حافظ : غزلیات
غزل ۳۴۵ - بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۹ - صد ساله ره است از طلب من تا تو
صد ساله ره است از طلب من تا تو اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۲۳ - آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد
آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی
دلم ای دوست تو داری دانی سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۵۶ - در مدح بهرامشاه
خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او همام تبریزی : مفردات
شماره ۲۰ - هر باد که از شام به اصحاب تو آید
هر باد که از شام به اصحاب تو آید مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۳ - به تن با ما، به دل در مرغزاری
به تن با ما، به دل در مرغزاری ترانه های کودکانه : بخش اول
صبح و کودک
صبح است و کودک بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۳ - من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش
من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۱۵ - تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد مهدی اخوان ثالث : آخر شاهنامه
غزل ۲ - تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را
تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۸۲ - نه جوهر کسب ملک و مال اسباب جهان باشد
نه جوهر کسب ملک و مال اسباب جهان باشد رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: رَفِیعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ بردارنده درجهها افزونى زبر یکدیگر بندگان را خداوند عرش است، یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ مىافکند پیغام که زندگانى دلهاست از سخن و فرمان خویش، عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ برو که خواهد از بندگان خویش، لِیُنْذِرَ یَوْمَ التَّلاقِ (۱۵) تا آگاه کند مردمان را از روز هم دیدارى. مولوی : غزلیات
غزل ۷۷۰ - همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد
همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۵ - سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۰۶ - آخر دور ظلم و بیدادست
آخر دور ظلم و بیدادست انوری : رباعیات
رباعی ۴۰۵ - ای شب چو ز نالهای من بیخبری
ای شب چو ز نالهای من بیخبری شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۶۹ - این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو
این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۵۵ - عزم رزم فرمودن ح – قاسم و گفتگوی او با عروس
چو آمد به نزدیک پرده سرای بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۸ - همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
غزل ۳۴۵ - بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم خاقانی : رباعیات
شماره ۲۸۹ - صد ساله ره است از طلب من تا تو
صد ساله ره است از طلب من تا تو اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل ۲۲۳ - آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد
آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد انوری : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی
دلم ای دوست تو داری دانی سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۵۶ - در مدح بهرامشاه
خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او همام تبریزی : مفردات
شماره ۲۰ - هر باد که از شام به اصحاب تو آید
هر باد که از شام به اصحاب تو آید مولوی : غزلیات
غزل ۲۶۹۳ - به تن با ما، به دل در مرغزاری
به تن با ما، به دل در مرغزاری ترانه های کودکانه : بخش اول
صبح و کودک
صبح است و کودک بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۸۰۳ - من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش
من و پرفشانی حسرتی که گم است مقصد بسملش هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۱۱۵ - تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد
تا از فروغ روی تو گل کامیاب شد مهدی اخوان ثالث : آخر شاهنامه
غزل ۲ - تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را
تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۲۸۲ - نه جوهر کسب ملک و مال اسباب جهان باشد
نه جوهر کسب ملک و مال اسباب جهان باشد رشیدالدین میبدی : ۴۰- سورة المؤمن- مکیة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: رَفِیعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ بردارنده درجهها افزونى زبر یکدیگر بندگان را خداوند عرش است، یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ مىافکند پیغام که زندگانى دلهاست از سخن و فرمان خویش، عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ برو که خواهد از بندگان خویش، لِیُنْذِرَ یَوْمَ التَّلاقِ (۱۵) تا آگاه کند مردمان را از روز هم دیدارى. مولوی : غزلیات
غزل ۷۷۰ - همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد
همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد مولوی : غزلیات
غزل ۱۲۰۵ - سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس حکیم نزاری : غزلیات
شماره ۲۰۶ - آخر دور ظلم و بیدادست
آخر دور ظلم و بیدادست انوری : رباعیات
رباعی ۴۰۵ - ای شب چو ز نالهای من بیخبری
ای شب چو ز نالهای من بیخبری شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل ۱۳۶۹ - این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو
این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو الهامی کرمانشاهی : خیابان دوم
بخش ۵۵ - عزم رزم فرمودن ح – قاسم و گفتگوی او با عروس
چو آمد به نزدیک پرده سرای بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۷۸ - همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت
همهکس کشیده محمل به جناب کبریایت