رشیدالدین میبدی : ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة
۲ - النوبة الثانیة
قوله: «وَ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» خلقا و ملکا فکیف یکون ولدا و بینهما تناف. ملک و ولادت هرگز بهم جمع نیاید و همچنین ملک و نکاح که میان ایشان منافاتست، کسى که فرزندى دارد نتواند بود که آن فرزند ملک وى باشد، و نه کسى که زنى دارد آن زن در آن حال که منکوحه ویست مملوکه وى تواند بود، پس میدان که هر که در آسمان و زمین همه رهى و بنده‏اند خداى را عزّ و جل، همه مملوک و مصنوع ویند، دعوى ولادت بر وى باطل و او جل جلاله از آن مقدس و منزه.
قدسی مشهدی : رباعیات
شماره ۳۴۵ - زاهد به بهشت عدن، جا می‌خواهد
زاهد به بهشت عدن، جا می‌خواهد
رشیدالدین میبدی : ۲۱- سورة الانبیاء- مکیة
۱ - النوبة الثالثة
قوله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» اسم من له الثبوت الاحدى و الکون الصمدى، اسم من له البقاء الازلى و البهاء الأبدى، اسم من له العلم و الحلم و الارادة و الطول و العز و السیادة، اسم من له القدرة و الحیاة و الاسامى و الصفات، اسم من له الوجه ذو الجمال و القدر ذو الجلال، سبحانه هو اللَّه الکبیر المتعال. بنام خداوند ذو الجلال، قادر بر کمال، مفضل بانوال، صانع بى احتیال، قیوم بى‏گشتن حال، در ذات و صفات متعال، موصوف بوصل جمال، منعوت بنعت جلال، کردگارست و بزرگوار، رسنده بهر چیز و دانا بهر کار، پاک از انباز است و بى‏نیاز از یار، خود بى‏یار و همه عالم را یار، آنجا که دورست دیده یقین پر دودست، و آنجا که ناپیداست روى توحید گرد آلودست، پس آن را که بکرم نزدیکست روزگار او همه سور و سرور است، و آن را که بفضل پیداست کار او نور على نور است.
رودکی : ابیات پراکنده
شماره ۱۵۰ - بزرگان جهان چون بند گردن
بزرگان جهان چون بند گردن
ابن یمین فَرومَدی : غزلیات
شماره ۴۶ - دلا به دست گرفتی می این چه دستانست
دلا به دست گرفتی می این چه دستانست
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۶ - النوبة الثانیة
قوله: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی» یعنى عن القران. اعراض الجحود و التکذیب. فیکون هذا وعیدا للکفار. «فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً» فى نار جهنم الزّقوم و الغسلین و الضّریع. باین قول این آیت وعید کافرانست و اعراض جحود و تکذیب است. گاهى مى‏گفتند: «هذا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ» و گاهى میگفتند: «إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ». گاهى میگفتند: «إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ». میگوید آنان که قرآن را دروغ شمرند و پیغام رسان را دروغ‏زن گیرند، فردا در دوزخ ایشان را عیشى است با تنگى و سختى میان زقوم و غسلین و ضریع، و هر چند که ایشان را در دنیا فراخى وسعت باشد اما از اللَّه تعالى ایشان را خذلان باشد تا همه حرام گیرند و حرام خورند، و سرانجام کار ایشان فردا تنگ عیشى باشد و ناخوش عذاب و عقوبت و سخط اللَّه تعالى.
مولوی : رباعیات
رباعی ۵۰۴ - آنها که دل از الست مست آوردند
آنها که دل از الست مست آوردند
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۵ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ» آن روز که در صور دمند، «وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ» و با هم آریم آن روز بدکاران را، «زُرْقاً» (۱۰۲) سبز چشمان.
اهلی شیرازی : ساقینامهٔ رباعی
شماره ۴۱ - ساقی قدحی که سوز داغم نرود
ساقی قدحی که سوز داغم نرود
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۳ - النوبة الثانیة
قوله: «مِنْها خَلَقْناکُمْ» مردودة الى الارض المسمّاة فى الآیة قبل. میگوید شما را که آفریدم از زمین آفریدم یعنى آدم که اصل شما است و پدر شما او را از خاک و گل آفریدم.
امام خمینی : غزلیات
لب دوست
گرچه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما
فضولی : رباعیات
شماره ۹ - در جان غم عشق تو نهانست مرا
در جان غم عشق تو نهانست مرا
خواجوی کرمانی : غزلیات
غزل ۱۴۶ - بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
بیش ازین بی همدمی در خانه نتوانم نشست
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۳ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «مِنْها خَلَقْناکُمْ» از آن آفریدیم شما را «وَ فِیها نُعِیدُکُمْ» و باز شما را بریم، «وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ» و باز از آن بیرون آریم شما را، «تارَةً أُخْرى‏» (۵۵) بارى دیگر.
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الثالثة
قوله: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» فرمان آمد از جبّار کائنات بموسى کلیم (ع) که یا موسى: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» برو بر آن مرد طاغى شوخ گردنکش که بر معاصى دلیر گشته. چگویم خداوندا فرمان چیست؟ «فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلى‏ أَنْ تَزَکَّى» اى موسى هر چند که او کافروار بامامى زند تو او را که دعوت کنى، بلطف دعوت کن و برفق سخن گوى.
انوری : رباعیات
رباعی ۳۷۷ - از بهر هلال عید آن مه ناگاه
از بهر هلال عید آن مه ناگاه
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الثانیة
قوله: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی». چون فرمان آمد از جبّار کائنات بموسى (ع) کلیم که: «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏» و موسى دل بر آن نهاد که پیش فرعون رود، از اللَّه تعالى تمکین خواست و ساز و اهبّت آن کار، گفت: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» و این از بهر آن گفت که موسى را آن ساعت دل بتنگ آمده بود و بارى بر دل وى نشسته که از چنان مقام مناجات مى‏بایست شدن و با دشمن سخن مى‏بایست گفت. پس از آن که با حق تعالى جلّ جلاله سخن گفته بود. گفت بار خدایا چون با دشمن سخن مى‏باید گفت نخست این بار از دل من فرو نه و دلم بر گشاى و فراخ گردان تا رسالت بتوانم گزارد و جواب بتوانم شنید. قال ابن جریح: اشْرَحْ لِی صَدْرِی، اى وسع و لیّن قلبى بالایمان و النبوّة لاعى عنک ما تودعه من وحیک و اجترى على خطاب فرعون.
کوهی : غزلیات
شماره ۲۱ - دل چو شستم ز غیر نقش ادب
دل چو شستم ز غیر نقش ادب
صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۰۷۲ - کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
کم کم دل مرا غم واندیشه می خورد
رشیدالدین میبدی : ۲۰- سورة طه- مکیّة
۲ - النوبة الاولى
قوله تعالى: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی» (۵) گفت خداوند من فراخ بگشاى دل من.