عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۹۲ - هنوز خسته دلم راه عدم می زد
هنوز خسته دلم راه عدم می زد
افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۶۲ - جام آفتاب
آمد زمان آنکه دلارام عاشقان
عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۱۹۰ - خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۱۷۴ - محبوس آسمان چه پروبال واکند
محبوس آسمان چه پروبال واکند
مجیرالدین بیلقانی : ترکیبات
شماره ۱۵ - تا عالم است امید کسی زو وفا نشد
تا عالم است امید کسی زو وفا نشد
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۸۰۱ - بر گلشن یارم گذرت بایستی
بر گلشن یارم گذرت بایستی
فردوسی : پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران
بخش ۳ - چو زال سپهبد ز پهلو برفت
چو زال سپهبد ز پهلو برفت
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۳۳ - برخیز و صبوح را برنجان
بَرخیز و صَبوح را بِرَنجان
رودکی : قصاید و قطعات
شماره ۱۱۲ - ای دل، سزایش بری
ای دل، سزایش بری
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۳۳ - النوبة الثانیة: قوله تعالى: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الآیة... مفسّران گفتند چون آیت آمد که وَ قا
قوله تعالى: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی الآیة... مفسّران گفتند چون آیت آمد که وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ یاران گفتند یا رسول اللَّه اکنون که ما را بدعا فرمودند کى خوانیم و چون خوانیم؟ بروز خوانیم یا بشب؟ بآواز بلند خوانیم یا نرم خوانیم؟ نزدیک است تا براز خوانیم؟ یا دور است تا بآواز خوانیم؟
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۵۳۲ - ای وصل تو جانفزای عاشق
ای وصل تو جانفزای عاشق
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۴۰ - به استخاره اگر توبه کرده‌ای زاهد
به استخاره اگر توبه کرده‌ای زاهد
غالب دهلوی : غزلیات
شماره ۳۳۲ - تابم ز دل برد کافرادایی
تابم ز دل برد کافرادایی
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۳۷۵ - یک ساعت است گرمی هنگامهٔ هوس
یک ساعت است گرمی هنگامهٔ هوس
مولوی : رباعیات
رباعی ۹۹۶ - آنکس که نظر کند به چشم مستش
آنکس که نظر کند به چشم مستش
سلیم تهرانی : غزلیات
شماره ۷۳۷ - چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
چو غنچه در گرهی بند، نقد خود ز تلف
مولوی : رباعیات
رباعی ۱۴۳۵ - باغست و بهار و سر و عالی ای جان
باغست و بهار و سر و عالی ای جان
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۰۳۰ - پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو دارد
پر افشانده‌ام با اوج عنقا گفتگو دارد
آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۳۵۲ - در همه عمر ار شبی وصل میسر شود
در همه عمر ار شبی وصل میسر شود
مولوی : غزلیات
غزل ۲۸۰۰ - در میان جان نشین، کامروز جان دیگری
در میانِ جانْ نِشین، کِامْروز جانِ دیگری