عطار نیشابوری : عذر آوردن مرغان
حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد
یک شبی محمود دل پر تاب شد کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۳۴ - ایضا له
شعر کی نزد تو فرستادم مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۴ - مطربا در پیش شاهان چون شدهستی پرده دار
مُطربا در پیشِ شاهانْ چون شُدهستی پَرده دار اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۶ - ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۲۵ - فصل (دروغ مصلحت آمیز)
بدان که دروغ از آن حرام است که در دل اثر کند و صورت دل کدر و تاریک کند، ولیکن اگر بدان حاجت افتد و بر قصد مصلحت گوید و آن را کاره بود، حرام نبود. برای آن که چون کاره باشد دل از وی اثر نپذیرد و چون بر قصد خیر گوید دل تاریک نشود. و شک نیست که چون مسلمانی از ظالمی بگریزد نشاید که راست بگوید که کجاست، بلکه دروغ اینجا واجب بود. نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عمرو بن عاص در بیان علل انحرافش
و من كتاب له عليهالسلام إلى عمرو بن العاص فَإِنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ دِينَكَ تَبَعاً لِدُنْيَا اِمْرِئٍ ظَاهِرٍ غَيُّهُ مَهْتُوكٍ سِتْرُهُ يَشِينُ اَلْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ وَ يُسَفِّهُ اَلْحَلِيمَ بِخِلْطَتِهِ آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - دید چو دیده دو بین در همه روشناییت
دید چو دیده دو بین در همه روشناییت عطار نیشابوری : بخش نوزدهم
الحکایه و التمثیل
بگوش خود شنودستم ز هر کس قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - بوی عود و بید در مجمر مشخص میشود
بوی عود و بید در مجمر مشخص میشود یغمای جندقی : منشآت
دیباچه به قلم حاجی محمد اسمعیل طهرانی - جامع نخستین آثار یغما
ترانه عندلیب خامه بلاغت پرداز و شمامه طیب نامه براعت طراز سپاس صانعی است که به حسن تربیت طوطی شکرخای نفس را در تنگنای این آخشیجی قفس، ساز و برگ ترنم داد، و به لطف تعبیت بلبل دستان سرای ناطقه را گوهر گرانبهای فصاحت در درج منقار ودیعت نهاد. هیکل این پیکر عنصری را که بیت القصیده دیوان آفرینش است و شمسه ایوان بینش، از مصاریع اندام و مقطعات عظام پرداخت و خامه ترکیب بند بلغارا در فضای نامه ترجیع صریر بلند آوا ساخت. لطف مقال غزل سرایان انجمن سخنوری را پیرایه حسن دلال شاهدان بدیع شمایل کرد و حسن دلال لفیف مویان را سرمایه لطف مقال لطیف گویان قبائل: بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۱۱ - محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب من
محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب من قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۱۴ - بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی
بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
وهم ِ سبز
تمام روز در آیینه گریه می کردم ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۸۳ - چرخ پنداری بخواهد شیفتن
چرخ پنداری بخواهد شیفتن ملا احمد نراقی : باب دوم
فصل هفتم - تقابل صفات فاضله و اوصاف نکوهیده
از آنچه گفتیم معلوم شد که در برابر هر صفت نیکی، اخلاق رذیله غیر متناهیهای از دو طرف افراط و تفریط است و لیکن هر یک را اسم معین و نام علیحدهای نیست، بلکه شمردن جمیع ممکن نیست، و شمارش تعداد جمیع در شأن علم اخلاق نیست، بلکه وظیفه آن بیان قاعده کلیه آن است که جمیع در تحت آن مندرج باشند. قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۷ - دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما
دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - نگاهم چون دچار عارض آن دلربا گردد
نگاهم چون دچار عارض آن دلربا گردد صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۰۲ - شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد
شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۱ - خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را
خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۰ - اندر ره عشق هر که دارد گذری
اندر ره عشق هر که دارد گذری
حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شد
یک شبی محمود دل پر تاب شد کمالالدین اسماعیل : قطعات
شمارهٔ ۲۳۴ - ایضا له
شعر کی نزد تو فرستادم مولوی : غزلیات
غزل ۱۰۶۴ - مطربا در پیش شاهان چون شدهستی پرده دار
مُطربا در پیشِ شاهانْ چون شُدهستی پَرده دار اسیری لاهیجی : غزلیات
شماره ۳۳۶ - ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۲۵ - فصل (دروغ مصلحت آمیز)
بدان که دروغ از آن حرام است که در دل اثر کند و صورت دل کدر و تاریک کند، ولیکن اگر بدان حاجت افتد و بر قصد مصلحت گوید و آن را کاره بود، حرام نبود. برای آن که چون کاره باشد دل از وی اثر نپذیرد و چون بر قصد خیر گوید دل تاریک نشود. و شک نیست که چون مسلمانی از ظالمی بگریزد نشاید که راست بگوید که کجاست، بلکه دروغ اینجا واجب بود. نهج البلاغه : نامه ها
نامه به عمرو بن عاص در بیان علل انحرافش
و من كتاب له عليهالسلام إلى عمرو بن العاص فَإِنَّكَ قَدْ جَعَلْتَ دِينَكَ تَبَعاً لِدُنْيَا اِمْرِئٍ ظَاهِرٍ غَيُّهُ مَهْتُوكٍ سِتْرُهُ يَشِينُ اَلْكَرِيمَ بِمَجْلِسِهِ وَ يُسَفِّهُ اَلْحَلِيمَ بِخِلْطَتِهِ آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - دید چو دیده دو بین در همه روشناییت
دید چو دیده دو بین در همه روشناییت عطار نیشابوری : بخش نوزدهم
الحکایه و التمثیل
بگوش خود شنودستم ز هر کس قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۰۰ - بوی عود و بید در مجمر مشخص میشود
بوی عود و بید در مجمر مشخص میشود یغمای جندقی : منشآت
دیباچه به قلم حاجی محمد اسمعیل طهرانی - جامع نخستین آثار یغما
ترانه عندلیب خامه بلاغت پرداز و شمامه طیب نامه براعت طراز سپاس صانعی است که به حسن تربیت طوطی شکرخای نفس را در تنگنای این آخشیجی قفس، ساز و برگ ترنم داد، و به لطف تعبیت بلبل دستان سرای ناطقه را گوهر گرانبهای فصاحت در درج منقار ودیعت نهاد. هیکل این پیکر عنصری را که بیت القصیده دیوان آفرینش است و شمسه ایوان بینش، از مصاریع اندام و مقطعات عظام پرداخت و خامه ترکیب بند بلغارا در فضای نامه ترجیع صریر بلند آوا ساخت. لطف مقال غزل سرایان انجمن سخنوری را پیرایه حسن دلال شاهدان بدیع شمایل کرد و حسن دلال لفیف مویان را سرمایه لطف مقال لطیف گویان قبائل: بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۱۱ - محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب من
محیط جلوهٔ او موج خیز است از سراب من قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۳۱۴ - بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی
بر رخ هر آرزو در بند تا محرم شوی فروغ فرخزاد : تولدی دیگر
وهم ِ سبز
تمام روز در آیینه گریه می کردم ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۸۳ - چرخ پنداری بخواهد شیفتن
چرخ پنداری بخواهد شیفتن ملا احمد نراقی : باب دوم
فصل هفتم - تقابل صفات فاضله و اوصاف نکوهیده
از آنچه گفتیم معلوم شد که در برابر هر صفت نیکی، اخلاق رذیله غیر متناهیهای از دو طرف افراط و تفریط است و لیکن هر یک را اسم معین و نام علیحدهای نیست، بلکه شمردن جمیع ممکن نیست، و شمارش تعداد جمیع در شأن علم اخلاق نیست، بلکه وظیفه آن بیان قاعده کلیه آن است که جمیع در تحت آن مندرج باشند. قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۲۷ - دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما
دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما قصاب کاشانی : غزلیات
شماره ۱۱۰ - نگاهم چون دچار عارض آن دلربا گردد
نگاهم چون دچار عارض آن دلربا گردد صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۲۰۲ - شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد
شوربختم، دل به آن کنج دهانم می کشد حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۵۱ - خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را
خوش آن ساعت که، بر بالین خرامی، خاکساری را اوحدالدین کرمانی : الباب الثامن: فی الخصال المذمومة و ما یتولد منها
شماره ۱۱۰ - اندر ره عشق هر که دارد گذری
اندر ره عشق هر که دارد گذری