صغیر اصفهانی : قطعات
شمارهٔ ۳۶ - قطعه
به هر چیز مهرت فزونتر بود میرداماد : رباعیات
شماره ۱۴ - آتش ز تو در هستی نابود من است
آتش ز تو در هستی نابود من است آذر بیگدلی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - در مدح آقا محمد هاشم زرگر
ای آنکه کسی مثل تو ننوشته خط نسخ سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۷۹ - سؤال کردن برهمن
دگر گفت کای نوجوان برهمن جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۱۲ - من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو
من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۹۹ - کبابی
باشد آن شوخ کبابی دلبر عالیجناب فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۸۰ - بلبل به سحر دو دیده پر خون آید
بلبل به سحر دو دیده پر خون آید فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۵۷ - وصف دیماه و تعریف آتش و توصیف مجلس بزم خواجه اثیرالدین تورانشاه وزیر
تا باوج آمد سر رایات خیل ز مهریر وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند هشتم - چون شهسوار عشق به دست بلا رسید
چون شهسوار عشق به دست بلا رسید طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۰۷ - گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن
گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۶۸ - حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۲۶ - بر عدو پشت نکردن سپر است
بر عدو پشت نکردن سپر است یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۶۵ - ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ
ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
حاصل عشق
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۰۱
عشق جز در آدمی صورت نگیرد زیرا که هرگز ملکی را با ملکی دیگر عشق نبوده است و نباشد و معقول در این اصل آنست که ملک را از کمال استغراق بحضرت جَلَّتْ عَظَمَتُه پروای دید غیر نبود پس او را بر غیر حق عشق نبود باز آنچه او را احتراق نیست بآتش عشق و نار شوق از آن جهت است که او در محل مشاهده حاصل است و همیشه در پرتو انوار قربست اَمِنْ از بعد و حجاب اما آدمی را بر مثل خود عشق ظاهر شود و آن دو سبب است یکی سبب جلی و دیگری خفی سبب جلی آنست که او مغلوب هواست و شهوت بر وجود او غالب است و او را بطبع مر دفع آن را بجان طالب است چنانک گرسنگی را بطعام دفع کنند و تشنگی را بآب هر آینه چون شهوت قوت گیرد هم از خود دفع باید کرد و دفع او بواسطۀ صاحب جمالی که دل را بر او میلی مفرط بود تمامتر بود و سبب خفی آنست که در صورت آدمی سریست که در بیان ما نگنجد عبارت از آن سر در عالم نبوت اینست که خَلَقَ اللّهُ آدَمَ عَلَی صوُرَتِهِ پس جان که از عالم بی نشانی او نشانست قُلِ الرّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّی. بحکم معنی خفی بههزار جان از دل قدم میسازد و بسوی عالم او میشتابد تا باشد که از ریحان عشق بوئی بیابد این معنی در تحریر و تقریر نتوان آوردن کسی سری نمیداند زبان در کش زبان درکش. اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۹۸ - جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل ۳۹ - ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
شمارهٔ ۳۶ - قطعه
به هر چیز مهرت فزونتر بود میرداماد : رباعیات
شماره ۱۴ - آتش ز تو در هستی نابود من است
آتش ز تو در هستی نابود من است آذر بیگدلی : قطعات
شمارهٔ ۲۷ - در مدح آقا محمد هاشم زرگر
ای آنکه کسی مثل تو ننوشته خط نسخ سرایندهٔ فرامرزنامه : فرامرزنامه
بخش ۷۹ - سؤال کردن برهمن
دگر گفت کای نوجوان برهمن جهان ملک خاتون : غزلیات
شماره ۱۲۱۲ - من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو
من ندیدم ای دل سرگشته جز بیداد ازو سیدای نسفی : شهر آشوب
شمارهٔ ۹۹ - کبابی
باشد آن شوخ کبابی دلبر عالیجناب فضولی : غزلیات
شماره ۱۳۶ - یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد
یار ما را به ازین زار و حزین می خواهد مجیرالدین بیلقانی : رباعیات
شماره ۸۰ - بلبل به سحر دو دیده پر خون آید
بلبل به سحر دو دیده پر خون آید فیاض لاهیجی : غزلیات
شماره ۲۵۷ - دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد
دلم امشب که ز تیغ تو جراحت دارد اثیر اخسیکتی : قصاید
شمارهٔ ۵۷ - وصف دیماه و تعریف آتش و توصیف مجلس بزم خواجه اثیرالدین تورانشاه وزیر
تا باوج آمد سر رایات خیل ز مهریر وفایی شوشتری : چند مرثیهٔ دیگر
بند هشتم - چون شهسوار عشق به دست بلا رسید
چون شهسوار عشق به دست بلا رسید طغرای مشهدی : ابیات برگزیده از غزلیات
شماره ۵۰۷ - گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن
گر به گرد روی او گردیده ام، عیبم مکن اسیر شهرستانی : غزلیات ناتمام
شماره ۱۶۸ - حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت
حرف شمع رخ او دوش در این خانه گذشت واعظ قزوینی : غزلیات
شماره ۱۲۶ - بر عدو پشت نکردن سپر است
بر عدو پشت نکردن سپر است یغمای جندقی : مراثی و نوحهها
شماره ۶۵ - ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ
ای بر تن تو جامه جان چاک دریغ فریدون مشیری : لحظه ها و احساس
حاصل عشق
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو عینالقضات همدانی : لوایح
فصل ۱۰۱
عشق جز در آدمی صورت نگیرد زیرا که هرگز ملکی را با ملکی دیگر عشق نبوده است و نباشد و معقول در این اصل آنست که ملک را از کمال استغراق بحضرت جَلَّتْ عَظَمَتُه پروای دید غیر نبود پس او را بر غیر حق عشق نبود باز آنچه او را احتراق نیست بآتش عشق و نار شوق از آن جهت است که او در محل مشاهده حاصل است و همیشه در پرتو انوار قربست اَمِنْ از بعد و حجاب اما آدمی را بر مثل خود عشق ظاهر شود و آن دو سبب است یکی سبب جلی و دیگری خفی سبب جلی آنست که او مغلوب هواست و شهوت بر وجود او غالب است و او را بطبع مر دفع آن را بجان طالب است چنانک گرسنگی را بطعام دفع کنند و تشنگی را بآب هر آینه چون شهوت قوت گیرد هم از خود دفع باید کرد و دفع او بواسطۀ صاحب جمالی که دل را بر او میلی مفرط بود تمامتر بود و سبب خفی آنست که در صورت آدمی سریست که در بیان ما نگنجد عبارت از آن سر در عالم نبوت اینست که خَلَقَ اللّهُ آدَمَ عَلَی صوُرَتِهِ پس جان که از عالم بی نشانی او نشانست قُلِ الرّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبّی. بحکم معنی خفی بههزار جان از دل قدم میسازد و بسوی عالم او میشتابد تا باشد که از ریحان عشق بوئی بیابد این معنی در تحریر و تقریر نتوان آوردن کسی سری نمیداند زبان در کش زبان درکش. اسیر شهرستانی : غزلیات
شماره ۶۹۸ - جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش رفیق اصفهانی : غزلیات
شماره ۱۳۸ - شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد
شاد باد آنکه ز ناشادی من یاد نکرد مولانا خالد نقشبندی : غزلیات
غزل ۳۹ - ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف
ای که رویت را بود بر مهر تابان صد شرف