میرزا قلی میلی مشهدی : غزلیات
شماره ۲۰ - هزار شکوه، گر از یار بوده است مرا
هزار شکوه، گر از یار بوده است مرا
سعیدا : غزلیات
شماره ۵۴۶ - صلح و صفا بود مرا جنگ تو و جفای تو
صلح و صفا بود مرا جنگ تو و جفای تو
عنصری بلخی : بحر خفیف
شماره ۴۰ - سنگ بی نمج و آب بی زایش
سنگ بی نمج و آب بی زایش
مولوی : غزلیات
غزل ۳۱۷۴ - صد دل و صد جان به دمی دادمی
صد دل و صد جانْ به دَمی دادَمی
نهج البلاغه : حکمت ها
نقش ياد مرگ در خودسازی
وَ قَالَ عليه‌السلام لَوْ رَأَى اَلْعَبْدُ اَلْأَجَلَ وَ مَصِيرَهُ لَأَبْغَضَ اَلْأَمَلَ وَ غُرُورَهُ
امیرعلیشیر نوایی : مقطعات
شماره ۶ - هر کرا گفتی انیس و ساختی مأیوس طبع
هر کرا گفتی انیس و ساختی مأیوس طبع
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١۵٧ - وله ایضاً در مدح نظام الدین یحیی
عیدست در ده ایصنم گلعذار می
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۲۷۵ - ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهاده‌ایم
ما کلاه خواجگی اکنون ز سر بنهاده‌ایم
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۲۳۴ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
ابن حسام خوسفی : غزلیات
غزل ۸۹ - می بیارید که ایام بهار است امروز
می بیارید که ایام بهار است امروز
شاه نعمت‌الله ولی : مثنویات
شماره ۳۱ - ابتدا کردم به نام آن یکی
ابتدا کردم به نام آن یکی
سنایی غزنوی : غزلیات
غزل ۱۳۷ - هر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود
هر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۸۱۸ - امروز بحمدالله فارغ شدم از دشمن
امروز بحمدالله فارغ شدم از دشمن
اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شماره ۲۴۲ - تا مهر تو در سینه نهان است مرا
تا مهر تو در سینه نهان است مرا
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شماره ۱۶۶۷ - مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
مست می گردی ز خانه، بیش نافرمان مشو
مولوی : غزلیات
غزل ۱۴۸۲ - چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
چون در عَدَم آییم و سَر از یار بَرآریم
ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شماره ۵۶٣ - گرت میل باشد که در پارسی
گرت میل باشد که در پارسی
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۶ - رزم‌نامه
می فروهل زکف‌ای ترک و به یک‌سو نه چنگ
عطار نیشابوری : آغاز کتاب
فی نعت الرسول صلی اللّه علیه و سلم
آنچه فرض دین نسل آدمست
شمس مغربی : غزلیات
شماره ۲ - ز روی ذات بر افکن نقاب اسما را
ز روی ذات بر افکن نقاب اسما را