناسند و مدح کنند و به طمع لذت بالاتری از لذت پست تر گذشته اند و این اشخاص ترک دنیا را از برای دنیا کرده اند. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۳۲۸ - در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد
در مشرب من صبح چه گویم چه اثر داد حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۶ - با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا
با یادِ دوستان ندهد هیچ کس مرا اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۸۱۶ - ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من
ز بس در عشق شد صرف خموشی روزگار من صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۵ - جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است
جویبار شیشه با دریای خم پیوسته است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۶۳۶ - تا دیده خود کرد چو دستار شکوفه
تا دیده خود کرد چو دستار شکوفه میرداماد : رباعیات
شماره ۱۰۲ - از خاک عدم مرا چو ریحان روید
از خاک عدم مرا چو ریحان روید نیما یوشیج : مجموعه اشعار
در پیش کومه ام
در پیش کومه ام اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۱۱ - سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود
سرکنم آوارگی منزل همان گیرم نبود ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۶۵٨ - بدرگاه عماد دولت و دین
بدرگاه عماد دولت و دین صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۵۴۸۲ - ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم
ز کوشش حاصلی غیر از غبار دل نمی یابم فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۴۰۳ - نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد
نهادم سر بفرمانش بکن گوهر چه میخواهد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۰۷۰ - ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست ایرانشان : کوشنامه
بخش ۲۵۵ - گفتگوی قارن با کوش درباره ی بخشایش فریدون
وزآن پس بدو گفت قارن که شاه مولوی : دفتر پنجم
بخش ۱۱۵ - در معنی لولاک لما خلقت الافلاک
شُد چُنین شیخی گدایِ کو به کو یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۵۸ - از قول میرزا جعفر به پسر عمویش به یزد نگاشته
نامه مرسله هنگامی خوش کرب سوز و طرب ساز افتاد، سپاس صحت را چهرسای آستان نیاز آمدم، قاصد ره نورد است، شرح حالی لازم افتاد، بیستم صفر است، در دارالملک ری با سلامت سخت پی راهی می سپرم وتجدید وصول نامه مخدوم را روزی می شمرم. سبحان الله زهی شگفت که اوضاع عالم اغلب متبدل آمدف اگر همه تصریفات فلک بود و تسبیحات ملک، الا دو چیز بر احوال اول است و در تنگنای نقصان و فتور معطل، ربط من و خط تو که یک جو آیات ترقی و آثار تفاوت ندارد، حیف نیست آسوده خاطر در سواد اعظم با ظهور قابلیت و امکان اکتساب همچنان خطت چنگ کلاغ باشد و نقش چنگل زاغ. من هم این اوقات اغلب در خدمت فلان جهد اندیش مشق تحریرم، اگر دقت کنی از همین نگارش توفیر پیداست تاخیر مکن و تقصیر جایز مدار، که عنقریب اوقات فراغ سپری و جز باد حسرت هیچت در چنگ نخواهد بود. شب عید است و بستگان تو بی دربایست نوروزی همه چشم امید، به قدر ضرورت کفش و غیره خریداری و زود به نشان فرست. که این سال نو از غم های کهنه آزاد آیند. ملا مسیح پانی پتی : رام و سیتا
بخش ۵۵ - جای دادن راون سیتا را در باغ اسلوک بن
موکل بر پری زن دیوکی چند بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۰ - هرجا روی ای ناله سلامی ببر ازما
هرجا روی ای ناله سلامی ببر ازما سعدی : رباعیات
رباعی ۵۰ - فردا که به نامهٔ سیه درنگری
فردا که به نامهٔ سیه درنگری