اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۴۳ - شاپور
نمک در آب حیوان زان لبت از خنده اندازد
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۰۲ - دوش از قمر تو آسمان مینوشید
دوش از قمر تو آسمان مینوشید
حزین لاهیجی : رباعیات
شماره ۲۲۰ - آن راحت جان و دل شیدایی من
آن راحت جان و دل شیدایی من
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۰۱ - دوش آن بت من همچو مه گردون بود
دوش آن بت من همچو مه گردون بود
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۱۰۶
ای عزیز چون در مبادی اشراق انوار جلال وهم و عقل در زاویۀ عدم متواری شوند بر لوح دل اگرچه مهذب بود و مستعد که نقش کندو چون حجاب عزت برنخیزد عکس چگونه ظاهر شود بر آینۀ صقالت یافتۀ دل؟
حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شماره ۲۴۲ - بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس
بسته پای چو من بی پر و بالی که مپرس
مولوی : رباعیات
رباعی ۷۰۰ - دل هرچه در آشکار و پنهان گوید
دل هرچه در آشکار و پنهان گوید
حزین لاهیجی : قطعات
شمارهٔ ۱۰ - بثّ و شکویٰ
چون زادم از نتایج علوی به مهد خاک
صغیر اصفهانی : مثنویات
شمارهٔ ۲۷ - شلتاق پلتاق
صبحگهی پرفن حیلت‌گری
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۹۹ - دل‌ها به سماع بیقرار افتادند
دل‌ها به سماع بیقرار افتادند
عین‌القضات همدانی : لوایح
فصل ۴۲
اَلْمَحَبّةُ نارٌ و الشوقُ لَهَبهُ چون آتش شوق سر از کانون جان محب برآرد هر چیز که بدو قریبتر بود اول آن را سوزد و بدین نسبت نَحْنُ اَقْرَبُ برای گدازش بود نه از بهر نوازش لاَحترَقَتْ سُبُحاتُ وَجْهِهِ ما انْتَهی اِلیه بَصَرُهُ و آنچه ناموس اکبر گفت لَوْدَنَوْتُ قَدْرانملُةٍ لَاحتَرَقتُ این معنی است.
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۹۸ - دل را بدهم پند که عمدا نرود
دل را بدهم پند که عمدا نرود
حافظ : رباعیات
رباعی ۳۷ - گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
گفتی که تو را شوم مدار اندیشه
حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۰۵ - خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۹۷ - دل دوش در این عشق حریف ما بود
دل دوش در این عشق حریف ما بود
جهان ملک خاتون : در مرثیهٔ فرزند دلبند سلطان بخت طاب ثراها
شماره ۲۳ - ای مرا پشت دل ز هجر تو نون
ای مرا پشت دل ز هجر تو نون
رهی معیری : غزلها - جلد دوم
ستاره خندان
بگوش همنفسان آتشین سرودم من
حزین لاهیجی : خرابات
بخش ۲ - در گشایش این نامهٔ نامی و درج گرامی گوید
مغنّی نوایی بیا ساز کن
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۹۵ - دلدار ابد گرد دلم میگردد
دلدار ابد گرد دلم میگردد
مولوی : رباعیات
رباعی ۶۹۴ - دل داد مرا که دلستان را بزدم
دل داد مرا که دلستان را بزدم