صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۸۶ - خرد دانست آن که جرم خویش را بیچاره شد
خرد دانست آن که جرم خویش را بیچاره شد
مهستی گنجوی : رباعیات
رباعی ۱۵۸ - مؤذن پسری تازه‌تر از لالهٔ مرو
مؤذن پسری تازه‌تر از لالهٔ مرو
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۹۵ - بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
بیا، بیا، که دل و جان من فدای تو باد
حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۳۱۲ - گر سخنی میرود در حق ما باک نیست
گر سخنی میرود در حق ما باک نیست
صائب تبریزی : مطالع
شماره ۵۱۲ - قد رعنای ترا تا دید، از شرمندگی
قد رعنای ترا تا دید، از شرمندگی
فخرالدین اسعد گرگانی : ویس و رامین
پشیمان شدن رامین از رفتن ویس و از پس ویس شدن
چو ویس دلبر از رامین جدا شد
نسیمی : اضافات
شماره ۲۰ - پرده از رخسار خود بردار باز
پرده از رخسار خود بردار باز
پروین اعتصامی : مثنویات، تمثیلات و مقطعات
قطعه
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
مولوی : غزلیات
غزل ۲۰۹۴ - یک قوصره پر دارم ز سخن
یک قوصره پر دارم ز سخن
غزالی : رکن سوم - رکن مهلکات
بخش ۵۱ - فصل (راه ستودنی بودن مال)
بدان که مال هرچند نکوهیده است، به وجوه نیز ستوده است از وجهی که اندر وس هم شر است و هم خیر و از این است که حق سبحانه و تعالی وی را خیر خوانده است در قرآن و گفته، «ان ترک خیر الوصیه... الایه» و رسول (ص) گفته است، «نیک چیز است مال شایسته مرد شایسته را» و گفت، «کان الفقران یکون کفرا، بیم آن است که درویشی به کفر ادا کند» و سبب آن است که کسی که خویشتن را اندر مانده و حاجتمند یکی من نان همی بیند و اندر آن جان همی کند و فرزندان و اهل خویش را رنجور همی بیند و اندر دنیا نعمتهای بسیار همی بیند، شیطان با وی گوید، «این چه عدل است و این چه انصاف است که از خدای همی بینی و این چه قسمن ناهموار است که کرده است که ظالمی و فاسقی را چندان مال داده است که نداند که چه دارد و چه کند و بیچاره ای را از گرسنگی هلاک می کند و یک درم به وی نمی دهد؟ اگر حاجت تو نمی داند خود اندر علم خلل است و اگر تواند و نمی دهد اندر جود و رحمت خلل است و اگر برای آن نمی دهد تا اندر آخرت ثواب دهد بی رنج، گرسنگی ثواب تو آن داد چرا همی ندهد؟ و اگر نمی تواند داد پس قدرت به کمال نیست. و در جمله اعتقاد کردن که وی رحیم است و جواد است و کریم است و همه عالم را اندر رنج همی دارد و خزانه وی پرنعمت و نمی دهد این دشوار بود».
ملک‌الشعرای بهار : قصاید
شمارهٔ ۱۴۲ - به یکی از دوستان
ای شوکت ای شکسته دل دوستان خویش
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۹۷ - سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتد
نظیری نیشابوری : غزلیات
شماره ۵۵۸ - سر داده ای و بند نهانی نهاده ای
سر داده ای و بند نهانی نهاده ای
نورعلیشاه : بخش اول
شماره ۱۰۵ - تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شد
تا ز درس عاشقی دل نکته آگاه شد
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۱۶۸ - شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم
شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرم
ابن یمین فَرومَدی : قصاید
شمارهٔ ١۵۴ - وله در مدح تاج الدین علی سربداری
چون سعادت رهنمائی کرد و دولت یاوری
هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۰۱ - آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
آب حیات حسنت گل برگ تر ندارد
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۱۲۸۱ - ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
میرداماد : رباعیات
شماره ۱۲۰ - بی عشق سرشکم آتش تیز نبود
بی عشق سرشکم آتش تیز نبود
صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۱۰ - در تهنیت عید مولود
تعالی الله از نیمهٔ ماه شعبان