جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۹۹۳ - خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۸۹ - داستان آن بازرگان که خرما از بغداد به بصره برد بفروشد
بود در عهدی یکی بازارگان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۱۸ - در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
در زیر تیغ یار که سرها در او گم است عبید زاکانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر
چو شقهٔ شب عنبر نثار بگشایند جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۷۲ - هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!
چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟! سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۹۲ - خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۷۲ - حکایت سگ بخشعلی نام جندقی
بخشعلی نام از اهالی جندق سگی داشت و سگ را به مقتضای سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد با بخشعلی نام فرط علاقه بود. شبی به ضرورت خداوند سگ را هنگامی که حارس شب همت برپاس انصراف داشت سفری پیش آمد، بامدادان که سگ مردم پرست دامان خداند خود را در دست نیافت، آسیمه سر چون آهوی یوز از قفا و چون یوز آهو در جلو، پائی از بقعه بیرون گذارده بر لب دیوار مصلی خارج قلعه نشست و دیده مراقبت بر جمیع طرق و شوارع بست. مگر از شهود بخشعلی اثری و از گمشده خویش خبری یابد. مثلا قافله به سمت دامغان می رفت بدین امید که صاحب او در میان کاروان باشد لابه کنان دو سه فرسنگی از قفای قافله می دوید و چون از بخشعلی نشانی نمی یافت باز بر میگردید، به دیوار مصلی نرسیده گروه دیگر به صوب یزد رخت بر راحله نهاده بودند، باز امیدش قلاده کشان پی ایشان می کشید از مطلوب اثر نیافته باز می گشت و قس علی هذا. ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۵۸ - عشق و جان بازی پروانه در پای شمع
همچو آن پروانه شمع افروختن طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۸ - ندارد میل الفت وضع آزادی پسند ما
ندارد میل الفت وضع آزادی پسند ما جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۴۶ - خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱۶ - سبحان الله ز گردش چرخ برین
سبحان الله ز گردش چرخ برین ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۲۹ - امیر معزول که شغل ابریق داری مبرز پیش گرفت
آن یکی می بود در شهری امیر جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۸۴ - غمت جز در دل یکتا نگنجد
غمت جز در دل یکتا نگنجد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۱ - هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۲۴ - چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۴۶ - جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۷۴ - آداب محتسب
بدان که محتسب را از سه خصلت چاره نیست: علم و ورع و حسن خلق که چون علم ندارد منکر از معروف باز نشناسد و چون ورع نبود اگرچه باز شناسد کار به غرض کند و چون خلق نیکو نبود چون او را برنجانند و خشم او برآید خدای را فراموش کند و برحد بنایستد و آنچه کند به نصیب نفس کند نه به نصیب حق، حسبت او معصیت گردد. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۷۸ - عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند مولوی : غزلیات
غزل ۲۷۵۱ - از قصه حال ما نپرسی؟
از قِصّه حالِ ما نَپُرسی؟
شماره ۹۹۳ - خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۸۹ - داستان آن بازرگان که خرما از بغداد به بصره برد بفروشد
بود در عهدی یکی بازارگان صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۹۱۸ - در زیر تیغ یار که سرها در او گم است
در زیر تیغ یار که سرها در او گم است عبید زاکانی : قصاید
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر
چو شقهٔ شب عنبر نثار بگشایند جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۷۷۲ - هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش
هرگز صدا نبرده در این بزم ره به گوش آذر بیگدلی : غزلیات
شماره ۱۰۹ - چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!
چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟! سنایی غزنوی : قصاید و قطعات
شماره ۱۹۲ - خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد یغمای جندقی : بخش دوم
شمارهٔ ۷۲ - حکایت سگ بخشعلی نام جندقی
بخشعلی نام از اهالی جندق سگی داشت و سگ را به مقتضای سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد با بخشعلی نام فرط علاقه بود. شبی به ضرورت خداوند سگ را هنگامی که حارس شب همت برپاس انصراف داشت سفری پیش آمد، بامدادان که سگ مردم پرست دامان خداند خود را در دست نیافت، آسیمه سر چون آهوی یوز از قفا و چون یوز آهو در جلو، پائی از بقعه بیرون گذارده بر لب دیوار مصلی خارج قلعه نشست و دیده مراقبت بر جمیع طرق و شوارع بست. مگر از شهود بخشعلی اثری و از گمشده خویش خبری یابد. مثلا قافله به سمت دامغان می رفت بدین امید که صاحب او در میان کاروان باشد لابه کنان دو سه فرسنگی از قفای قافله می دوید و چون از بخشعلی نشانی نمی یافت باز بر میگردید، به دیوار مصلی نرسیده گروه دیگر به صوب یزد رخت بر راحله نهاده بودند، باز امیدش قلاده کشان پی ایشان می کشید از مطلوب اثر نیافته باز می گشت و قس علی هذا. ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۵۸ - عشق و جان بازی پروانه در پای شمع
همچو آن پروانه شمع افروختن طغرل احراری : غزلیات
شماره ۲۸ - ندارد میل الفت وضع آزادی پسند ما
ندارد میل الفت وضع آزادی پسند ما جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۴۶ - خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید کمالالدین اسماعیل : رباعیات
شماره ۷۱۶ - سبحان الله ز گردش چرخ برین
سبحان الله ز گردش چرخ برین ملا احمد نراقی : مثنوی طاقدیس
بخش ۱۲۹ - امیر معزول که شغل ابریق داری مبرز پیش گرفت
آن یکی می بود در شهری امیر جمالالدین عبدالرزاق : غزلیات
شماره ۸۴ - غمت جز در دل یکتا نگنجد
غمت جز در دل یکتا نگنجد هلالی جغتایی : غزلیات
غزل ۲۱ - هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا
هست آرزوی کشتن آن تند خو مرا مجیرالدین بیلقانی : قصاید
شماره ۲۴ - چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند
چون ترا غالیه بر گرد رقم ریخته اند عرفی شیرازی : غزلها
غزل ۵۴۶ - جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده
جانم ز سینه بر زه دامان بر آمده غزالی : رکن دوم - رکن معاملات
بخش ۷۴ - آداب محتسب
بدان که محتسب را از سه خصلت چاره نیست: علم و ورع و حسن خلق که چون علم ندارد منکر از معروف باز نشناسد و چون ورع نبود اگرچه باز شناسد کار به غرض کند و چون خلق نیکو نبود چون او را برنجانند و خشم او برآید خدای را فراموش کند و برحد بنایستد و آنچه کند به نصیب نفس کند نه به نصیب حق، حسبت او معصیت گردد. جویای تبریزی : غزلیات
شماره ۵۷۸ - عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند
عاقلان موعظه را زیب ده هوش کنند مولوی : غزلیات
غزل ۲۷۵۱ - از قصه حال ما نپرسی؟
از قِصّه حالِ ما نَپُرسی؟