نهج البلاغه : خطبه ها
آموزش تاكتيك هاى نظامى
<strong> و من كلام له عليهالسلام </strong> <strong> في تعليم الحرب و المقاتلة </strong> حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۳۰۰
به عاشقی، شده ام شهرهٔ جهان از تو صغیر اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۲۶
چندانکه سیل دیده من بیشتر شود فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۳
خوشتر از دانهٔ اشکم گهری پیدا نیست قاسم انوار : رباعیات
شمارهٔ ۱۰
گر دلبر من شیوه مستان گیرد طغرل احراری : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۰
در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۷۱
ای سنایی کسی به جد و به جهد عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شمارهٔ ۷۳
آن وقت که گفتمی که ناشاد منم اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۳۸
دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام ابوالفضل بیهقی : مجلد هفتم
بخش ۲۰ - تضریب بوسهل در کار آلتونتاش
ذکر احوال بوسهل محمد بن حسین زوزنی عارض و فروگرفتن او مولوی : دفتر ششم
بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیهالسلام و مشورت در خریدن او
بعد از آن صدیق پیش مصطفی ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ٣٧۵
هر که را داد نعمتی ایزد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۴۸
شفاعت آمدم، ای دوست، دیده خود را حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸۹
جان را سپند ساز و به آتش نثار شو ایرانشان : کوشنامه
بخش ۳۴ - پاسخ مهانش
مهانش شنید و سرافگند پیش سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۲
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۳
با زلفت از بوهمسری چون مشک تاتاری کند نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۱۷
چون زاغ ملاطفت باخه در باب موش بشنود تازه ایستاد ,واو را گفت: شادکردی مرا و همیشه از جانب تو این معهود است. و تو هم بمکارم خویش بنازد و شاد و خرم زی ,چه سزاوار کسی بمسرت و ارتیاح اوست که جانب او دوستان را ممهد باشد ,و بهر وقت جماعتی از برادران در شفقت و رعایت و اهتمام و حمایت او روزگار گذارند ,و او درهای مکرمت و مجاملت را بریشان گشاده دارد ,و در اجابت التماس و قضای حاجت ایشان اهتزاز و استبشار واجب بیند؛و زبان نبوت از این معنی عبارت میفرماید که خیار کم احاسنکم اخلاقا الموطوون اکنافا الذین یالفون و یولفون. سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۲
ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷۵
نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی
آموزش تاكتيك هاى نظامى
<strong> و من كلام له عليهالسلام </strong> <strong> في تعليم الحرب و المقاتلة </strong> حزین لاهیجی : غزلیات ناتمام
شمارهٔ ۳۰۰
به عاشقی، شده ام شهرهٔ جهان از تو صغیر اصفهانی : غزلیات
شمارهٔ ۲۲۶
چندانکه سیل دیده من بیشتر شود فروغی بسطامی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۱۳
خوشتر از دانهٔ اشکم گهری پیدا نیست قاسم انوار : رباعیات
شمارهٔ ۱۰
گر دلبر من شیوه مستان گیرد طغرل احراری : غزلیات
شمارهٔ ۱۶۰
در دل خیال آن قد رعنا نگاه دار سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شمارهٔ ۷۱
ای سنایی کسی به جد و به جهد عطار نیشابوری : باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید
شمارهٔ ۷۳
آن وقت که گفتمی که ناشاد منم اهلی شیرازی : غزلیات
شمارهٔ ۱۰۳۸
دش از داغت زمانی در غم دل بوده ام ابوالفضل بیهقی : مجلد هفتم
بخش ۲۰ - تضریب بوسهل در کار آلتونتاش
ذکر احوال بوسهل محمد بن حسین زوزنی عارض و فروگرفتن او مولوی : دفتر ششم
بخش ۲۸ - باز گردانیدن صدیق رضی الله عنه واقعهٔ بلال را رضی الله عنه و ظلم جهودان را بر وی و احد احد گفتن او و افزون شدن کینهٔ جهودان و قصه کردن آن قضیه پیش مصطفی علیهالسلام و مشورت در خریدن او
بعد از آن صدیق پیش مصطفی ابن یمین فَرومَدی : قطعات
شمارهٔ ٣٧۵
هر که را داد نعمتی ایزد امیرخسرو دهلوی : غزلیات
شمارهٔ ۴۸
شفاعت آمدم، ای دوست، دیده خود را حزین لاهیجی : غزلیات
شمارهٔ ۷۸۹
جان را سپند ساز و به آتش نثار شو ایرانشان : کوشنامه
بخش ۳۴ - پاسخ مهانش
مهانش شنید و سرافگند پیش سعدی : غزلیات
غزل ۵۲۲
تو هیچ عهد نبستی که عاقبت نشکستی بلند اقبال : غزلیات
شمارهٔ ۱۷۳
با زلفت از بوهمسری چون مشک تاتاری کند نصرالله منشی : باب الحمامة المطوقة و الجرذ والغراب والسلحفاة والظبی
بخش ۱۷
چون زاغ ملاطفت باخه در باب موش بشنود تازه ایستاد ,واو را گفت: شادکردی مرا و همیشه از جانب تو این معهود است. و تو هم بمکارم خویش بنازد و شاد و خرم زی ,چه سزاوار کسی بمسرت و ارتیاح اوست که جانب او دوستان را ممهد باشد ,و بهر وقت جماعتی از برادران در شفقت و رعایت و اهتمام و حمایت او روزگار گذارند ,و او درهای مکرمت و مجاملت را بریشان گشاده دارد ,و در اجابت التماس و قضای حاجت ایشان اهتزاز و استبشار واجب بیند؛و زبان نبوت از این معنی عبارت میفرماید که خیار کم احاسنکم اخلاقا الموطوون اکنافا الذین یالفون و یولفون. سنایی غزنوی : غزلیات
غزل شمارهٔ ۱۷۲
ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر اوحدی مراغهای : غزلیات
غزل شمارهٔ ۷۷۵
نقشی ز صورت خود هر جا پدید کردی