سیدای نسفی : رباعیات
شمارهٔ ۷ - اسبیات
ای میر عالمی ز عطای تو بهره مند فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
کسی که مثل هیچ کس نیست
من خواب دیدهام که کسی می آید مولوی : غزلیات
غزل ۵۹۱ - چه بوی است این چه بوی است این مگر آن یار میآید؟
چه بوی است این چه بوی است این مَگَر آن یار میآید؟ سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۳۳ - کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی
کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان و به تهنیت تمثال همایون
ای همایون صورت میمون شاه کامگار صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۵۱ - پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت
پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت انوری : رباعیات
رباعی ۸۵ - از گردش این هفت مخالف بر هفت
از گردش این هفت مخالف بر هفت اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۹ - شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۸۲ - ترکی مکن ای ترک خطایی با من
ترکی مکن ای ترک خطایی با من صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۵۹۶ - روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار
روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۲۹ - در خریدن یا بهدیه رسیدن دو اسب برای کسی سرود
بدرگاهت، ای راکب خنگ رفعت رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: اعْلَمُوا بدانید: أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ که اللَّه سخت عقوبت است سختگیر، وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۹۸) و بدانید که خداى آمرزگار است و بخشاینده. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد
صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۷ - در پختن سودای تو چون من خامم
در پختن سودای تو چون من خامم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۷۰ - خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
خود را به عیش امکان پر متهم نکردم صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در عشق توام همین بس ای روح روان
در عشق توام همین بس ای روح روان قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۳۰ - خطاب به محمدحسین میرزا
حکم والا شد. آن که چون انظار فضل و رحمت الهی نسبت بوجود مسعود ما نامتناهی بود، لطف و مرحمت شاهنشاه بلند پایگاه خسرو ملک عالم، زیور نسل آدم، قهرمان ماء و طین، آفتاب زمان و زمین خلدالله ملکه و سلطانه درباره ما از حد نصاب افزون شد و از حصر و حساب بیرون؛ فالحمدالله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لو لا ان هداناالله. پس بحکم این موهبت سبحانی و مکرمت سلطانی پایه اعتلائی چند در مدارج اوضاع و احوال ما ترقی و تصاعد یافت که زبان از شکر آن قاصر است و بیان از ذکر آن عاجز. و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها. از آن جمله بعد از آن که از طرف اشرف همایون، مهم خطیر پاسداری ثغور آذربایجان بعهدة اهتمام ما مرجوع شد و بیمن توجه و التفات ایالت و تمیمه جلات ما گردید که یکی از آنها دارالدوله کرمانشاهان بود و چون ولایت مزبور موطن اولد و اعقاب شاهزاد مغفور البسه الله حلل النور و مجمع معاشر ایلات و احشام سرحد عراقین اعراب و اعجام است؛ وظیفه رسم چاگری و خدمتگزاری ما آن شد که مزید جهد و اهتمام در مراتب انضباط و انتظام آنجا مبذول داریم ونظر توجه و التفات بر تربیت اخلاف عظام برادر رضوان مقام گماریم که جملگی با فرزندان گرامی ما خود بی تفاوت و فرق اختر یک برج و گوهر یک درج وفرع یک اصل و نور یک شمسند. بنا علی تلک المراتب اصلح وانسب چنان بود که مرزبانی آن ملک و پاسداری آن ثغر را از جانب سنی الجوانب خود بیکی از اولاد برادر مغفور مبرور مفوض و موکول سازیم تا بنحوی که اولیای دولت قاهره زاهره شاهنشاهی از رهگذر تفویض بما آسوده خاطرند، خدام اعتاب مستطاب ما نیر بواسطه تفویض باو مطمئن القلب وفارغ البال باشند. جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۸۴ - در مدح امام عالم صدرالدین
به خوب طالع و فرخنده روز و فرخ فال خاقانی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - باز از نوای دلبری سازی دگرگون میزنی
باز از نوای دلبری سازی دگرگون میزنی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۰۰ - ز خود برآ که نسیم بهار می آید
ز خود برآ که نسیم بهار می آید
شمارهٔ ۷ - اسبیات
ای میر عالمی ز عطای تو بهره مند فروغ فرخزاد : ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ...
کسی که مثل هیچ کس نیست
من خواب دیدهام که کسی می آید مولوی : غزلیات
غزل ۵۹۱ - چه بوی است این چه بوی است این مگر آن یار میآید؟
چه بوی است این چه بوی است این مَگَر آن یار میآید؟ سیدای نسفی : غزلیات
شماره ۵۳۳ - کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی
کبابم کرده بی پروا خرامی چشم می پوشی قاآنی شیرازی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان و به تهنیت تمثال همایون
ای همایون صورت میمون شاه کامگار صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۶۵۱ - پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت
پیری به صد شتاب جوانی ز من گذشت انوری : رباعیات
رباعی ۸۵ - از گردش این هفت مخالف بر هفت
از گردش این هفت مخالف بر هفت اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۳۹ - شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما
شد فزون بیغم شکست خاطر دلگیر ما اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۸۲ - ترکی مکن ای ترک خطایی با من
ترکی مکن ای ترک خطایی با من صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۵۹۶ - روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار
روزگار آن سبکرو خوش که مانند شرار واعظ قزوینی : ماده تاریخ
شمارهٔ ۲۹ - در خریدن یا بهدیه رسیدن دو اسب برای کسی سرود
بدرگاهت، ای راکب خنگ رفعت رشیدالدین میبدی : ۵- سورة المائدة- مدنیة
۱۴ - النوبة الاولى
قوله تعالى: اعْلَمُوا بدانید: أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ که اللَّه سخت عقوبت است سختگیر، وَ أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (۹۸) و بدانید که خداى آمرزگار است و بخشاینده. بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد
صبریکه صبح این باغ از ما جدا نخندد اوحدالدین کرمانی : الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
شماره ۹۷ - در پختن سودای تو چون من خامم
در پختن سودای تو چون من خامم بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۷۰ - خود را به عیش امکان پر متهم نکردم
خود را به عیش امکان پر متهم نکردم صغیر اصفهانی : رباعیات
شماره ۳۴ - در عشق توام همین بس ای روح روان
در عشق توام همین بس ای روح روان قائم مقام فراهانی : نامههای فارسی
شمارهٔ ۳۰ - خطاب به محمدحسین میرزا
حکم والا شد. آن که چون انظار فضل و رحمت الهی نسبت بوجود مسعود ما نامتناهی بود، لطف و مرحمت شاهنشاه بلند پایگاه خسرو ملک عالم، زیور نسل آدم، قهرمان ماء و طین، آفتاب زمان و زمین خلدالله ملکه و سلطانه درباره ما از حد نصاب افزون شد و از حصر و حساب بیرون؛ فالحمدالله الذی هدانا لهذا و ماکنا لنهتدی لو لا ان هداناالله. پس بحکم این موهبت سبحانی و مکرمت سلطانی پایه اعتلائی چند در مدارج اوضاع و احوال ما ترقی و تصاعد یافت که زبان از شکر آن قاصر است و بیان از ذکر آن عاجز. و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها. از آن جمله بعد از آن که از طرف اشرف همایون، مهم خطیر پاسداری ثغور آذربایجان بعهدة اهتمام ما مرجوع شد و بیمن توجه و التفات ایالت و تمیمه جلات ما گردید که یکی از آنها دارالدوله کرمانشاهان بود و چون ولایت مزبور موطن اولد و اعقاب شاهزاد مغفور البسه الله حلل النور و مجمع معاشر ایلات و احشام سرحد عراقین اعراب و اعجام است؛ وظیفه رسم چاگری و خدمتگزاری ما آن شد که مزید جهد و اهتمام در مراتب انضباط و انتظام آنجا مبذول داریم ونظر توجه و التفات بر تربیت اخلاف عظام برادر رضوان مقام گماریم که جملگی با فرزندان گرامی ما خود بی تفاوت و فرق اختر یک برج و گوهر یک درج وفرع یک اصل و نور یک شمسند. بنا علی تلک المراتب اصلح وانسب چنان بود که مرزبانی آن ملک و پاسداری آن ثغر را از جانب سنی الجوانب خود بیکی از اولاد برادر مغفور مبرور مفوض و موکول سازیم تا بنحوی که اولیای دولت قاهره زاهره شاهنشاهی از رهگذر تفویض بما آسوده خاطرند، خدام اعتاب مستطاب ما نیر بواسطه تفویض باو مطمئن القلب وفارغ البال باشند. جمالالدین عبدالرزاق : قصاید
شمارهٔ ۸۴ - در مدح امام عالم صدرالدین
به خوب طالع و فرخنده روز و فرخ فال خاقانی : غزلیات
غزل ۴۰۱ - باز از نوای دلبری سازی دگرگون میزنی
باز از نوای دلبری سازی دگرگون میزنی صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۰۰ - ز خود برآ که نسیم بهار می آید
ز خود برآ که نسیم بهار می آید