نظامی گنجوی : خسرو و شیرین
بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمس‌الدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز
به فرح فالی و فیروزمندی
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۶۴۰ - نیست آسان عشق جانان باختن
نیست آسان عشق جانان باختن
سید حسن غزنوی : قصاید
شماره ۲۷ - روی تو به ماه آسمان ماند
روی تو به ماه آسمان ماند
نهج البلاغه : خطبه ها
تعريف زهد و پارسايى
و من كلام له عليه‌السلام في الزهد
انوری : رباعیات
رباعی ۳۲۹ - شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیم
شکر ایزد را که خسرو هفت اقلیم
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۱۹۸ - عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست
عشق تو سراسر همه سوز و همه دردست
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۸۴ - دل از خمار طلب خون کن و شراب طلب
دل از خمار طلب خون کن و شراب طلب
اسیری لاهیجی : اسرار الشهود
بخش ۵۷ - اشارت به سخنان عیسی علیه السلام
عیسی مریم که روح اللّه بود
کمال خجندی : غزلیات
شماره ۹۸ - باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
باز عقلم برد از سر کاکل مشکین دوست
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۱۸۴ - سرّی که در اوصاف و مقامات جنون است
سرّی که در اوصاف و مقامات جنون است
شاه نعمت‌الله ولی : غزلیات
غزل ۱۰۵۳ - هر چه خواهی بجو که آن داریم
هر چه خواهی بجو که آن داریم
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۷ - چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را
چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را
سعدی : قطعات
شماره ۲۱۶ - نظر کردم به چشم رای و تدبیر
نظر کردم به چشم رای و تدبیر
جامی : تحفة‌الاحرار
بخش ۵۱ - حکایت سرد شدن پیر سفید موی از نفس آن خورشید گرم خوی که با زلف شبرنگ دم از صبح سفید مویی زد
فصل خزان کز دم باد وزان
ظهیری سمرقندی : سندبادنامه
بخش ۴۰ - آمدن دستور هفتم به حضرت شاه
دستور عالی رای که با فر همای بود، پیش تخت شاه رفت و گفت: بنیت شاه که سرمایه غنیت آفریدگان و گوهر ذات او که با صفات فریشتگان است، در ترقی درجات معالی و استجماع ماثر حمیده، موبد و مخلد باد. رای جهان آرای که جام جهان نمای از خجالت او صدا پذیرفته است و آینه خورشید گنبد گردان از غیرت او رنگ زنگ گرفته، داند که در امور معضل و خطوب مشکل، هیچ خصلت پسندیده تر از تدبر و تفکر نیست و هیچ عادت مذمومتر از سرعت و عجلت نه و از حصافت عقل و شهامت خرد آن لایق تر که به امضای عزایم در امور مبهم و مهمات معظم، تعجیل فرموده نشود و ناستوده است نزدیک ارباب الباب و اصحاب احسان و اعیان اذهان، تدبیر زنان و استصواب ایشان را منقاد و ممتثل بودن و مظهر شرع و مفتی عقل می فرماید که: «النساء حبائل الشیطان». معنی آنست که زن به خوی و عادت شیطان است و چون طبیعت و شهوت او به چیزی مایل شود، نهمت طبع و شره نفس، پیش عقل و خرد او حجاب غفلت بدارد و هوای دل و نهمت تن در مقابله دین و دیانت او حایل و مانع گردد، شرم و آزرم فرو گذارد و هوا و نعمت بردارد و روی در کف پای شهوت مالد و پشت پای بر روی مروت زند.
ترانه های کودکانه : بخش اول
صبح و کودک
صبح است و کودک
جامی : دفتر اول
بخش ۱۶۴ - در بیان آنکه هر چیزی را که با معشوق در اموری مشابهت باشد به قدر مشابهت عاشق را به او میل افتد
هر که در راه عاشقی روزی
ملک‌الشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
صفت زن بد
نیز دانم زنی ثقیل وگران
جامی : سبحة‌الابرار
بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت
ای غمت مایه ده شادی ما
جامی : لیلی و مجنون
بخش ۴۱ - نامه نوشتن لیلی به مجنون و عذر خواستن که شوهر کردن نه اختیار وی بلکه تکلیف مادر و پدر بود
دردانه فروش درج این درج