مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۵ - چند گریزی ز ما؟چندروی جا به جا؟
چند گُریزی زِ ما؟چندرَوی جا به جا؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳۱ - بار الها راستان را در حریمت بار ده
بار الها راستان را در حریمت بار ده اقبال لاهوری : پیام مشرق
دل از منزل تهی کن پا بره دار
دل از منزل تهی کن پا بره دار جلال عضد : رباعیّات
شماره ۵۰ - ای لعل تو چاشنی به شکر داده
ای لعل تو چاشنی به شکر داده ادیب صابر : مفردات
شمارهٔ ۱ - مفردات
لطف خدای جمله کمالات خلق را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۱۶ - مژه ام جلوه گاه پروین است
مژه ام جلوه گاه پروین است نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۴۱ - دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۱۷ - ماه من امشب برآمد خوش خوشی
ماه من امشب برآمد خوش خوشی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۲۱ - آفتابیست حضرت آدم
آفتابیست حضرت آدم اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۷۹ - ای دیدن روی تو دل آرای همه
ای دیدن روی تو دل آرای همه صفی علیشاه : قصاید
شماره ۱ - دلا دیدی که در درماندگی ها
دلا دیدی که در درماندگی ها قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۲ - چون صید اگر به دام صیاد افتم
چون صید اگر به دام صیاد افتم باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۶ - فلک نه همسری دارد نه هم کف
فلک نه همسری دارد نه هم کف ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسو
چون سرابند سفلگان از دور رهی معیری : غزلها - جلد سوم
بوسه نسیم
همراه خود نسیم صبا می برد مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۷۹ - مدتی شد که یار می ناید
مدتی شد که یار می ناید خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۳۲ - بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۷ - چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را مجد همگر : قطعات
شماره ۴۸ - زندگانی خسرو نقبا
زندگانی خسرو نقبا غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۲۶ - رکن اول (عاقد است)
باید که بازاری با پنج تن معاملت نکند: کودک و دیوانه و بنده و نابینا و حرام خوار. اما کودک که بالغ نبود، بیع وی نزدیک شافعی باطل بود، اگر چه به دستور ولی وی بود و دیوانه همچنین هرچه از ایشان بستادند، در ضمان وی بود اگر هلاک بود و هرچه به ایشان دهد و برایشان تاوان نباشد که وی ضایع کرده باشد که به ایشان داد و اما بنده، خرید و فروخت وی بی دستوری خداوند وی باطل بود و روا نبود قصاب و بقال و نابنا و غیر ایشان را که با بنده معاملت کنند تا آنگاه که از خواجه دستوری نشود یا کسی که عدل بود خبر دهد یا در شهر معروف شود که وی ماذون است، پس اگر بی دستوری چیزی از وی بستاند بر وی تاوان بود، اگر به وی دهد تاوان نتواند ستد تا آنگاه که بنده آزاد نشود.
غزل ۲۰۵ - چند گریزی ز ما؟چندروی جا به جا؟
چند گُریزی زِ ما؟چندرَوی جا به جا؟ فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۸۳۱ - بار الها راستان را در حریمت بار ده
بار الها راستان را در حریمت بار ده اقبال لاهوری : پیام مشرق
دل از منزل تهی کن پا بره دار
دل از منزل تهی کن پا بره دار جلال عضد : رباعیّات
شماره ۵۰ - ای لعل تو چاشنی به شکر داده
ای لعل تو چاشنی به شکر داده ادیب صابر : مفردات
شمارهٔ ۱ - مفردات
لطف خدای جمله کمالات خلق را صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۲۱۶ - مژه ام جلوه گاه پروین است
مژه ام جلوه گاه پروین است نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۲۴۱ - دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند
دریغ نقش امل ها بر آب جو بستند شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۵۱۷ - ماه من امشب برآمد خوش خوشی
ماه من امشب برآمد خوش خوشی شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۲۱ - آفتابیست حضرت آدم
آفتابیست حضرت آدم اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۷۹ - ای دیدن روی تو دل آرای همه
ای دیدن روی تو دل آرای همه صفی علیشاه : قصاید
شماره ۱ - دلا دیدی که در درماندگی ها
دلا دیدی که در درماندگی ها قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۴۷۲ - چون صید اگر به دام صیاد افتم
چون صید اگر به دام صیاد افتم باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی ۷۶ - فلک نه همسری دارد نه هم کف
فلک نه همسری دارد نه هم کف ملکالشعرای بهار : قطعات
شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسو
چون سرابند سفلگان از دور رهی معیری : غزلها - جلد سوم
بوسه نسیم
همراه خود نسیم صبا می برد مرا امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۹۷۹ - مدتی شد که یار می ناید
مدتی شد که یار می ناید خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۳۲ - بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۷ - چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را
چه حاجت است به شمع و چراغ مستان را مجد همگر : قطعات
شماره ۴۸ - زندگانی خسرو نقبا
زندگانی خسرو نقبا غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۲۶ - رکن اول (عاقد است)
باید که بازاری با پنج تن معاملت نکند: کودک و دیوانه و بنده و نابینا و حرام خوار. اما کودک که بالغ نبود، بیع وی نزدیک شافعی باطل بود، اگر چه به دستور ولی وی بود و دیوانه همچنین هرچه از ایشان بستادند، در ضمان وی بود اگر هلاک بود و هرچه به ایشان دهد و برایشان تاوان نباشد که وی ضایع کرده باشد که به ایشان داد و اما بنده، خرید و فروخت وی بی دستوری خداوند وی باطل بود و روا نبود قصاب و بقال و نابنا و غیر ایشان را که با بنده معاملت کنند تا آنگاه که از خواجه دستوری نشود یا کسی که عدل بود خبر دهد یا در شهر معروف شود که وی ماذون است، پس اگر بی دستوری چیزی از وی بستاند بر وی تاوان بود، اگر به وی دهد تاوان نتواند ستد تا آنگاه که بنده آزاد نشود.