صغیر اصفهانی : غزلیات
شماره ۳۱۷ - تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایم
تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایم
انوری : رباعیات
رباعی ۳۱۶ - ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
ای خورده به واجبی چو مردان غم علم
فیض کاشانی : غزلیات
غزل ۶۲۰ - من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
من آن نیم که توانم ز تو جدا باشم
انوری : مقطعات
شمارهٔ ۲۳۳ - در مذمت زنان
زن چو میغست و مرد چون ماهست
ترانه های کودکانه : بخش اول
شاپرکی گفت
شاپرکی گفت
اوحدی مراغه‌ای : غزلیات
غزل ۶۷۶ - گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
گر چه زان ما گشتی، سر ما چه دانی تو؟
امیرخسرو دهلوی : مثنویات
شمارهٔ ۱۰ - گر چه در پایان سرودن این اشعار بخود چنین خطاب کرده بود:
لیک اگر پند من آری به گوش
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۴۵۲ - زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
زلف بی باک تو تا سلسله جنبانم بود
ناصرخسرو : قصاید
قصیده ۱۱۳ - پند بدادمت من، ای پور، پار
پند بدادمت من، ای پور، پار
ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - اموال حلال و حرام و مشتبه و درجات آنها
بدان که اموال بر سه قسم است: حلال واضح و حرام واضح و مال مشتبه و از برای هر یک از اینها درجات بسیار است، زیرا که مال حرام اگر چه همه آن خبیث است و لیکن بعضی از بعضی خبیث تر است چنانکه حرمت مالی که کسی به معامله فاسده بگیرد با وجود تراضی از یکدیگر، مثل حرمت مال یتیمی که به قهر و عدوان گرفته شود، نیست.
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
در ترک و تجرید
بی‌درم باش، ارت سرد نیست
ازرقی هروی : رباعیات
شماره ۹۸ - از شست ، شها ، چو ناوکی بگذاری
از شست ، شها ، چو ناوکی بگذاری
اوحدی مراغه‌ای : جام جم
تمامی این ستایش بر سبیل اشتراک
خسروی طاهر و وزیری پاک
ترانه های کودکانه : بخش اول
کمربند ایمنی
بذار ببینم خودتو کنار دستی
خیالی بخارایی : غزلیات
شماره ۱۰۶ - اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۶۵۸۹ - شنیدم آه گرمی با تو گستاخانه سرکرده
شنیدم آه گرمی با تو گستاخانه سرکرده
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۰۲ - صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
صد ازین جور و جفا گر ز برای تو کشم
ترانه های کودکانه : بخش اول
سرمای شب
هنگامی که سرمای شب می‌لرزاند جنگل را
عطار نیشابوری : باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست
شماره ۸ - گر در کوهی مقیم و گر در دشتی
گر در کوهی مقیم و گر در دشتی
رهی معیری : چند قطعه
عشق وطن
سیل آشوب، روان گشت به کاشانه ما