یغمای جندقی : بخش اول
شمارهٔ ۶۰ - به میرزا حسن مشهور به مولانای اصفهانی نگاشته
چند روز است در راه دریافت خجسته دیدار سرکار و امید گاهی میرزا که خزان از چهر بهارین بزمش رشک اردی بهشت است و دوزخ با فرنگارین کاخش شرم افزای بهشت، پویانم، و از دور و نزدیک و ترک و تاجیک نام ونشان همه را جویان، هر کس به جائی گفت و به دیگر باغ و تماشائی سرود، دویدن ها خستگی زاد و ندیدن ها گسستگی آورد، با همه ناجستن بازم تن پویه گر پی سپار است و دل چون مامی گم کرده فرزند بام تا شام کوچه گذر و خانه شمار. شهر به شهر می دوم کوچه به کوچه کو به کو. امروز هم به دستور روزهای گذشته به بنگاه مینو فرگاه گذشتم همچنان یکران تکاپوی لنگ افتاد و مینای کام و آرزو به سنگ آمد. در بزم سرکار احمد رخت درنگ گستردم، بارنامه ای بر فرهنگ دری از آنچه دوشین شب سرکار دائی باز سرود نگارش رفت و گفته های گهر سفت وی بی کاست و فزود گزارش. فروغ دیده و چراغ دوده سرکار آشوب آنکه سر تا پای دو زنده ام و پای تا سر به یکتائی پرستنده، نوشته را دید و گرفت و خواند و خواست و فرمود بندگان میرزا از این نامه های ژاژاندود یاوه پالود بی نیاز است، و خامه پارسی پردازش در ساز آفریدن و راز پروریدن خود افسون گر و جادو باز. از دوست ندیده و بهشت شنیده خود بدین چیزها که سیاهی هیچ ارزش است و گناهی بی آمرزش باز نخواهد ماند، دوست به دنیا و آخرت نتوان داد. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰۹۶
ز بامداد دلم میجهد به سودایی سعدی : غزلیات
غزل ۴۳۴
ما در خلوت به روی خلق ببستیم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - نشانه های تکبر و تواضع
زنهار، تا فریب نفس و شیطان را نخوری و خود را صاحب ملکه تواضع، و خالی از مرض کبر ندانی، تا نیک مطمئن شوی و خود را در معرض آزمایش و امتحان درآوری، زیرا که بسیار می شود که آدمی ادعای خالی بودن از کبر را می کند، بلکه خود نیز چنان گمان می کند ولی چون وقت امتحان می رسد معلوم می شود که این مرض در خفایای نفس او مضمر است و فریب نفس اماره را خورده و خود را بی کبر دانسته، و به این جهت از معالجه و مجاهده دست کشیده افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۱ - در توحید باری عزّ شأنه
ای شده از صنع قدرت تو هویدا بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۶
گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۹۶
جانا ز میانِ من و تو دست کراست عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۱
ذرهای دوستی آن دمساز رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۶۳ - در حق جمال الدین
جمال دین پیمبر ، تو آن سر افرازی مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۰
ای تو آب زندگانی فاسقنا شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیراب
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۳
به رنگ لاله می جوشد پری جای شکار اینجا احمد شاملو : شکفتن در مه
سرود برای مردِ روشن که به سایه رفت
قناعتوار نورعلیشاه : بخش دوم
شمارهٔ ۷۱
ای نهان از توام بجام اخلاص عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۲۱
آن چه رویست آن شکفته گردش اندر گلستان سعدی : غزلیات
غزل ۳۸۷
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۷۳
خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۳۳
ای امر تو عقد بند پیوند مزاج احمد شاملو : مرثیههای خاک
مرثیه
در خاموشیِ فروغ فرخزاد سحاب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴
نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد
شمارهٔ ۶۰ - به میرزا حسن مشهور به مولانای اصفهانی نگاشته
چند روز است در راه دریافت خجسته دیدار سرکار و امید گاهی میرزا که خزان از چهر بهارین بزمش رشک اردی بهشت است و دوزخ با فرنگارین کاخش شرم افزای بهشت، پویانم، و از دور و نزدیک و ترک و تاجیک نام ونشان همه را جویان، هر کس به جائی گفت و به دیگر باغ و تماشائی سرود، دویدن ها خستگی زاد و ندیدن ها گسستگی آورد، با همه ناجستن بازم تن پویه گر پی سپار است و دل چون مامی گم کرده فرزند بام تا شام کوچه گذر و خانه شمار. شهر به شهر می دوم کوچه به کوچه کو به کو. امروز هم به دستور روزهای گذشته به بنگاه مینو فرگاه گذشتم همچنان یکران تکاپوی لنگ افتاد و مینای کام و آرزو به سنگ آمد. در بزم سرکار احمد رخت درنگ گستردم، بارنامه ای بر فرهنگ دری از آنچه دوشین شب سرکار دائی باز سرود نگارش رفت و گفته های گهر سفت وی بی کاست و فزود گزارش. فروغ دیده و چراغ دوده سرکار آشوب آنکه سر تا پای دو زنده ام و پای تا سر به یکتائی پرستنده، نوشته را دید و گرفت و خواند و خواست و فرمود بندگان میرزا از این نامه های ژاژاندود یاوه پالود بی نیاز است، و خامه پارسی پردازش در ساز آفریدن و راز پروریدن خود افسون گر و جادو باز. از دوست ندیده و بهشت شنیده خود بدین چیزها که سیاهی هیچ ارزش است و گناهی بی آمرزش باز نخواهد ماند، دوست به دنیا و آخرت نتوان داد. مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۳۰۹۶
ز بامداد دلم میجهد به سودایی سعدی : غزلیات
غزل ۴۳۴
ما در خلوت به روی خلق ببستیم ملا احمد نراقی : باب چهارم
فصل - نشانه های تکبر و تواضع
زنهار، تا فریب نفس و شیطان را نخوری و خود را صاحب ملکه تواضع، و خالی از مرض کبر ندانی، تا نیک مطمئن شوی و خود را در معرض آزمایش و امتحان درآوری، زیرا که بسیار می شود که آدمی ادعای خالی بودن از کبر را می کند، بلکه خود نیز چنان گمان می کند ولی چون وقت امتحان می رسد معلوم می شود که این مرض در خفایای نفس او مضمر است و فریب نفس اماره را خورده و خود را بی کبر دانسته، و به این جهت از معالجه و مجاهده دست کشیده افسر کرمانی : قصاید
شمارهٔ ۱ - در توحید باری عزّ شأنه
ای شده از صنع قدرت تو هویدا بابافغانی : غزلیات
شمارهٔ ۵۵۶
گه گه بجور از عاشی ای شوخ بیزارم کنی عطار نیشابوری : باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد
شمارهٔ ۹۶
جانا ز میانِ من و تو دست کراست عطار نیشابوری : غزلیات
غزل شمارهٔ ۴۱۱
ذرهای دوستی آن دمساز رشیدالدین وطواط : مقطعات
شمارهٔ ۶۳ - در حق جمال الدین
جمال دین پیمبر ، تو آن سر افرازی مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۸۰
ای تو آب زندگانی فاسقنا شهریار (سید محمدحسین بهجت تبریزی) : گزیدهٔ غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۸ - لاله سیراب
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۳
به رنگ لاله می جوشد پری جای شکار اینجا احمد شاملو : شکفتن در مه
سرود برای مردِ روشن که به سایه رفت
قناعتوار نورعلیشاه : بخش دوم
شمارهٔ ۷۱
ای نهان از توام بجام اخلاص عنصری بلخی : قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید
شمارهٔ ۱۲۱
آن چه رویست آن شکفته گردش اندر گلستان سعدی : غزلیات
غزل ۳۸۷
من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم مولوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۰۷۳
خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار فضولی : رباعیات
شمارهٔ ۳۳
ای امر تو عقد بند پیوند مزاج احمد شاملو : مرثیههای خاک
مرثیه
در خاموشیِ فروغ فرخزاد سحاب اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۴
نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد