نورعلیشاه : بخش دوم
شمارهٔ ۴۳
مرا قبله جان کنون روی اوست
سعدی : قطعات
شمارهٔ ۴۰
در حدود ری یکی دیوانه بود
سیدای نسفی : غزلیات
شمارهٔ ۴۷۵
ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
بیدل دهلوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۶۷
از سر مستی نبود امشب خطابم با شراب
محمد بن منور : باب اول - در ابتداء حالت شیخ
بخش ۴
و شیخ ما بوسعید قدس اللّه روحه العزیز قرآن از بومحمد عنازی آموخته است و او امام باورع و متقی بوده است و ازمشاهیر قرآی خراسان و خاکش بنساست رحمة اللّه علیه. شیخ گفت در کودکی، در آن وقت که قرآن می‌آموختیم، پدرم بابوبوالخیر به نماز آذینه می‌برد ما را. در راه مسجد پیرابوالقسم بشر یاسین پیش آمد و او از مشاهیر علماء عصر و کبار مشایخ دهر بوده است و نشست او در میهنه بودست، شیخ گفت چون ما را بدید گفت: یا اباالخیر این کودک از آن کیست؟ پدرم گفت از آن ماست. نزدیک ما آمد، و بر سر پای بنشست، و روی بروی ما باز نهاد، و چشمهای وی پر آب گشت. پس گفت یا اباالخیر ما می‌نتوانستیم رفت از این جهان، که ولایت خالی می‌دیدیم، و این درویشان ضایع می‌ماندند، اکنون کی این فرزند ترا دیدیم ایمن گشتیم، کی ولایتها را ازین کودک نصیب خواهد بود.
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۳۶ - النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِکَکُمْ الآیة... ابتداء مناسک حج و عمره نیّت است، و اول رکنى از ارکان آن احرام است، و احرام از جامه بیرون آمدن است، از روى اشارت میگوید هر که بتن زیارت خانه ما کند از جامه بیرون آید، پس هر که بدل قصد حضرت ما کند اولى تر که از مرادات بشرى بیرون آید «المکاتب عبد ما بقى علیه درهم» ربّ العالمین رعایت دل درویش را فرمود که چون بدرگاه من آئید! بصفت درویشان و عاجزان آئید! سر و پاى برهنه، و از اسباب راحت و لذت بازمانده، نه جامه نیکو، نه بوى خوش، نه صحبت هم جفت، تا درویشان چون پادشاهان و جهانداران بصفت درویشى همچون خودشان بینند، بر درگاه عزت دل ایشان بنماند، و قدر درویشى بدانند، و خطر آن بشناسند. آرى، هر که گوهر درویشى شناسد، آسان آسان از دست بندهد، سیرت درویشان در روش راه دین چنان باید که سیرت حاجیان در اعمال حج، که هر چه نابکار و ناشایست است چشم و زبان و دل خویش از آن نگه دارد، و ذلک فى قوله فَلا رَفَثَ وَ لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِی الْحَجِّ الآیة... روش دین داران هم برین سان نهادند، چشم خویش از ملاحظت اغیار فرو گیرند، و دل خویش همچون کاروان سراى گدایان منزل گاه هر بیهده نگردانند، و گر حاسدان و جاهلان جمله متفق شوند، و دل و دیده ایشان نشانه طعن خویش سازند، ایشان آزاد وار بر گذرند، و مکافات نکنند، هم روى با خود کنند و بر نفس خود با خصم خود برخیزند یقول اللَّه تعالى وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً.
سهراب سپهری : شرق اندوه
و شکستم، و دویدم، و فتادم
درها به طنین های تو وا کردم.
طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شمارهٔ ۶۷
به روی ما چو دف از ذوق می زند سیلی
ملک‌الشعرای بهار : ترجیعات
وارث طهمورث و جم
خیزکز مشرق عیان گردید شب
طبیب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۷۵
فریاد من بچرخ نه هر دم نمی رسد
شاه نعمت‌الله ولی : قطعات
قطعهٔ شمارهٔ ۵۲
جام بی می کی دهد ذوق ای پسر
سلیم تهرانی : غزلیات
شمارهٔ ۴۶۱
همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
عطار نیشابوری : آغاز کتاب
الحكایة و التمثیل
آن امام دین چنین گفتست راست
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۲۹۱
گفتگوی کفر و دین آخر به یک جا می‌کشد
امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۱۸۷۵
ای باد صبحگاه به من نام او بگوی
صائب تبریزی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۳
دل نگردید شب وصل تهی از گله ها
رشیدالدین میبدی : ۲- سورة البقره‏
۳۷ - النوبة الاولى
قوله تعالى: وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان کسست مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ که خویشتن را مى خرد و دنیا مى‏فروشد ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ اسلام را و جستن خشنودى خداى را وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ و اللَّه سخت مهربان بخشاینده است بر رهیکان.
فردوسی : پادشاهی یزدگرد
بخش ۲
عمر سعد وقاس را با سپاه
صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تک‌بیت شمارهٔ ۱۵۱
از نوازش، منّت روی زمین دارد به من
جامی : خردنامه اسکندری
بخش ۷۸ - به ختم پنجمین انگشت از پنجه ا ین کتب پنجگانه که دست قوی بازوان را تاب می دهد به خاتم خاتمه
بیا جامی ای عمرها برده رنج