اهلی شیرازی : غزلیات
شماره ۷۰۶ - لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد
لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - سجده پیش هر بتی کفر است،یک جانان بس است
سجده پیش هر بتی کفر است،یک جانان بس است عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر معروف کرخی رحمةالله علیه
آن همدم نسیم وصال، آن محرم حریم جمال، آن مقتدای صدر طریقت، آن رهنمای راه حقیقت، آن عارف اسرار شیخی، قطب وقت، معروف کرخی رحمةالله علیه، مقدم طریقت بود و مقدم طوایف بود و مخصوص بانواع لطایف بود و سید محبان وقت بود و خلاصه عارفان عهد بود بلکه اگر عارف نبودی معروف نگشتی کرامت و ریاضت او بسیار و در فتوت و تقوی آیتی بود و عظیم لطفی و قربی تمام داشته است و در مقام انس و شوق بغایت بوده است و مادر و پدرش ترسا بودند وی را بر معلم فرستادند استادش گفت: بگوی خدا ثالث و ثلاثه گفت نی، بل هو الله الواحد هرچند که میگفت که بگوی خدای سه است او میگفت یکی هرچند استاد بزدش سود نداشت یکبار سخت زدش، معروف بگریخت و بیش نیافتندش مادر و پدرش گفتندی کاشکی بیامدی و هردینی که او بخواستی ما موافقت او کردمانی. وی برفت و بردست علی بن موسی الرضا مسلمان شد. بعد از چند گاه، روزی بدر خانه پدر رفت. در خانه بکوفت گفتند کیست؟ گفت: معروف. گفتند بر کدام دینی؟ گفت بر دین محمد رسول الله. مادر و پدرش در حال مسلمان شدند آنگاه بداود طائی افتاد و بسیار ریاضت کشید و بسی عبادت و مجاهده بجای آورد و چندان در صدق قدم زد که مشارالیه گشت. محمد بن منصور الطوسی گوید بنزدیک معروف بودم در بغداد اثری بر روی او دیدم. گفتم دی بنزدیک تو بودم این نشان نبود، این چیست؟ اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۴۱ - مدح بهاءالدین محمد وزیر
ملک را فال ز اقبال بقا می یابد فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۳ - ز من آن مغبچه ترک دل و دین می خواهد
ز من آن مغبچه ترک دل و دین می خواهد ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
در شکایت از خالق
چون که نومید بودم از تهران اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۱۵ - پیری
بیزلف از شست بتان دلها پریشان دیده ام حسین قوامی (فاخته) : حسین قوامی (فاخته)
جوانی
ای جوانی رفتی ز دستم، خیام : هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
رباعی ۷۷
امشب می جامِ یکمَنی خواهمکرد، فیاض لاهیجی : مثنویات
معراجیه
یکی از دوستان راست مزه اهلی شیرازی : مثنویات متفرقه
در وصف ستون خیمه گوید
چه نهالیست این خجسته ستون عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۶۵ - در خطت تا دل به جان در بستهام
در خطت تا دل به جان در بستهام جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۶۹ - خلاف عادت معهود را وفایی کن
خلاف عادت معهود را وفایی کن فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۹ - دل به زلفش میکشد آشفته سامانی مرا
دل به زلفش میکشد آشفته سامانی مرا جامی : تحفةالاحرار
بخش ۷ - حکایت مسافر کنعانی
یوسف کنعان چو به مصر آرمید صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۲۴۳ - میان اگر نکنی باز، اختیار از توست
میان اگر نکنی باز، اختیار از توست سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان رکن الدین
خدایگان جهانرا خدای داد عطا فضولی : رباعیات
شماره ۷۰ - ای در دل ما ز ذوق قرب تو نشاط
ای در دل ما ز ذوق قرب تو نشاط سعیدا : غزلیات
شماره ۳۶۸ - خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز ملکالشعرای بهار : اشعار محلی
شمارهٔ ۸ - غزل
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن
شماره ۷۰۶ - لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد
لیلی نبودش این نمک شیرین چنین زیبا نشد واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۳۲ - سجده پیش هر بتی کفر است،یک جانان بس است
سجده پیش هر بتی کفر است،یک جانان بس است عطار نیشابوری : تذکرة الأولیاء
ذکر معروف کرخی رحمةالله علیه
آن همدم نسیم وصال، آن محرم حریم جمال، آن مقتدای صدر طریقت، آن رهنمای راه حقیقت، آن عارف اسرار شیخی، قطب وقت، معروف کرخی رحمةالله علیه، مقدم طریقت بود و مقدم طوایف بود و مخصوص بانواع لطایف بود و سید محبان وقت بود و خلاصه عارفان عهد بود بلکه اگر عارف نبودی معروف نگشتی کرامت و ریاضت او بسیار و در فتوت و تقوی آیتی بود و عظیم لطفی و قربی تمام داشته است و در مقام انس و شوق بغایت بوده است و مادر و پدرش ترسا بودند وی را بر معلم فرستادند استادش گفت: بگوی خدا ثالث و ثلاثه گفت نی، بل هو الله الواحد هرچند که میگفت که بگوی خدای سه است او میگفت یکی هرچند استاد بزدش سود نداشت یکبار سخت زدش، معروف بگریخت و بیش نیافتندش مادر و پدرش گفتندی کاشکی بیامدی و هردینی که او بخواستی ما موافقت او کردمانی. وی برفت و بردست علی بن موسی الرضا مسلمان شد. بعد از چند گاه، روزی بدر خانه پدر رفت. در خانه بکوفت گفتند کیست؟ گفت: معروف. گفتند بر کدام دینی؟ گفت بر دین محمد رسول الله. مادر و پدرش در حال مسلمان شدند آنگاه بداود طائی افتاد و بسیار ریاضت کشید و بسی عبادت و مجاهده بجای آورد و چندان در صدق قدم زد که مشارالیه گشت. محمد بن منصور الطوسی گوید بنزدیک معروف بودم در بغداد اثری بر روی او دیدم. گفتم دی بنزدیک تو بودم این نشان نبود، این چیست؟ اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۴۱ - مدح بهاءالدین محمد وزیر
ملک را فال ز اقبال بقا می یابد فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۳ - ز من آن مغبچه ترک دل و دین می خواهد
ز من آن مغبچه ترک دل و دین می خواهد ملکالشعرای بهار : کارنامهٔ زندان
در شکایت از خالق
چون که نومید بودم از تهران اهلی شیرازی : معمیات
بخش ۱۵ - پیری
بیزلف از شست بتان دلها پریشان دیده ام حسین قوامی (فاخته) : حسین قوامی (فاخته)
جوانی
ای جوانی رفتی ز دستم، خیام : هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]
رباعی ۷۷
امشب می جامِ یکمَنی خواهمکرد، فیاض لاهیجی : مثنویات
معراجیه
یکی از دوستان راست مزه اهلی شیرازی : مثنویات متفرقه
در وصف ستون خیمه گوید
چه نهالیست این خجسته ستون عطار نیشابوری : غزلیات
غزل ۴۶۵ - در خطت تا دل به جان در بستهام
در خطت تا دل به جان در بستهام جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۱۶۹ - خلاف عادت معهود را وفایی کن
خلاف عادت معهود را وفایی کن فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۷۹ - دل به زلفش میکشد آشفته سامانی مرا
دل به زلفش میکشد آشفته سامانی مرا جامی : تحفةالاحرار
بخش ۷ - حکایت مسافر کنعانی
یوسف کنعان چو به مصر آرمید صائب تبریزی : تکبیتهای برگزیده
تکبیت ۲۴۳ - میان اگر نکنی باز، اختیار از توست
میان اگر نکنی باز، اختیار از توست سوزنی سمرقندی : قصاید
شمارهٔ ۵ - در مدح سلطان رکن الدین
خدایگان جهانرا خدای داد عطا فضولی : رباعیات
شماره ۷۰ - ای در دل ما ز ذوق قرب تو نشاط
ای در دل ما ز ذوق قرب تو نشاط سعیدا : غزلیات
شماره ۳۶۸ - خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز
خوابیده مست و بیخود امروز در بر ناز ملکالشعرای بهار : اشعار محلی
شمارهٔ ۸ - غزل
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن