سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۱۱ - گر یار بحالم نظری داشته باشد
گر یار بحالم نظری داشته باشد ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۹۱ - مُردن طیهور شاه و پادشاهی کارم دادگر
چنین هفت سال اندر این کار شد امیر معزی : رباعیات
شماره ۹۹ - چون آتش خاطر مرا شاه بدید
چون آتش خاطر مرا شاه بدید جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۸۶ - هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط
هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۶ - دل به راحت ندهم پاس محبت این است
دل به راحت ندهم پاس محبت این است سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم
بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم مولوی : دفتر اول
بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل
گفت شیر آری، ولی رب العباد ادیب الممالک : ترکیبات
شمارهٔ ۲ - حشرات الارض بهارستان
هنگام بهار آمدن هان ای حشرات الارض سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۹ - مپندار نا شادی یار دارم
مپندار نا شادی یار دارم صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۲۷ - تضمین غزل خواجه حافظ علیهالرحمه
سرشگ دیده دو صد درد را دوا بکند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷ - در موقع سخت می نباید شد سست
در موقع سخت می نباید شد سست صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۳ - حجاب بی زبانم رخصت گفتار می خواهد
حجاب بی زبانم رخصت گفتار می خواهد سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۳ - ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است
ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۵۴ - بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد
بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱۰۰ - افتاده بازم در سر هوائی
افتاده بازم در سر هوائی حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۰۱ - نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟
نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟ امیر معزی : رباعیات
شماره ۱ - گر سینه بخست شاه سنجر ما را
گر سینه بخست شاه سنجر ما را رشیدالدین میبدی : ۸- سورة الانفال- مدنیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى ایشان که بگرویدید، اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ پاسخ نیکو کنید خدا و رسول را، إِذا دَعاکُمْ آن گه که شما را خواند، لِما یُحْیِیکُمْ چیزى را که شما را زنده کند، وَ اعْلَمُوا و بدانید، أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ که خداى میان مرد و دل اوست، وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ. (۲۴) و بدانید که شما را انگیخته با او خواهند برد. سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۹۵ - حیف سازت که منش پردهٔ آهنگ شدم
حیف سازت که منش پردهٔ آهنگ شدم
شماره ۱۱۱ - گر یار بحالم نظری داشته باشد
گر یار بحالم نظری داشته باشد ایرانشان : کوشنامه
بخش ۱۹۱ - مُردن طیهور شاه و پادشاهی کارم دادگر
چنین هفت سال اندر این کار شد امیر معزی : رباعیات
شماره ۹۹ - چون آتش خاطر مرا شاه بدید
چون آتش خاطر مرا شاه بدید جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۸۶ - هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط
هرگز نیامده است و نیاید ز ما غلط اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۰۶ - دل به راحت ندهم پاس محبت این است
دل به راحت ندهم پاس محبت این است سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۳۱ - بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم
بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم مولوی : دفتر اول
بخش ۴۷ - ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل
گفت شیر آری، ولی رب العباد ادیب الممالک : ترکیبات
شمارهٔ ۲ - حشرات الارض بهارستان
هنگام بهار آمدن هان ای حشرات الارض سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۲۴۹ - مپندار نا شادی یار دارم
مپندار نا شادی یار دارم صغیر اصفهانی : ترکیبات
شمارهٔ ۲۷ - تضمین غزل خواجه حافظ علیهالرحمه
سرشگ دیده دو صد درد را دوا بکند فرخی یزدی : رباعیات
شماره ۷ - در موقع سخت می نباید شد سست
در موقع سخت می نباید شد سست صائب تبریزی : متفرقات
شماره ۳۰۳ - حجاب بی زبانم رخصت گفتار می خواهد
حجاب بی زبانم رخصت گفتار می خواهد سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۳ - ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است
ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۵۴ - بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد
بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد عبید زاکانی : غزلیات
غزل ۱۰۰ - افتاده بازم در سر هوائی
افتاده بازم در سر هوائی حزین لاهیجی : غزلیات
شماره ۹۰۱ - نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟
نمی دانم تو بی پروا نگاه، از دل چه می خواهی؟ امیر معزی : رباعیات
شماره ۱ - گر سینه بخست شاه سنجر ما را
گر سینه بخست شاه سنجر ما را رشیدالدین میبدی : ۸- سورة الانفال- مدنیة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اى ایشان که بگرویدید، اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ پاسخ نیکو کنید خدا و رسول را، إِذا دَعاکُمْ آن گه که شما را خواند، لِما یُحْیِیکُمْ چیزى را که شما را زنده کند، وَ اعْلَمُوا و بدانید، أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ که خداى میان مرد و دل اوست، وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ. (۲۴) و بدانید که شما را انگیخته با او خواهند برد. سحاب اصفهانی : غزلیات
شماره ۴۷ - از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است
از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است بیدل دهلوی : غزلیات
غزل ۲۰۹۵ - حیف سازت که منش پردهٔ آهنگ شدم
حیف سازت که منش پردهٔ آهنگ شدم