محتشم کاشانی : ترکیببندها
شمارهٔ ۸ - این مرثیه را جهت افصح البغاء سید حسین روضه خوان گفته
امسال نیست سوز محرم بسان پار باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۱۰۳
دلم دردین و نالین چه واجم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۰۹
گفتم که ره عشق مگر می دانم فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۷
همی رفت یک ماه پویان به راه فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۹
همی رفت منزل به منزل به راه صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۱
کس را چه تمنا که خریدار تو باشد فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۵
برآمد بسی روزگاری بدوی خاقانی : قصاید و قطعات عربی
تجدید مطلع
مهمانسجت دروع مجد فیالسماء مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۹
آمد شد خود به کوی تو میبینم فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۷
بدو داد پس شاه بهزاد را فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۳
بیامد سر سروران سپاه فردوسی : پادشاهی لهراسپ
بخش ۹
یکی رومئی بود میرین به نام فردوسی : سهراب
بخش ۵
چو نه ماه بگذشت بر دخت شاه فردوسی : سهراب
بخش ۳
چو نزدیک شهر سمنگان رسید فردوسی : سهراب
بخش ۲
ز گفتار دهقان یکی داستان فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۱۰
چه گفت آن سراینده مرد دلیر فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۹
همی کرد پوزش ز بهر گناه سعدی : باب چهارم در فواید خاموشی
حکایت شمارهٔ ۱۰
یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت، و ثنایی برو بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند، و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همیرفت، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند. در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت: این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشادهاند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید. گفت ای حکیم از من چیزی بخواه. گفت جامه خود میخواهم اگر انعام فرمایی فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۴
یکی مرد بیدار جوینده راه نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۲۳۸
خوشا عشق و نیاز نازنینی
شمارهٔ ۸ - این مرثیه را جهت افصح البغاء سید حسین روضه خوان گفته
امسال نیست سوز محرم بسان پار باباطاهر عریان همدانی : دوبیتیها
دوبیتی شمارهٔ ۱۰۳
دلم دردین و نالین چه واجم اوحدالدین کرمانی : الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
شمارهٔ ۱۰۹
گفتم که ره عشق مگر می دانم فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۳۷
همی رفت یک ماه پویان به راه فردوسی : پادشاهی اسکندر
بخش ۲۹
همی رفت منزل به منزل به راه صفایی جندقی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۱
کس را چه تمنا که خریدار تو باشد فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۲۵
برآمد بسی روزگاری بدوی خاقانی : قصاید و قطعات عربی
تجدید مطلع
مهمانسجت دروع مجد فیالسماء مولوی : رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۰۹
آمد شد خود به کوی تو میبینم فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۷
بدو داد پس شاه بهزاد را فردوسی : پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود
بخش ۱۳
بیامد سر سروران سپاه فردوسی : پادشاهی لهراسپ
بخش ۹
یکی رومئی بود میرین به نام فردوسی : سهراب
بخش ۵
چو نه ماه بگذشت بر دخت شاه فردوسی : سهراب
بخش ۳
چو نزدیک شهر سمنگان رسید فردوسی : سهراب
بخش ۲
ز گفتار دهقان یکی داستان فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۱۰
چه گفت آن سراینده مرد دلیر فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۹
همی کرد پوزش ز بهر گناه سعدی : باب چهارم در فواید خاموشی
حکایت شمارهٔ ۱۰
یکی از شعرا پیش امیر دزدان رفت، و ثنایی برو بگفت. فرمود تا جامه ازو برکنند، و از ده بدر کنند. مسکین برهنه به سرما همیرفت، سگان در قفای وی افتادند خواست تا سنگی بردارد و سگان را دفع کند. در زمین یخ گرفته بود عاجز شد. گفت: این چه حرامزاده مردمانند سگ را گشادهاند و سنگ را بسته. امیر از غرفه بدید و بشنید و بخندید. گفت ای حکیم از من چیزی بخواه. گفت جامه خود میخواهم اگر انعام فرمایی فردوسی : رزم کاووس با شاه هاماوران
بخش ۴
یکی مرد بیدار جوینده راه نورعلیشاه : بخش اول
شمارهٔ ۲۳۸
خوشا عشق و نیاز نازنینی