عطار نیشابوری : باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق
شماره ۳ - گفتم:چه شود چو لطف ذاتی داری
گفتم:چه شود چو لطف ذاتی داری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است
حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵ - نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب را
نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب را صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۳ - تا دل بی تاب من گرم طلب گردیده است
تا دل بی تاب من گرم طلب گردیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۴۴ - می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود
می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۶ - این سوز که خاست با که بتوانم گفت
این سوز که خاست با که بتوانم گفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
نیست در دیده ما منزلتی دنیا را آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۸۵۱ - چندیست که از زمزمه عشق خموشم
چندیست که از زمزمه عشق خموشم عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۲ - گردل گویم به منتهایی نرسید
گردل گویم به منتهایی نرسید آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۰۸ - دلا مسافرت از این دیار ویران کن
دلا مسافرت از این دیار ویران کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۹ - از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است
از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۹۶ - چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۴۴ - دل بر شکن طره دلدار گران است
دل بر شکن طره دلدار گران است سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳۴ - یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد خشمآلود
یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد خشمآلود که فلان سرهنگزاده مرا دشنامِ مادر داد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۸۸ - بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید
بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۰ - کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست
کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست: توان کشت و توان بخشید. و گر بی تأمل کشته شود، محتمل است که مصلحتی فوت شود که تدارک مثل آن ممتنع باشد. کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۸۳ - خوش آن زمان که عتاب بهانه ساز نبود
خوش آن زمان که عتاب بهانه ساز نبود عطار نیشابوری : بخش ششم
(۸) حکایت نابینا با شیخ نوری رحمه الله
مگر پوشیده چشمی بود در راه فردوسی : پادشاهی یزدگرد هجده سال بود
بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
چو بنشست با سوگ ماهی بلاش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۰۷ - شانه چون بر زلف خود آن عنبرین مو می زند
شانه چون بر زلف خود آن عنبرین مو می زند
شماره ۳ - گفتم:چه شود چو لطف ذاتی داری
گفتم:چه شود چو لطف ذاتی داری صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۹۶۴ - حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است
حیرت شبنم درین گلزار عین حکمت است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۵ - نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب را
نم به دل نگذاشت خونم خنجر قصاب را صائب تبریزی : مطالع
شماره ۱۱۳ - تا دل بی تاب من گرم طلب گردیده است
تا دل بی تاب من گرم طلب گردیده است صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۶۴۴ - می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود
می کند یادش دل بیتاب و از خود می رود عطار نیشابوری : باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم
شماره ۶ - این سوز که خاست با که بتوانم گفت
این سوز که خاست با که بتوانم گفت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۴۸۴ - نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
نیست در دیده ما منزلتی دنیا را آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۸۵۱ - چندیست که از زمزمه عشق خموشم
چندیست که از زمزمه عشق خموشم عطار نیشابوری : باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن
شماره ۲ - گردل گویم به منتهایی نرسید
گردل گویم به منتهایی نرسید آشفتهٔ شیرازی : غزلیات
شماره ۹۰۸ - دلا مسافرت از این دیار ویران کن
دلا مسافرت از این دیار ویران کن صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۱۱۰۹ - از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است
از غبار جسم حایل ها به هم پیوسته است کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۹۶ - چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت
چمن ز سردی ایام برگ و بار گذاشت صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۱۴۴ - دل بر شکن طره دلدار گران است
دل بر شکن طره دلدار گران است سعدی : باب اول در سیرت پادشاهان
حکایت ۳۴ - یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد خشمآلود
یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد خشمآلود که فلان سرهنگزاده مرا دشنامِ مادر داد. صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۷۸۸ - بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید
بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید سعدی : باب هشتم در آداب صحبت
شماره ۵۰ - کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست
کشتن بندیان تأمل اولی تر است، به حکم آن که اختیار باقیست: توان کشت و توان بخشید. و گر بی تأمل کشته شود، محتمل است که مصلحتی فوت شود که تدارک مثل آن ممتنع باشد. کلیم کاشانی : غزلیات
غزل ۳۸۳ - خوش آن زمان که عتاب بهانه ساز نبود
خوش آن زمان که عتاب بهانه ساز نبود عطار نیشابوری : بخش ششم
(۸) حکایت نابینا با شیخ نوری رحمه الله
مگر پوشیده چشمی بود در راه فردوسی : پادشاهی یزدگرد هجده سال بود
بخش ۴ - پادشاهی بلاش پیروز چهار سال بود
چو بنشست با سوگ ماهی بلاش صائب تبریزی : غزلیات
غزل ۲۵۰۷ - شانه چون بر زلف خود آن عنبرین مو می زند
شانه چون بر زلف خود آن عنبرین مو می زند