عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۵۴
عشق را گر سری پدیدستی سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۸۱۶
چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم ایرج میرزا : قطعه ها
حکایت خلعت
مستوفی کل قصۀ چل طوطی شد ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۴۱
ای برده گل رازقی از روی تو رشک مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۹۲
هستت خبر ای جان که خریدار تو کیست سیدای نسفی : غزلیات
شمارهٔ ۴۰۴
بی خود شدم از زلف دو تا کام گرفتم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۸۳
به خدایی که بذل جان او را مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹
از دل سوی دلدار شکافست شکاف جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۲۲ - آمدن رسولان پادشاهان اطراف غیر از مصر به خواستگاری زلیخا و تنگدل گشتن وی از نومیدی آن
به دارالملک گیتی شهریاران باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۲
ز آهم هفت گردون پر شرر بی خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۹۴
ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۳
به عمری آخرم روزی وفا کن غالب دهلوی : رباعیات
شمارهٔ ۹۱
شرطست به دهر در مظفر گشتن هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۷
گر برون می آید آن بی رحم، زارم می کشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۵۸
از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۳
این چنین نقشی اگر در چین بود نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۸۹
هندوی چشم و خال و خط و زلف مشگبیز صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۵۳
عشاق دل به دیده روشن کشیده اند محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت شمارهٔ ۳۳
روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت و شیخ ابوالقسم قشیری حاضر بود و هم در آنروز او را دعویی بود بآسیایی در دیه حسین آباد. روستاییی دعوی میکرد و او میگفت آن منست. مقری در مجلس شیخ میخواند لِمنْ المُلک الیَوم. شیخ ما گفت با منت راست است، با استاد امام راست کن کی میگوید آسیای حسین آباد ازآن منست. شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۸
عقل گرچه رئیس این دل ماست
غزل شمارهٔ ۷۵۴
عشق را گر سری پدیدستی سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۸۱۶
چو گل از هر طرف چاک دگر دارد گریبانم ایرج میرزا : قطعه ها
حکایت خلعت
مستوفی کل قصۀ چل طوطی شد ملکالشعرای بهار : رباعیات
شمارهٔ ۴۱
ای برده گل رازقی از روی تو رشک مجد همگر : رباعیات
شمارهٔ ۱۹۲
هستت خبر ای جان که خریدار تو کیست سیدای نسفی : غزلیات
شمارهٔ ۴۰۴
بی خود شدم از زلف دو تا کام گرفتم انوری : مقطعات
شمارهٔ ۸۳
به خدایی که بذل جان او را مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۵۹
از دل سوی دلدار شکافست شکاف جامی : یوسف و زلیخا
بخش ۲۲ - آمدن رسولان پادشاهان اطراف غیر از مصر به خواستگاری زلیخا و تنگدل گشتن وی از نومیدی آن
به دارالملک گیتی شهریاران باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۲۸۲
ز آهم هفت گردون پر شرر بی خاقانی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۹۴
ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی انوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۲۴۳
به عمری آخرم روزی وفا کن غالب دهلوی : رباعیات
شمارهٔ ۹۱
شرطست به دهر در مظفر گشتن هلالی جغتایی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۷
گر برون می آید آن بی رحم، زارم می کشد صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۷۵۸
از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۳۳
این چنین نقشی اگر در چین بود نیر تبریزی : غزلیات
شمارهٔ ۸۹
هندوی چشم و خال و خط و زلف مشگبیز صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۵۳
عشاق دل به دیده روشن کشیده اند محمد بن منور : فصل دوم - حکایاتی که بر زبان شیخ رفته
حکایت شمارهٔ ۳۳
روزی شیخ در نشابور مجلس میگفت و شیخ ابوالقسم قشیری حاضر بود و هم در آنروز او را دعویی بود بآسیایی در دیه حسین آباد. روستاییی دعوی میکرد و او میگفت آن منست. مقری در مجلس شیخ میخواند لِمنْ المُلک الیَوم. شیخ ما گفت با منت راست است، با استاد امام راست کن کی میگوید آسیای حسین آباد ازآن منست. شاه نعمتالله ولی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۸
عقل گرچه رئیس این دل ماست