جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۰۸ - ای شده غم یار من، من شده ام یار غم
ای شده غم یار من، من شده ام یار غم مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - از قتل من خسته روانی بگذر
از قتل من خسته روانی بگذر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۹۲ - ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۵۱ - حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۰۰ - جای برگ گل به بستر اشک رنگینم بس است
جای برگ گل به بستر اشک رنگینم بس است سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۰۸ - همچنان مهر توام مونس جان است که بود
همچنان مهر توام مونس جان است که بود صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۵۹ - نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۰۱ - تا کی چو عاقلان غم ناموس و نام خویش؟
تا کی چو عاقلان غم ناموس و نام خویش؟ غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۶ - اصل پنجم
بدان که دنیا سر همه شرهاست و دوستی وی اصل همه معصیتهاست. و چه باشد از آن بدتر که دشمن حق تعالی و دشمن دوستان حق سبحانه و تعالی بود و دوست دشمنان خدای بود. اما دشمنی به حق تعالی بدان کند که راه حق تعالی بر بندگان بزند تا به وی نرسند و دشمنی با دوستان خدا به آن کند که خویشتن را جلوه همی کند و در چشم ایشان همی آراید تا در صبر از وی شربتهای تلخ همی خورند و رنج آن همی کشند. و اما دوستی با دشمنان حق سبحانه و تعالی بدان کند که ایشان را به مکر و حیلت به دوستی خویش می کشد و چون عاشق وی شدند از ایشان دور همی شود و به دست دشمنان ایشان می شود. و مثل او چون زن نابکار است که مرد به مرد همی گردد تا در این جهان گاهی در تحمل رنج با وی بُوَند و ترتیب اسباب وی باشند و گاهی اندر فراق و حسرت وی و در آخرت خشم سبحانه و تعالی و عذاب وی همی بینند. صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۳۳ - بهای بوسه اش سر می دهم چون زر نمی گیرد
بهای بوسه اش سر می دهم چون زر نمی گیرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۴ - نمی گردد کف بی مغز مانع سیر دریا را
نمی گردد کف بی مغز مانع سیر دریا را صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲۷ - آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ
آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۵۰ - پیدا کردن کراهیت دوستی مال
خدای عزوجل همی گوید، «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فالئک هم الخاسرون هرکه مال و فرزندان، وی را از ذکر خدای سبحانه و تعالی غافل گرداند وی از جمله زیانکاران است» و رسول (ص) گفت، «دوستی و جاه و مال و نفاق را اندر دل چنان رویاند که آب تره رویاند». و گفت (ص)، دو گرگ گرسنه در رمه گوسفند چندان تباهی نکنند که دوستی مال و جاه در دین مرد مسلمان کند» گفتند، «یا رسول الله بدترین امت که اند؟» گفت، «توانگران» و گفت، «پس از من قومی پدید آیند که طعامهای خوش گوناگون و جامهای لونالون و زنان نیکو روی و اسبان گرانمایه همی دارند و شکم ایشان به اندکی سیر نشود و به بسیاری نیز قناعت نکنند. همه همت ایشان دنیا باشد، دنیا را به خدایی گرفته باشند و هرچه کنند برای دنیا کنند عزیمت است از من که محمدم که هرکه ایشان را دریابد از فرزندان فرزندان شما که بر ایشان سلام نکنند و بیمار ایشان را نپرسند و از پس جنازه ایشان فرا نشوند و بزرگان ایشان را حرمت ندارند و هرکه کند یاور باشد بر ویران کردن مسلمانی». صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۳ - باز رنگت شکسته است امروز
باز رنگت شکسته است امروز همام تبریزی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ای خواب که می بینمت از بهر خیالی
ای خواب که می بینمت از بهر خیالی نیما یوشیج : مجموعه اشعار
افسانه
افسانه : در شب تیره ، دیوانه ای کاو فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۴ - پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
پامال ترکتاز خزان شد بهار ما سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۹ - رفتن مهراب در پی جمشید
همی گردید مهراب از پی جم صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۲۲ - هر لحظه خرابم کند آن چشم به رنگی
هر لحظه خرابم کند آن چشم به رنگی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۲ - مرا چون نیست طالع ز آشنایی
مرا چون نیست طالع ز آشنایی
شماره ۱۰۰۸ - ای شده غم یار من، من شده ام یار غم
ای شده غم یار من، من شده ام یار غم مشتاق اصفهانی : رباعیات
شماره ۱۱۰ - از قتل من خسته روانی بگذر
از قتل من خسته روانی بگذر بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۲۹۲ - ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۶۵۱ - حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید
حسن آن روز که تشریف حیا می پوشید صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۰۰ - جای برگ گل به بستر اشک رنگینم بس است
جای برگ گل به بستر اشک رنگینم بس است سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۲۰۸ - همچنان مهر توام مونس جان است که بود
همچنان مهر توام مونس جان است که بود صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۵۵۹ - نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من قدسی مشهدی : غزلیات
شماره ۳۰۱ - تا کی چو عاقلان غم ناموس و نام خویش؟
تا کی چو عاقلان غم ناموس و نام خویش؟ غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۴۶ - اصل پنجم
بدان که دنیا سر همه شرهاست و دوستی وی اصل همه معصیتهاست. و چه باشد از آن بدتر که دشمن حق تعالی و دشمن دوستان حق سبحانه و تعالی بود و دوست دشمنان خدای بود. اما دشمنی به حق تعالی بدان کند که راه حق تعالی بر بندگان بزند تا به وی نرسند و دشمنی با دوستان خدا به آن کند که خویشتن را جلوه همی کند و در چشم ایشان همی آراید تا در صبر از وی شربتهای تلخ همی خورند و رنج آن همی کشند. و اما دوستی با دشمنان حق سبحانه و تعالی بدان کند که ایشان را به مکر و حیلت به دوستی خویش می کشد و چون عاشق وی شدند از ایشان دور همی شود و به دست دشمنان ایشان می شود. و مثل او چون زن نابکار است که مرد به مرد همی گردد تا در این جهان گاهی در تحمل رنج با وی بُوَند و ترتیب اسباب وی باشند و گاهی اندر فراق و حسرت وی و در آخرت خشم سبحانه و تعالی و عذاب وی همی بینند. صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۳۳ - بهای بوسه اش سر می دهم چون زر نمی گیرد
بهای بوسه اش سر می دهم چون زر نمی گیرد صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۳۳۴ - نمی گردد کف بی مغز مانع سیر دریا را
نمی گردد کف بی مغز مانع سیر دریا را صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۲۷ - آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ
آرزوی بوسه شسته است از دلم پیغام تلخ غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۵۰ - پیدا کردن کراهیت دوستی مال
خدای عزوجل همی گوید، «یا ایها الذین آمنوا لا تلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله و من یفعل ذلک فالئک هم الخاسرون هرکه مال و فرزندان، وی را از ذکر خدای سبحانه و تعالی غافل گرداند وی از جمله زیانکاران است» و رسول (ص) گفت، «دوستی و جاه و مال و نفاق را اندر دل چنان رویاند که آب تره رویاند». و گفت (ص)، دو گرگ گرسنه در رمه گوسفند چندان تباهی نکنند که دوستی مال و جاه در دین مرد مسلمان کند» گفتند، «یا رسول الله بدترین امت که اند؟» گفت، «توانگران» و گفت، «پس از من قومی پدید آیند که طعامهای خوش گوناگون و جامهای لونالون و زنان نیکو روی و اسبان گرانمایه همی دارند و شکم ایشان به اندکی سیر نشود و به بسیاری نیز قناعت نکنند. همه همت ایشان دنیا باشد، دنیا را به خدایی گرفته باشند و هرچه کنند برای دنیا کنند عزیمت است از من که محمدم که هرکه ایشان را دریابد از فرزندان فرزندان شما که بر ایشان سلام نکنند و بیمار ایشان را نپرسند و از پس جنازه ایشان فرا نشوند و بزرگان ایشان را حرمت ندارند و هرکه کند یاور باشد بر ویران کردن مسلمانی». صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۳ - باز رنگت شکسته است امروز
باز رنگت شکسته است امروز همام تبریزی : غزلیات
شماره ۲۰۲ - ای خواب که می بینمت از بهر خیالی
ای خواب که می بینمت از بهر خیالی نیما یوشیج : مجموعه اشعار
افسانه
افسانه : در شب تیره ، دیوانه ای کاو فصیحی هروی : غزلیات
شماره ۱۴ - پامال ترکتاز خزان شد بهار ما
پامال ترکتاز خزان شد بهار ما سلمان ساوجی : جمشید و خورشید
بخش ۵۹ - رفتن مهراب در پی جمشید
همی گردید مهراب از پی جم صائب تبریزی : مطالع
شماره ۴۲۲ - هر لحظه خرابم کند آن چشم به رنگی
هر لحظه خرابم کند آن چشم به رنگی صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۶۶۲ - مرا چون نیست طالع ز آشنایی
مرا چون نیست طالع ز آشنایی