قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۵ - از بدنامی چه باک بدنامان را؟
از بدنامی چه باک بدنامان را؟ جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۶۳ - از سر زلفش دلم سودا گرفت
از سر زلفش دلم سودا گرفت قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۷۹ - ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی
ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷۷ - چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار
چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۵۵ - مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۹۵ - زرّاق کجا گرد حقیقت گردد؟
زرّاق کجا گرد حقیقت گردد؟ صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۶ - مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسد
مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسد عطار نیشابوری : بخش سی و سوم
الحكایة و التمثیل
گفت محمود آن خدیو کامگار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۱۸ - وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری
وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۹ - از عشق دلی که دیده دوزد چه کند
از عشق دلی که دیده دوزد چه کند قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۸۴ - بگزیده و نگزیده درین باغ مراد
بگزیده و نگزیده درین باغ مراد غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲۰ - علاج اثر کردن ذکر مرگ در دل
بدان که مرگ کاری عظیم است و خطری بزرگ و خلق از آن غافلند. و اگر یاد کنند در دل ایشان بس اثری نکند که دل به مشغله دنیا چنان مستغرق باشد که چیزی دیگر را جای نمانده باشد. و از این بود که از ذکر و تسبیح نیز لذت نیابد. پس علاج آن بود که خلوتی طلب کند و یک ساعت دل این کار را فارغ کند، چنان که کسی که در بادیه بخواهد شد تدبیر آن را در دل از دیگر چیزها فارغ کند و با خویشتن گوید که مرگ نزدیک رسید و باشد که امروز بود. و اگر تو را گویند که در بالانی تاریک شو که ندانی که در آن دهلیز چاهی است یا سگی در راه است یا هیچ خلل نیست، زهره تو بشود. آخر پوشیده نیست که کار تو پس از مرگ و خطر تو در گور کمتر از این نیست. غفلت از این چه دلیری است؟ قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۱۴ - تا کی سخن معرفت انشا کردن؟
تا کی سخن معرفت انشا کردن؟ احمد شاملو : ترانههای کوچک غربت
مترسک
برای آنی و تقی مدرسی مولوی : غزلیات
غزل ۳۵ - ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما
ای یارِ ما، دِلْدارِ ما، ای عالَمِ اسرارِ ما صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۳۳ - طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کرد
طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کرد مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۷۲ - ای آن که مر مرا تو به از جان و دیدهیی
ای آن کِه مر مرا تو بِهْ از جان و دیدهیی قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۰۳ - آن را که فلک به دوستی بردارد
آن را که فلک به دوستی بردارد حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۳۵ - مدح علاء الدوله مسعود
بنیاد دین و دولت می دارد استوار
شماره ۱۵ - از بدنامی چه باک بدنامان را؟
از بدنامی چه باک بدنامان را؟ جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۳۶۳ - از سر زلفش دلم سودا گرفت
از سر زلفش دلم سودا گرفت قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۷۹ - ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی
ای عشق جدا ز وصل یارم کشتی قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۷۷ - چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار
چون رفت ازین گنبد فیروزه حصار محتشم کاشانی : غزلیات
غزل ۵۵۵ - مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی
مرا به دست غم خود گذاشتی رفتی قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۹۵ - زرّاق کجا گرد حقیقت گردد؟
زرّاق کجا گرد حقیقت گردد؟ صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۷۶ - مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسد
مگذار اینکه راز دلت بر زبان رسد عطار نیشابوری : بخش سی و سوم
الحكایة و التمثیل
گفت محمود آن خدیو کامگار قاسم انوار : غزلیات
شماره ۶۱۸ - وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری
وصال یار به صد جان بخر، اگر نخری قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۹۹ - از عشق دلی که دیده دوزد چه کند
از عشق دلی که دیده دوزد چه کند قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۱۸۴ - بگزیده و نگزیده درین باغ مراد
بگزیده و نگزیده درین باغ مراد غزالی : رکن چهارم - رکن منجیات
بخش ۱۲۰ - علاج اثر کردن ذکر مرگ در دل
بدان که مرگ کاری عظیم است و خطری بزرگ و خلق از آن غافلند. و اگر یاد کنند در دل ایشان بس اثری نکند که دل به مشغله دنیا چنان مستغرق باشد که چیزی دیگر را جای نمانده باشد. و از این بود که از ذکر و تسبیح نیز لذت نیابد. پس علاج آن بود که خلوتی طلب کند و یک ساعت دل این کار را فارغ کند، چنان که کسی که در بادیه بخواهد شد تدبیر آن را در دل از دیگر چیزها فارغ کند و با خویشتن گوید که مرگ نزدیک رسید و باشد که امروز بود. و اگر تو را گویند که در بالانی تاریک شو که ندانی که در آن دهلیز چاهی است یا سگی در راه است یا هیچ خلل نیست، زهره تو بشود. آخر پوشیده نیست که کار تو پس از مرگ و خطر تو در گور کمتر از این نیست. غفلت از این چه دلیری است؟ قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۵۱۴ - تا کی سخن معرفت انشا کردن؟
تا کی سخن معرفت انشا کردن؟ احمد شاملو : ترانههای کوچک غربت
مترسک
برای آنی و تقی مدرسی مولوی : غزلیات
غزل ۳۵ - ای یار ما، دلدار ما، ای عالم اسرار ما
ای یارِ ما، دِلْدارِ ما، ای عالَمِ اسرارِ ما صامت بروجردی : غزلیات
شماره ۳۳ - طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کرد
طره صیادی مرا در زلف خود زنجیر کرد مولوی : غزلیات
غزل ۲۹۷۲ - ای آن که مر مرا تو به از جان و دیدهیی
ای آن کِه مر مرا تو بِهْ از جان و دیدهیی قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۲۰۳ - آن را که فلک به دوستی بردارد
آن را که فلک به دوستی بردارد حاجب شیرازی : غزلیات
شماره ۱۲۵ - اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز
اگرچه رشته مشروطه را سری است دراز مسعود سعد سلمان : قصاید
شمارهٔ ۱۳۵ - مدح علاء الدوله مسعود
بنیاد دین و دولت می دارد استوار