ابوالفضل بیهقی : مجلد ششم
بخش ۳۴ - حکایت سبکتگین و آهو بره
حکایت امیر عادل سبکتگین با آهوی ماده و بچه او و ترحّم کردن بر ایشان و خواب دیدن‌
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۴۷ - تا به چند این دیده را در هجر تو جیحون کنم
تا به چند این دیده را در هجر تو جیحون کنم
مولوی : غزلیات
غزل ۱۹۷۲ - عاشقا دو چشم بگشا، چار جو در خود ببین
عاشقا دو چشم بگشا، چار جو در خود ببین
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۵۴ - چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۵۲ - از ما پیام وصل تهی‌کرد جای ما
از ما پیام وصل تهی‌کرد جای ما
سلطان ولد : ولدنامه
بخش ۶۲ - در بیان آنکه چون ولد از قیل و قال عقلی و نقلی بگذشت جان او چون دریا بجوش آمد و امواج سخن از دل او جوشیدن گرفت
لب ببستم ز گفتگوی تمام
خاقانی : قطعات
شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود
دل درد زده است از غم زنهار نگه دارش
عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۳۶۲ - آن روی به جز قمر که آراید
آن روی به جز قمر که آراید
مولوی : غزلیات
غزل ۲۲۳۲ - به حریفان بنشین، خواب مرو
به حریفان بنشین، خواب مرو
کمال خجندی : مقطعات
شماره ۳ - چو آید بر دلم اندوه بی وقت
چو آید بر دلم اندوه بی وقت
سلمان ساوجی : غزلیات
غزل ۳۷۸ - می‌آیی و دمی دو سه در کار می‌کنی
می‌آیی و دمی دو سه در کار می‌کنی
جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۰۰۳ - من اندر کار عشقش چند کوشم
من اندر کار عشقش چند کوشم
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۳۲۴ - ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا
ای بهارستان اقبال، ای چمن سیما بیا
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۸۸۰ - کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت
حافظ : غزلیات
غزل ۳۲۸ - من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
حافظ : غزلیات
غزل ۳۵۴ - به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت ۸۵۵ - چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
چو غنچه هر که درین گلستان گشاده شود
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۱۱۱۱ - ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد
ز دنیا چه‌گیرد اگر مردگیرد
صائب تبریزی : ابیات منتسب
شماره ۴۳ - در پرده نمود از عرق شرم تلافی
در پرده نمود از عرق شرم تلافی
خواجه عبدالله انصاری : مناجات نامه
مناجات ۱۹ - الهی خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری ترا پرستم و اگر نداری، خودپرستم نومید
الهی خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری ترا پرستم و اگر نداری، خودپرستم نومید مساز، بگیر دستم.